درخواست ثبت ملی هنر دستی کاربافی میبد
به گزارش گلونی، کارزاری برای درخواست ثبت ملی هنر دستی کاربافی به نام میبد راهاندازی شده است؛ مطالبهای برای پاسداری از اصالت تاریخی یکی از کهنترین هنرهای ایرانی و جلوگیری از تحریف هویت آن.
کاربافی فقط چند تار و چند پود نیست که هر جا دارش را برپا کردند، همانجا زادگاهش هم باشد. این هنر، سالها پیش از آنکه به ویترین صنایعدستی و جشنوارهها برسد، در خانههای میبد زندگی میکرد. صدای دارهای چوبی، بخشی از صدای این شهر بود؛ همانطور که بادگیرها، کبوترخانهها و خشتهایش بودند. کاربافی برای مردم میبد یک خاطره دور نیست؛ تکهای از زندگی روزمرهای است که نسل به نسل بافته شده است.
گاهی فکر میکنیم تحریف تاریخ فقط در کتابها اتفاق میافتد. نه؛ گاهی یک عنوان، یک ثبت یا یک روایت نادقیق هم میتواند آرامآرام حقیقت را جابهجا کند. آنقدر آرام که چند سال بعد، کسی یادش نیاید نخ اول این پارچه از کجا گره خورده بود.
کارزار «درخواست ثبت ملی هنر دستی کاربافی میبد» فقط درباره ثبت یک شهر بهعنوان خاستگاه یک هنر نیست؛ درباره احترام به سند و حافظه تاریخی این سرزمین و جلوگیری از تحریف آن است. درباره اینکه میراثفرهنگی را با حدس و گمان و سلیقه روایت نکنیم. هر هنر، زادگاهی دارد؛ همانطور که هر رودخانه، سرچشمهای دارد. اگر سرچشمه را انکار کنیم، رودخانه هم دیر یا زود گم میشود.
شاید برای خیلیها تفاوتی نداشته باشد که کاربافی از کجا برخاسته است. اما میراثفرهنگی از همین «فرقی نمیکند»ها آسیب میبیند. امروز نوبت کاربافی است، فردا شاید نوبت هنری دیگر، شهری دیگر و روایتی دیگر باشد.
ثبت ملی، فقط ثبت یک اسم روی کاغذ نیست؛ امانتداری در برابر تاریخی است که پیش از ما نوشته شده و بعد از ما هم باید درست خوانده شود.
اگر باور داریم میراثفرهنگی را باید همانگونه که به ما رسیده حفظ کنیم، نه آنگونه که برایمان راحتتر است روایت کنیم، امضای این کارزار میتواند دفاعی باشد از یک اصل ساده؛ تاریخ را نمیتوان دوباره بافت، اما میتوان از پاره شدن تار و پودش جلوگیری کرد.
لینک کارزار: درخواست ثبت ملی هنر دستی کاربافی میبد
پایان پیام
بیشتر بخوانید: درخت عرعر و تهدیدی برای اکوسیستم شهری ایران
