توتهایی که چهره پایتخت را زشت کرده است
به گزارش گلونی تهران روزگاری شهر چنارها بود؛ شهری که خیابانهایش را با درختانی میشناختند که هویت بصری آن را شکل میدادند. اما سالهاست که در بسیاری از خیابانها و معابر، درخت توت به یکی از گونههای غالب فضای سبز شهری تبدیل شده است؛ درختی که کاشت گسترده آن، پیامدهایی به همراه داشته که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
کاشت این درختان شاید زمانی با هدف توسعه فضای سبز و سازگاری با کمآبی انجام شده باشد، اما امروز نتیجه آن بیش از هر چیز در پیادهروهای لکهدار، خودروهای کثیف و معابری دیده میشود که هر بهار زیر لایهای از میوههای لهشده قرار میگیرند.
تهران شهر توتهاست اما توتستانهای تهران اغلب از بین رفتهاند و لکههای کمی از آنها بهویژه در غرب تهران باقی مانده است. درخت توت نیاز به فضایی برای بزرگ شدن دارد و جایش در پیادهرو نیست.
توتهای ریختهشده روی زمین تنها یک مسئله ظاهری نیستند. این میوهها پس از له شدن، سطح پیادهروها را لغزنده میکنند و هزینه نظافت شهری را افزایش میدهند. در عین حال، بخشی از میوهها روی شاخهها باقی میمانند و پس از فساد، به محلی برای تجمع حشرات و جلب پرندگان تبدیل میشوند؛ اتفاقی که به آلودگی بیشتر خودروها و مبلمان شهری میانجامد.
مشکل دیگر به رشد درختان بازمیگردد. شاخههای بلند و گاه نامتقارن درختان توت در بسیاری از خیابانها دید تابلوهای راهنمایی، تابلوهای کسبوکارها و حتی روشنایی معابر را محدود کردهاند. به همین دلیل نیز این درختان به هرسهای مستمر و پرهزینه نیاز دارند.
توتها و یک تناقض آشکار
تناقض ماجرا آنجاست که میوهای که این همه دردسر برای شهر ایجاد میکند، عملاً نیز قابل استفاده نیست. توتهای درختان حاشیه خیابانها در معرض آلودگی ناشی از تردد خودروها و ذرات معلق قرار دارند و به همین دلیل معمولاً گزینه مناسبی برای مصرف خوراکی محسوب نمیشوند.
البته مسئله، مخالفت با درختکاری نیست. تهران بیش از هر زمان دیگری به فضای سبز نیاز دارد، اما توسعه فضای سبز تنها به معنای کاشت درخت بیشتر نیست. انتخاب گونه مناسب نیز بخشی از مدیریت شهری است؛ گونهای که ضمن سازگاری با اقلیم، کمترین مزاحمت را برای زندگی روزمره شهروندان ایجاد کند.
تهران و بسیاری از شهرهای ایران از گونههای متعدد بومی و سازگار با اقلیم خود برخوردارند؛ گونههایی که میتوانند بدون ایجاد مشکلات ناشی از میوهدهی گسترده، نقش مؤثری در بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کنند. انتخاب این گونهها نیازمند مطالعه و برنامهریزی بلندمدت است، اما آنچه امروز روشن به نظر میرسد، ضرورت بازنگری در کاشت گسترده درختان توت در معابر شهری است.
تهران روزگاری شهر چنارها بود. شایسته نیست که در آینده، بیش از هر چیز با پیادهروهای پوشیده از توتهای لهشده شناخته شود.
پایان پیام
نویسنده: سحر سمیعانی

