سعدیوار در صحنه
به گزارش گلونی، ابومنصور مَعْمَری شاهنامهای به نثر نوشت. درست در زمانی که جامعه ایران دوباره قدرت گرفته بود و بستر برای ایراندوستی فراهم بود. در چنین شرایطی زبان فارسی و اسطورههای ایرانی نیازمند پشتیبانی ادبی بود.
ابومنصور مَعْمَری، ابوالموید بلخی، ابوعلی بلخی و مسعودی مروزی کسانی بودند که پیش از فردوسی گام در راه سرودن شاهنامهها گذاشتند و زبان فارسی را از زیر فشار زبان تازی بیرون کشیدند.
توانایی فارسی در نوشتن از تاریخ و علم و اندیشه با تاریخ بیهقی، التفهیم بیرونی، دانشنامه مِیسَری، مرصادالعباد رازی، تذکره اولیای عطار، دانشنامه علائی و… ثابت شد اما دوباره در ورطه انحطاط افتاد.
در روزگار مغول، سعدی به داد رسید و فارسی را از چنگ مقامهنویسی بیرون کشید و به دستور زبان فارسی و واژگان فارسی توجه کرد، و دوباره فارسی غرق در واژگان تازی شد و کار تا قائممقام فراهانی به درازا کشید اما کمکم سادهنویسی راهی باز کرد برای زاده شدن دوباره فارسی.
در روزگار پس از مشروطه نیاز بود که دوباره از توانایی واژگان فارسی استفاده شود. نیاز به نمونههایی بود برای زنده نگه داشتن نثر. نیاز بود یک بار دیگر دستی قلمی بردارد و فارسی را نه فقط از چنگ لغات تازی و فرانسوی که دوباره از عبارتهای عربی و نحو عربی رهایی دهد.
شاید بتوان گفت بسیاری (نه همه) به زبانی جز فارسی فکر میکردند و مینوشتند و فارسیشان انگار ترجمه همزمانی بود از زبانی دیگر که روی کاغذ میآمد. «شاهرخ مسکوب» و «سیدجواد طباطبایی» و… بسیار از انحطاط نثر در روزگار پس از مغول، صفوی و قاجار نوشتند اما پس از قاجار، نویسندگان بزرگی آمدند که زبان فارسی را پاسبانی کردند.
یکی از آنان بیشک بهرام بیضایی است. اینجاست که بیضایی سعدیوار پا به صحنه میگذارد و قلماش تا همیشه در جهان ایرانی زنده است.
پایان پیام
نویسنده: رضا ساکی
