خلیج فارس؛ هویت یک تمدن و گهواره یک زیستبوم
به گزارش گلونی، دهم اردیبهشتماه، روز ملی خلیج فارس، فراتر از یک مراسم نمادین، فرصتی است برای بازنگری در پیوند ناگسستنی ایران با پهنهای که هویت تاریخی، فرهنگی و محیط زیستی ما را در خود جای داده است. در این روز، نه فقط نامی جغرافیایی، بلکه بخشی از حافظه تمدنی و سرمایه طبیعی ایران را گرامی میداریم؛ پهنهای که در آن، تاریخ با موجهایش نفس میکشد.
خلیج فارس؛ سرزمینی در پیوند با تاریخ و فرهنگ تمامی اسناد معتبر جغرافیایی و تاریخی، از متون یونانی و اسلامی گرفته تا نقشههای ثبتشده در سازمان ملل متحد، بر اصالت نام «خلیج فارس» گواهی میدهند. این آبراه استراتژیک، در طول هزارهها چهارراه ارتباطی میان تمدنهای بزرگ بوده است؛ از شاهنشاهیهای هخامنشی، اشکانی و ساسانی تا دوران شکوفایی تمدن ایرانی اسلامی. مسیرهای بازرگانی دریایی، دانش دریانوردی، معماری بندری و هنرهای بومی سواحل جنوبی ایران، همه انعکاسی از این نقش تمدنی هستند.
یکی از مهمترین گواهان این پیشینه، بندر تاریخی سیراف در سواحل بوشهر است؛ بندری که در سدههای نخستین اسلامی، یکی از اصلیترین مراکز تجارت دریایی جهان بهشمار میرفت و با بنادر چین، هند، شرق آفریقا و جنوب شبهقاره در ارتباط بود. آثار معماری سنگی، دخمهها، پلههای صخرهای و بقایای سازههای بندری سیراف، نشاندهندۀ شبکهای سازمانیافته از تجارت و زندگی شهری دریابنیاد است. با این حال، این بندر کهن امروز با تهدیدهایی چون فرسایش، ساختوسازهای غیرمجاز و تبدیل سواحلش به محل دفع زباله روبهروست.
در جزیره کیش، شهر تاریخی حریره بهعنوان نمونهای دیگر از شهرهای بندریِ شکوفا در خلیج فارس شناخته میشود. یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که حریره، بهویژه در فاصله قرون ششم تا دهم هجری، مرکز مهمی برای تجارت دریایی، روابط فرهنگی و تولید ثروت در خلیج فارس بوده است. بقایای کاخها، خانههای اعیانی، کارگاهها، حمامها و بخشهای بندری حریره حکایت از شهری سازمانیافته دارد که با شبکه تجارت دریایی منطقه در پیوند بوده است.
حریره، مانند سیراف، سندی زنده بر حضور فعال ایرانیان در تاریخ دریانوردی و تجارت اقیانوسی است و نیازمند حفاظت و مرمت علمیِ پیوسته است. در جزیره قشم و برخی بنادر و جزایر دیگر جنوبی، جلوه دیگری از تمدن سازگار با محیط دیده میشود؛ آبانبارها و بندهای سنتی ذخیره آب باران.
«بند» در فرهنگ بومی قشم به سازههای خاکی یا سنگی گفته میشود که در مسیر آبراهههای فصلی ساخته میشده و آب باران را پشت خود ذخیره میکرده است. این بندها، همراه با آبانبارهای سرپوشیده (مانند برکهها و حوضهای گنبدیدار)، سیستم هوشمندانهای برای جمعآوری و نگهداری آب شرب در اقلیم گرم و خشک جنوب ایران به شمار میروند.
علاوه بر این، چاههای تِلا (تلآب) نیز بخشی از همین دانش بومی را نشان میدهند. این سازهها که گاه با شبکهای از کانالهای هدایت آب همراه بودهاند، امکان زیست پایدار در منطقهای با بارندگی کم و تبخیر بالا را فراهم میکردهاند. امروزه بقایای این بندها و آبانبارهای تاریخی در نقاط مختلف قشم، گواهی بر مهندسی هوشمندانه نیاکان ماست. مجموعه این بنادر، شهرها و سازههای تاریخی؛ از سیراف و حریره تا بندها، آبانبارها و چاههای تِلا در قشم و دیگر نقاط ساحلی ،گواه آن است که خلیج فارس تنها یک مسیر آبی نبوده، بلکه فضای زندگی و آفرینش تمدن بوده است.
