نکات برجسته ای از تور پژوهشی دوگانه های ایرانی

نکات برجسته ای از تور پژوهشی دوگانه های ایرانی

نکات برجسته ای از تور پژوهشی دوگانه های ایرانی

دهه چهل خورشیدی در روزنامه‌ها، خانه‌ها و کوچه‌های ایران یک دوگانه موج می‌زند: دوگانه تختی و حبیبی.
این دوگانه در روزگار ما دوگانه‌ی خادم و دبیر است اما دوگانه‌های ایران نه به افراد محدود می‌شوند نه به تاریخ معاصر.

دوگانه‌ها از دل گذشته‌‌های دور و نزدیک می‌آیند: سنت و تجدد، اسلام و سکولاریسم، ایران باستان و ایران اسلامی، پادشاهی و جمهوری‌خواهی، مشروطه و مشروعه، تاجیک و تازی، اموی و عباسی، اشکانی و ساسانی و…

این دوگانه‌های رنگارنگ و متنوع چرا به وجود آمدند؟ در چه بستری رشد کردند و چگونه به روزگار ما رسیدند؟

رابطه این دوگانه‌ها با حال و روز امروز ما چیست؟ چگونه می‌توان از آنها درس گرفت و چگونه می‌توان از آنها گذشت. اصلا می‌توانیم عبور کنیم؟

این تور به صورت پیاده‌روی از مقابل موزه ملی ایران شروع می‌شود و تا میدان فردوسی ادامه پیدا می‌کند.
تلاش می‌کنیم نمونه‌های دیداری و معماری این دوگانه‌ها در سیمای شهر تهران را ببینیم و درباره آن حرف بزنیم: هم مرور تاریخ است هم مرور تحولات ایران معاصر.

در تور «دوگانه‌های ایرانی»، رضا ساکی تاریخ معاصر ایران را از زاویه «دوگانه‌ها» روایت می‌کرد؛ از ایران باستان و ایران اسلامی، سنت و تجدد، شرق و غرب، مشروطه و مشروعه، قاجار و پهلوی، تا دوگانه‌های امروزی‌تر.

به باور او، از قرن نوزدهم و ورود ایران به جهان مدرن، بسیاری از مسائل ما در قالب دوگانه‌ها فهمیده شده‌اند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این دوگانه‌ها به مرزبندی‌های اخلاقی تبدیل شوند؛ جایی که یک طرف خیر مطلق و طرف دیگر شر مطلق معرفی می‌شود و راه برای ایدئولوژی، حذف و خودکامگی باز می‌شود.

در طول مسیر، از موزه ملی ایران، سردر باغ ملی، میدان توپخانه، بهارستان، چهارراه استانبول و خانه صادق هدایت به‌عنوان نمونه‌هایی یاد شد که ردپای این دوگانه‌ها را در معماری، حافظه شهری و روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند.

یکی از نکات محوری تور این بود که تاریخ را نمی‌توان با برچسب‌های ساده فهمید؛ نه ساسانیان فقط نماد ظلم بودند، نه ورود اسلام فقط به زور شمشیر بود و نه قاجار فقط عقب‌ماندگی بود. فهم تاریخ نیازمند نگاه انتقادی و پرهیز از داوری‌های صفر و صدی است.

تور پژوهشی دوگانه های ایرانی

جمع‌بندی تور شاید این جمله باشد: دوگانه‌ها را نمی‌توان حذف کرد، اما می‌توان از تبدیل شدن آن‌ها به اردوگاه‌های تنش جلوگیری کرد. جامعه‌ای که بتواند میان تفاوت‌ها گفت‌وگو کند، کمتر به استبداد و انقلاب‌های پیاپی گرفتار می‌شود.

پی‌نوشت:
با سپاس از خانم صارمی که یادداشت‌برداری حرفه‌ای و مفصلی از گفته‌هایم انجام داد.

پایان پیام

بیشتر بخوانید: فقر از وسیله بودن تا مسئله بودن

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید