شش ماهه و شش گام عقب‌تر از مسئولیت اجتماعی طنز

شش ماهه و شش گام عقب‌تر از مسئولیت اجتماعی طنز

شش ماهه و شش گام عقب‌تر از مسئولیت اجتماعی طنز

به گزارش گلونی، با آغاز پخش سریال «شش ماهه» ساخته مهران مدیری از شبکه سه سیما که در تاریخ چهارم دی‌ماه پخش شد، بسیاری از مخاطبان با امید دیدن اثری تازه از یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های طنز تلویزیون پای گیرنده‌ها نشستند. مدیری برای سال‌ها نماد طنز انتقادی، کنایه‌های اجتماعی و جسارت در نقد ساختارهای معیوب بوده است. اما حالا با گذشت پنج قسمت از «شش ماهه»، این انتظار نه‌تنها برآورده نشده، بلکه جای خود را به نوعی سرخوردگی داده است؛ سرخوردگی از اثری که به‌نظر می‌رسد شتاب‌زده، کم‌جان و ناآگاه از پیامدهای فرهنگی خود ساخته شده است.

مسئله اصلی «شش ماهه» فقط ضعف در داستان‌پردازی یا شوخی‌های تکراری نیست. مشکل عمیق‌تر است. این سریال در لایه‌ای پنهان‌تر، تصویری مخدوش و گاه تحقیرآمیز از روان‌شناسی، روان‌پزشکی و مراجعه به مشاور ارائه می‌دهد؛ آن هم در جامعه‌ای که سال‌هاست فعالان حوزه سلامت روان، با هزینه‌های سنگین فردی و اجتماعی، تلاش می‌کنند تابوی مراجعه به متخصص را بشکنند. طنز، اگرچه مجاز به اغراق و هجو است، اما وقتی به قیمت تخریب اعتماد عمومی به یک ضرورت اجتماعی تمام شود، دیگر صرفاً «شوخی» نیست.
در ایران، فرهنگ مراجعه به روان‌شناس و مشاور مسیر دشواری را طی کرده است. سال‌ها انگ‌زنی، قضاوت‌های نادرست و ساده‌سازی مشکلات روانی باعث شده بسیاری از افراد، حتی در شرایط بحرانی، از کمک تخصصی پرهیز کنند. در چنین بستری، هر تصویر رسانه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی ذهنیت عمومی دارد. وقتی یک سریال پرمخاطب، متخصصان سلامت روان را به‌صورت شخصیت‌هایی ناکارآمد، مضحک یا فرصت‌طلب نشان می‌دهد، نتیجه آن چیزی جز بازتولید همان ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های قدیمی نیست.
مهران مدیری پیش‌تر نشان داده بود که می‌تواند طنز را به ابزار نقد هوشمندانه بدل کند؛ طنزی که هم می‌خنداند و هم آینه‌ای روبه‌روی جامعه می‌گیرد. اما «شش ماهه» بیشتر شبیه بازگشت به کلیشه‌های فرسوده است. شوخی‌ها اغلب سطحی‌اند و شخصیت‌ها بیشتر تیپ هستند تا انسان‌های چندبعدی. در این میان، روان‌شناس یا مشاور نه به‌عنوان یک متخصص، بلکه به‌عنوان سوژه خنده‌ای ارزان معرفی می‌شود؛ گویی تمام پیچیدگی علم روان، به چند رفتار اغراق‌شده و دیالوگ دم‌دستی فروکاسته شده است.
این رویکرد، به‌ویژه وقتی از رسانه ملی پخش می‌شود، مسئولیت‌گریزانه به‌نظر می‌رسد. صدا و سیما همواره خود را نهاد فرهنگ‌ساز معرفی کرده است. اگر این ادعا جدی است، نمی‌توان از کنار تأثیرات مخرب چنین آثاری به‌سادگی گذشت. سلامت روان، موضوعی لوکس یا حاشیه‌ای نیست؛ بخشی بنیادین از امنیت اجتماعی و کیفیت زندگی مردم است. هر ضربه به اعتماد عمومی در این حوزه، می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که در آمار افسردگی، خشونت خانگی یا حتی خودکشی دیده شود.
نقد بر مهران مدیری انکار جایگاه او نیست
نقد «شش ماهه» به‌معنای انکار جایگاه مهران مدیری در تاریخ طنز ایران نیست. اتفاقاً مسئله دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود. وقتی نام مدیری بر یک اثر می‌نشیند، انتظار دقت، مسئولیت و عمق بیشتری می‌رود. شاید اگر این سریال توسط چهره‌ای گمنام ساخته می‌شد، واکنش‌ها هم تا این حد تند نبود. اما از مدیری، با آن سابقه و نفوذ، انتظار می‌رفت بداند هر شوخی، هر تصویر و هر دیالوگ، در جامعه‌ای خسته و آسیب‌دیده، وزنی فراتر از سرگرمی دارد.
در نهایت، «شش ماهه» نمونه‌ای است از این‌که چگونه طنز، اگر از آگاهی اجتماعی تهی شود، می‌تواند به ضد خود بدل گردد. کاش این سریال ساخته نمی‌شد، یا دست‌کم با بازنگری جدی در نگاهش به سلامت روان، مسیری مسئولانه‌تر را انتخاب می‌کرد. جامعه امروز بیش از خنده‌های زودگذر، به روایت‌هایی نیاز دارد که هم سرگرم کند و هم زخمی تازه بر پیکر اعتماد عمومی نزند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: صدا و سیما همیشه چند قدم عقب‌تر می‌ایستد؛ نه از سر تأمل، که از سر عادت
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید