فقر از وسیله بودن تا مسئله بودن

فقر از وسیله بودن تا مسئله بودن

فقر از وسیله بودن تا مسئله بودن

به گزارش گلونی رضا ساکی در کانال تلگرام خود در یادداشتی با عنوان «فقر از وسیله بودن تا مسئله بودن»، به تفاوت نگاه جلال آل‌احمد و داستایوفسکی به فقر پرداخته است: نمی‌شود نام داستایوفسکی و آل‌احمد را کنار هم آورد. من را ببخشید، اما اگر بخواهم درباره رویکرد به فقر در آثار داستایوفسکی و آل‌احمد چیزی مثال بزنم، باید «بچه مردم» آل‌احمد را مقایسه کنم مثلا با سرنوشت «نلی» در «تحقیر و توهین‌شده‌ها»ی داستایوفسکی.

نثر پریشان آل‌احمد از دنیایی روایت می‌کند که همه در خدمت ایدئولوژی است. حتی ابا ندارد که قصه را در همان خط اول لو بدهد چون مسئله‌اش قصه‌گویی نیست، مبارزه است. همان‌طور که «صمد بهرنگی».

در «بچه مردم» همه چیز در خدمت نویسنده مبارز است برای نشان دادن شهری بی‌عاطفه، مردمی بی‌عاطفه و فقری که دامن شهر را گرفته است.

برعکس، داستایوفسکی مبارز نستوه نبود. «نلی» هم بچه کس دیگری است و به تن‌فروشی هم وادار شده است اما نگاهی که داستایوفسکی به فقر در رُمان دارد، انسانی و عمیق است.

فقر از وسیله بودن تا مسئله بودن

مادر و بچه در «بچه مردم» مانند اجزای صحنه هستند و در خدمت شعار. هیچ نقبی به عمق هیچ عاطفه‌ای زده نمی‌شود. حتی وقتی مادر می‌دود و بچه را در آغوش می‌گیرد باز هم باسمه‌ای است. عاطفه ندارد چون آدم‌های داستان روح ندارند. و بچه، بچه‌ای است که دیالوگ‌‌هایش بسیار بد و دم‌دستی و نوک‌زبانی نوشته شده است و همین مانع نزدیک‌ شدن به بچه و مادر است.

فقر برای آل‌احمد وسیله است، دغدغه نیست. فقر اما برای داستایوفسکی، مسئله است.

پایان پیام

بیشتر بخوانید: کتاب یک قرن انقلاب در ایران، روایتی چندلایه به تحولات ایران

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید