هنر در نگاه فردوسی، نه نقاشی بود نه موسیقی
رضا ساکی در کانال تلگرامی خود با اشاره به مصرع مشهور «هنر نزد ایرانیان است و بس» نوشته است: «هنر اینجا یعنی رزم و جنگآوری. هنر در شاهنامه و شعر و ادبیات پیشامشروطه به معنی امروز نیست.»
به گزارش گلونی، این توضیح کوتاه، دریچهای به یکی از مهمترین تفاوتهای معنایی در زبان فارسی باز میکند؛ تفاوتی که اگر به آن توجه نکنیم، ممکن است بسیاری از متون کهن را با برداشتهای امروزی بخوانیم و معنای اصلی آنها را از دست بدهیم.
امروز وقتی از «هنر» سخن میگوییم، ذهن ما به سمت نقاشی، موسیقی، سینما، تئاتر یا دیگر فعالیتهای فرهنگی و خلاقانه میرود. اما در ادبیات کهن فارسی، بهویژه در شاهنامه فردوسی، واژه هنر معنایی بسیار گستردهتر داشت. هنر در آن دوران به معنی فضیلت، توانایی، شایستگی، دلاوری، خردمندی و بهویژه مهارت در رزم و جنگ بود.
برای درک این موضوع کافی است نگاهی به شاهنامه بیندازیم. شاهنامه کتاب جنگ است، اما فقط جنگ نیست. روایت نبردهایی است که در آنها پهلوانان ایرانی نه تنها با نیروی بازو، بلکه با خرد، تدبیر، وفاداری و شجاعت شناخته میشوند. در این جهان، «هنرمند» کسی نیست که ساز بنوازد یا تصویری خلق کند؛ هنرمند کسی است که بتواند از سرزمین، مردم و ارزشهای خود دفاع کند.
در ایران باستان نیز جنگاوری تنها یک مهارت نظامی به شمار نمیرفت، بلکه بخشی از هویت اجتماعی و سیاسی محسوب میشد. سرزمینی که در طول قرنها بارها با تهاجم اقوام و امپراتوریهای مختلف روبهرو بوده، طبیعی است که برای شجاعت و توان رزمی ارزش ویژهای قائل باشد. به همین دلیل واژههایی مانند رزم، دلاوری، پهلوانی و هنر در بسیاری از متون کهن در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
البته نباید تصور کرد که شاهنامه تنها ستایش جنگ است. فردوسی در کنار روایت نبردها، بارها از خرد، دادگری و پرهیز از خشونت بیهوده سخن میگوید. بسیاری از جنگهای شاهنامه زمانی آغاز میشوند که راه گفتوگو و صلح به بنبست رسیده است. با این حال، هنگامی که نبرد اجتنابناپذیر میشود، پهلوانان باید «هنر» خود را نشان دهند؛ هنری که در آن زمان بیش از هر چیز به معنای توانایی رزمیدن بود.
هنر در نگاه فردوسی نشانه از توانایی، شجاعت و آمادگی برای دفاع از ایران است
تحول معنایی واژه هنر در دوران معاصر نیز خود داستانی جالب است. با گسترش مفاهیم جدید فرهنگی و هنری، این واژه به تدریج معنای امروزی خود را پیدا کرد و از میدان نبرد به عرصه فرهنگ و خلاقیت منتقل شد. به همین دلیل است که خواننده امروز هنگام مواجهه با متون کلاسیک گاهی دچار سوءبرداشت میشود و واژهها را با معنای امروزی آنها تفسیر میکند.
یادداشت رضا ساکی در واقع یادآوری همین نکته است؛ اینکه زبان موجودی زنده است و واژهها در طول تاریخ تغییر معنا میدهند. «هنر» در شاهنامه همان چیزی نیست که امروز در گالریها، سالنهای موسیقی یا جشنوارههای سینمایی میبینیم. در جهان فردوسی، هنر بیش از هر چیز نشانه توانایی، شجاعت و آمادگی برای دفاع از ایران بود.
شاید به همین دلیل باشد که برای فهم درست شاهنامه و ادبیات کهن، پیش از هر چیز باید زبان آن دوران را شناخت. زیرا گاهی یک واژه، پلی است میان دو جهان؛ جهانی که هنر را در میدان رزم میجست و جهانی که آن را در آفرینش فرهنگی و هنری معنا میکند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