گهوارهای بیهمتا از تنوع زیستی
اهمیت خلیج فارس محدود به تاریخ و فرهنگ نیست؛ این پهنه دریایی یکی از ارزشمندترین زیستبومهای نیمهبسته جهان به شمار میآید. آبهای گرم، کمعمق و شور آن، زیستگاه گونههایی است که در طی هزاران سال خود را با شرایط سخت دمایی و شوری بالا سازگار کردهاند. بر اساس پژوهشهای انجامشده در مراکز علمی و اقیانوسشناسی منطقه، در خلیج فارس تاکنون: دستکم ۵۰ گونه مرجان سنگی (Scleractinia)، صدها گونه ماهی استخوانی و غضروفی، انواع نرمتنان و سختپوستان و گونههای ارزشمند پستانداران دریایی، از جمله گاو دریایی (داگونگ) و چندین گونه دلفین شناسایی شدهاند.
در کنار این، جنگلهای حرّا (مانگرو) در سواحل جنوبی ایران، بهویژه در قشم، هرمز و بخشی از سواحل بوشهر، یکی از حساسترین و غنیترین اکوسیستمهای ساحلی منطقه را شکل دادهاند. این جنگلها با ریشههای خود ضمن تثبیت رسوبات و جلوگیری از فرسایش خط ساحلی، نقش حیاتی در تولید اولیه زیستی، فراهمسازی زیستگاه برای ماهیان جوان، سختپوستان و پرندگان مهاجر دارند. به همین دلیل، بخشی از این مناطق در قالب «مناطق حفاظتشده» و «ذخیرهگاه زیستکره» ثبت شدهاند. میراثی در معرض تهدیدبا وجود این ثروت عظیم طبیعی و تاریخی، خلیج فارس با مجموعهای از تهدیدهای جدی روبهرو است: در بُعد تاریخی، محوطههای چون سیراف و حریره و نیز سازههای سنتی ذخیرهسازی آب (بندها، آبانبارها، چاههای تِلا) در قشم و دیگر نقاط، به علت توسعه شتابزده، ساختوسازهای غیرمجاز، فقدان نظارت کافی و کمبود بودجههای حفاظتی، در خطر تخریب تدریجی قرار دارند.
فرسایش طبیعی و تخریب انسانی، هر دو در این روند نقش دارند. در بُعد محیط زیستی، مطالعات نشان میدهد که در چند دهۀ اخیر، حدود ۷۰ درصد از سطح صخرههای مرجانی خلیج فارس بهدلیل ترکیب عوامل انسانی و طبیعی از دست رفته است. از مهمترین عوامل:
• آلودگیهای نفتی ناشی از استخراج، پالایش و حملونقل نفت و گاز،
• ورود فاضلابهای شهری و صنعتی تصفیهنشده،
• پسابهای شور واحدهای آبشیرینکن،
• رهاسازی زبالهها در سواحل و دریا،
• صید بیرویه و استفاده از روشهای مخرب صید و در سطحی گستردهتر، گرمایش جهانی و افزایش دمای آب دریا هستند که مجموعاً اکوسیستم شکننده خلیج فارس را به مرز بحران نزدیک کردهاند.
این فشارها بهویژه برای گونههای کفزی و مرجانی که امکان جابهجایی و مهاجرت ندارند، مرگبارتر است و میتواند زنجیرههای غذایی و معیشت جوامع محلی وابسته به صید را بهشدت تحتتأثیر قرار دهد. مسئولیت امروز در برابر گنجینهای دیرینه حفاظت از خلیج فارس، وظیفهای ملی و منطقهای است که ابعاد علمی، حقوقی، فرهنگی و اخلاقی را دربر میگیرد.
