اینترنت در حرف وصل شد، نه در عمل؛ دسترسی به اینترنت جهانی همچنان کامل نیست

اینترنت در حرف وصل شد، نه در عمل؛ دسترسی به اینترنت جهانی همچنان کامل نیست

اینترنت در حرف وصل شد، نه در عمل؛ دسترسی به اینترنت جهانی همچنان کامل نیست

به گزارش گلونی، از نخستین ساعت‌های روز سه‌شنبه پنچم خرداد ۱۴۰۵، خبرهایی درباره وصل شدن اینترنت در ایران میان مردم دهان به دهان می‌چرخید. بسیاری از گفت‌وگوهای آن روز، چه در خانه، محل کار یا خیابان، حول یک پرسش مشترک شکل گرفته بود: «اینترنت وصل شده؟» مردم از یکدیگر می‌پرسیدند: «تلگرام برات باز می‌شه؟»، «می‌تونی وارد اینستاگرام بشی؟»، «شبکه ایکس کار می‌کنه؟» این پرسش‌ها نشان می‌داد جامعه همچنان در جست‌وجوی نشانه‌ای واقعی از بازگشت شبکه جهانی است.
اما آنچه در عمل دیده شد، با چیزی که از «وصل شدن شبکه جهانی» انتظار می‌رفت فاصله زیادی داشت. اینترنت شاید در خبرها و اطلاعیه‌ها وصل شده بود، اما در زندگی روزمره کاربران هنوز نشانی از یک دسترسی عادی و پایدار دیده نمی‌شد. بسیاری از کاربران با وضعیتی روبه‌رو بودند که در آن اعلان یا نوتیفیکیشن پیام‌ها روی تلفن همراه ظاهر می‌شد، اما سرعت بسیار پایین Internet اجازه باز شدن همان پیام‌ها را هم نمی‌داد. پیام می‌رسید اما خوانده نمی‌شد؛ ارتباط برقرار می‌شد اما کامل نبود.
کندی شدید Internet و کیفیت پایین اتصال باعث شد بسیاری از شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های بین‌المللی همچنان برای بخش زیادی از کاربران عملاً غیرقابل استفاده باقی بمانند. باز شدن ناقص صفحات، قطع و وصل مداوم، بارگذاری نشدن محتوا و ناتوانی در ارسال یا دریافت پیام، تجربه‌ای بود که بسیاری از کاربران از آن صحبت می‌کردند. پرسش جدی که در ذهن جست‌وجوگر من مطرح می‌شود این است که دقیقاً منظور از «وصل شدن اینترنت» چیست؟
حکایت کوه موش زایید و وضعیت اینترنت
به نظر می‌رسد میان آنچه مسئولان از بازگشت اینترنت توصیف می‌کنند و چیزی که شهروندان در زندگی روزانه خود تجربه می‌کنند، فاصله قابل توجهی وجود دارد. اگر کاربر هنوز نتواند به شکل عادی و بدون اختلال به شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و سرویس‌های بین‌المللی دسترسی داشته باشد، آیا می‌توان گفت اینترنت واقعاً وصل شده است؟ پاسخ این سوال یک خیر بزرگ است.
برای بسیاری از مردم، مسئله فقط کندی Internet نیست؛ مسئله، فاصله میان تجربه واقعی کاربران و تصویری است که از وضعیت شبکه جهانی ارائه می‌شود. شاید بخشی از این فاصله از آنجا ناشی می‌شود که برخی مسئولان تجربه‌ای متفاوت از کاربران عادی دارند. وقتی در افکار عمومی از «سیم‌کارت سفید» یا دسترسی‌های خاص، و حتی خرید فیلترشکن‌هایی با قیمت‌های میلیونی سخن گفته می‌شود، این تصور تقویت می‌شود که مقام‌های مسئول هنوز اهمیت واقعی این شبکه جهانی را درک نکرده‌اند؛ تا جایی که اتصال با این کیفیت پایین و اختلال‌های گسترده در شبکه را نیز «وصل بودن» تلقی می‌کنند و این تلقی، حکایت «کوه موش زایید» را به یاد من می‌آورد؛ زیرا برای کسی که کارش به اینترنت وابسته است، باز نشدن یک پیام، قطع ارتباط با مشتری، از دست رفتن پروژه یا ناتوانی در دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، صرفاً یک مشکل فنی ساده نیست، بلکه بخشی از معیشت و آرامش روانی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
برای بسیاری از شهروندان، Internet تنها ابزاری برای سرگرمی یا ارتباط شخصی نیست؛ بخشی از زندگی کاری و منبع درآمد آنها به اینترنت وابسته است. از کسب‌وکارهای آنلاین گرفته تا تولیدکنندگان محتوا، فروشندگان اینترنتی، مترجمان، برنامه‌نویسان، خبرنگاران و بسیاری از مشاغل دیگر، همگی برای ادامه کار خود نیازمند دسترسی پایدار و واقعی به شبکۀ جهانی هستند. قطع گسترده این شبکه، تنها یک اختلال فنی ساده نیست؛ مسئله‌ای است که می‌تواند به طور مستقیم بر اقتصاد خانوارها، وضعیت روحی افراد و امنیت شغلی آنها اثر بگذارد.
در روزهایی که اینترنت قطع یا به شدت محدود بود، بسیاری از مردم خسارت‌های مالی و فشارهای روانی سنگینی را تجربه کردند. انزوای ارتباطی، بی‌خبری، ناتوانی در انجام کارهای روزمره و قطع ارتباط حرفه‌ای با جهان بیرون، بخشی از تجربه‌ای بود که کاربران از سر گذراندند. اکنون نیز پس از گذشت بیش از ۲۰۹۳ ساعت از محدودیت شدید و انزوای تقریباً کامل از شبکه‌های بین‌المللی، آنچه به عنوان بازگشت اینترنت مطرح می‌شود، هنوز با دسترسی واقعی فاصله دارد.
اگر شبکه جهانی به گفته مسئولان در حال بازگشت است، این بازگشت باید در عمل قابل مشاهده باشد؛ نه فقط در آمارها و درصدهای اعلام‌شده. وقتی از وصل شدن ۲ یا ۳ درصدی سخن گفته می‌شود، این عدد برای شهروندی که کار، ارتباطات و زندگی روزمره‌اش به اینترنت وابسته است، معنای چندانی ندارد. دسترسی محدود و قطره‌چکانی نمی‌تواند جایگزین اینترنت پایدار و کامل باشد.

