نمایشنامهخوانی؛ راهی برای تابآوری گروههای کوچک تئاتری در بحران
به گزارش گلونی، تئاتر ایران سالهاست با چالشهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، اما در سالهای اخیر این چالشها به مرحلهای رسیدهاند که بسیاری از گروههای کوچک و مستقل برای ادامه فعالیت خود ناچار به تغییر شیوه تولید آثارشان شدهاند. افزایش هزینههای اجاره سالن، طراحی صحنه، ساخت دکور، تبلیغات، دستمزد عوامل و دیگر هزینههای اجرایی، تولید یک نمایش صحنهای را برای بسیاری از هنرمندان به پروژهای پرریسک تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، نمایشنامهخوانی بیش از هر زمان دیگری به ابزاری برای تابآوری و ادامه حیات گروههای تئاتری بدل شده است.
نمایشنامهخوانی در تعریف کلاسیک و جهانی خود، فرمی ساده و مبتنی بر خوانش متن است. در بسیاری از کشورها، این شیوه بهعنوان فرصتی برای معرفی یک نمایشنامه، ارزیابی ظرفیتهای اجرایی آن و سنجش واکنش مخاطبان مورد استفاده قرار میگیرد. اما آنچه امروز در ایران با عنوان نمایشنامهخوانی روی صحنه میرود، در بسیاری از موارد فاصله قابل توجهی با این تعریف دارد.
واقعیت این است که هزینههای گزاف تولید اثر نمایشی باعث شده نمایشنامهخوانی در ایران به تدریج به چیزی میان یک خوانش ساده و یک اجرای کامل تئاتر تبدیل شود. بسیاری از گروهها برای جذب مخاطب و ارائه اثری قابل رقابت، ناچارند از عناصری مانند گریم، طراحی لباس، موسیقی، نورپردازی، و حتی دکورهای مینیمال استفاده کنند. به همین دلیل بخش قابل توجهی از نمایشنامهخوانیهای امروز در عمل شباهت زیادی به یک اجرای صحنهای دارند و تنها در برخی محدودیتهای اجرایی با تئاتر کامل تفاوت پیدا میکنند.
البته این تحول صرفاً یک پیامد منفی نیست. ورود عناصر اجرایی به نمایشنامهخوانی باعث شده این فرم برای مخاطبان جذابتر شود و تجربهای متفاوت از یک خوانش صرف را در اختیار آنان قرار دهد. بسیاری از تماشاگران امروزی انتظار دارند علاوه بر شنیدن متن، با فضاسازی، بازیگری و جلوههای بصری نیز درگیر شوند. از این منظر، نمایشنامهخوانیهای معاصر توانستهاند بخشی از نیاز مخاطب امروز را پاسخ دهند و به رویدادهایی جذابتر تبدیل شوند.
نمایشنامهخوانی نه یک انتخاب ایدهآل، بلکه یک انتخاب اجباری
با این حال، نباید فراموش کرد که ریشه این تغییر بیش از آنکه یک انتخاب هنری باشد، نتیجه شرایط اقتصادی تئاتر است. در بسیاری از موارد، نمایشنامهخوانی نه بهعنوان یک فرم مستقل، بلکه بهعنوان راهی برای فرار از هزینههای سنگین تولید شکل میگیرد. گروههایی که توانایی تأمین بودجه یک اجرای کامل را ندارند، از ظرفیت نمایشنامهخوانی استفاده میکنند تا دستکم بتوانند اثری تولید و به مخاطب عرضه کنند. به بیان دیگر، نمایشنامهخوانی برای بسیاری از هنرمندان امروز نه یک انتخاب ایدهآل، بلکه یک انتخاب تقریبا اجباری است.
در این میان، نباید از کارکردهای مهم نمایشنامهخوانی غافل شد. این فرم همچنان فرصتی ارزشمند برای تعامل با مخاطب، آزمایش متون جدید و شناخت سلیقه تماشاگران فراهم میکند. سرعت تغییر ذائقه مخاطبان در عصر شبکههای اجتماعی بسیار بالاست و نمایشنامهخوانی میتواند بستری کمهزینه برای دریافت بازخوردهای مستقیم باشد. همچنین این شیوه امکان حضور مستمر گروهها در فضای حرفهای را فراهم میکند و مانع از گسست ارتباط آنان با مخاطبان میشود.
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، به رسمیت شناختن نمایشنامهخوانی بهعنوان بخشی از اکوسیستم تئاتر ایران است. این فرم نباید صرفاً فعالیتی فرعی یا رزومهساز تلقی شود. در شرایطی که تولید یک نمایش کامل برای بسیاری از گروههای مستقل به آرزویی دور از دسترس تبدیل شده، نمایشنامهخواندن توانسته نقش یک سوپاپ نجات را ایفا کند؛ راهی برای حفظ جریان تولید، ادامه فعالیت هنرمندان و جلوگیری از خاموش شدن چراغ بسیاری از گروههای کوچک تئاتری.
خواندن نمایشنامه راهیست برای دوام
شاید خواندن نمایشنامه امروز از فرم کلاسیک و جهانی خود فاصله گرفته باشد، اما این فاصله محصول نیازهای واقعی تئاتر ایران است. در روزگاری که بحرانهای اقتصادی و اجتماعی عرصه را بر هنرمندان تنگ کردهاند، همین امکان محدود نیز میتواند به حفظ حیات تئاتر مستقل کمک کند. نمایشنامهخوانی در چنین شرایطی تنها یک شیوه اجرا نیست؛ راهی برای دوام، زیست و تنفس در فضای فعلی تئاتر است.
پایان پیام
نویسندگان: رضا کوشکی و علی سلطانیفر