برای صیانت از این گنجینه، مجموعهای از راهبردها و اقدامات کلیدی میتواند راهگشا باشد:
• خودداری از آلودهسازی سواحل و دریا در سطح فردی و محلی: مدیریت صحیح پسماند خانگی، پرهیز از رهاسازی زباله در سواحل، و جلوگیری از تخلیۀ هرزآبهای شیمیایی.
• کنترل آلودگیهای صنعتی و نفتی: نظارت نظاممند بر صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و واحدهای آبشیرینکن، ارتقای استانداردهای محیط زیستی و اعمال قوانین بازدارنده.
• حفاظت از آثار تاریخی و سازههای بومی: توقف ساختوسازهای غیرمجاز در حریم آثار ثبتشدهای چون سیراف و حریره، مستندسازی و مرمت علمی این محوطهها، و ثبت، احیا و حفاظت از بندها، آبانبارها و چاههای تِلا در قشم و دیگر مناطق ساحلی.
• مدیریت پسماند شهری و صنعتی در شهرهای ساحلی: راهاندازی و تقویت سامانههای جمعآوری، تفکیک و بازیافت زباله و جلوگیری از ورود مستقیم فاضلابها به دریا.
• توسعه گردشگری مسئولانه و پایدار: هدایت سرمایهگذاریها به سمت گردشگری فرهنگی، تاریخی و ژئوتوریسم، بهجای پروژههای مخرب ساحلی؛ همراه با تدوین ضوابط محیط زیستی روشن برای مناطق حساس.
• همکاری علمی و حقوقی منطقهای: ایجاد شبکههای مشترک پژوهشی بین کشورهای حاشیه خلیج فارس، تبادل دادههای محیط زیستی، و تنظیم موافقتنامههای فرامرزی برای کاهش آلودگی و حفاظت از منابع مشترک.
• آموزش و فرهنگسازی مستمر: گنجاندن مباحث مرتبط با خلیج فارس در محتوای آموزشی مدارس و دانشگاهها، استفاده از ظرفیت رسانهها، و حمایت از برنامههای مردمی برای پاکسازی سواحل و پاسداری از میراث فرهنگی.
خلیج فارس یک نام روی نقشه نیست؛ هویت یک تمدن، گهواره یک زیستبوم است
یک ضرورت فوری و یک فراخوان همگانیخلیج فارس، تنها یک نام روی نقشه نیست؛ هویت یک تمدن، گهواره یک زیستبوم و پشتوانه معیشت میلیونها انسان است. مرجانها، جنگلهای حرا، گونههای کمیاب دریایی، بنادر تاریخی چون سیراف و شهرهایی چون حریره، و نیز بندها، آبانبارها و چاههای تِلا در قشم ، همه اجزای بههمپیوسته یک میراث یگانهاند.
این میراث ترکیبی از دستاورد تاریخی و سرمایه طبیعی است که نسل حاضر مسئولیت انتقال آن را به آینده دارد.در روز ملی خلیج فارس، از دولتمردان، جامعه علمی، فعالان مدنی و تکتک شهروندان ،بهویژه ساکنان سواحل و جزایر؛ انتظار میرود که نقش خود را در حفاظت از این میراث دریابند و به آن عمل کنند. بیاییم با آگاهی و مسئولیتپذیری، نشان دهیم که «خلیج فارس» فقط یک اسم نیست؛ هویت یک تمدن و گهواره یک زیستبوم است؛ و ما آن را پاس میداریم.
خلیج فارس، هویت تمدن ایرانی و گهواره زیستبومی شکننده است که نیازمند حفاظتی فوری، علمی و همگانی است.
منابع:
باغهای زیر زمینی بوشهر (سنکچال) ترکیبی از دانش مهندسی کنترل سیلاب و باران و گیاهشناسی و کشاورزی سیراف تمدنی در حاشیه راه ابریشم دریایی دنیای قدیم
باغهای زیر زمینی بوشهر (سنکچال) ترکیبی از دانش مهندسی کنترل سیلاب و باران و گیاهشناسی و کشاورزی سیراف تمدنی در حاشیه راه ابریشم دریایی دنیای قدیم
پایان پیام
نویسنده: مصیب شیرانی