 

Internet زمانی واقعاً وصل شده است که کاربر بتواند بدون نگرانی و بدون اختلال وارد شبکه‌های اجتماعی شود، پیام‌های خود را ارسال و دریافت کند، تماس برقرار کند، به سرویس‌های جهانی دسترسی داشته باشد و کار روزانه‌اش را پیش ببرد. تا زمانی که دسترسی به همه شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های بین‌المللی کامل و بدون مانع فراهم نشود، سخن گفتن از «وصل شدن اینترنت» برای بسیاری از کاربران بیشتر شبیه یک عبارت اداری است تا یک واقعیت ملموس.

شهروند ایرانی حق دارد به اینترنت جهانی وصل باشد
موضوع مهم‌تر، حق دسترسی شهروندان به اینترنت جهانی است. شبکه جهانی امروز بخشی از زندگی عادی مردم و یکی از نیازهای اصلی ارتباطی، شغلی و آموزشی محسوب می‌شود. شهروندی که در ایران زندگی می‌کند، حق دارد به اینترنتی پایدار، باکیفیت و بدون محدودیت‌های فرساینده دسترسی داشته باشد.
اگر قطع اینترنت در زمانی کوتاه و در چند لحظه ممکن است، انتظار طبیعی مردم این است که بازگشت آن نیز کامل، شفاف و بدون تأخیر انجام شود. وصل شدنی که تنها در کلام باشد و در عمل همچنان با کندی، اختلال و ناتوانی در دسترسی به شبکه‌های اجتماعی همراه بماند، برای کاربران معنای واقعی «اتصال» را ندارد. اینترنت زمانی وصل است شده که مردم آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند، نه فقط در خبرها و اطلاعیه‌ها از آن باخبر باشند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: از دلتنگی تا اینترنت طبقاتی
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید