ریچارد زورگه، مردی که با یک پیام محرمانه، هیتلر را یک قدم تا شکست برد
به گزارش گلونی، هوا در مسکو بهشدت سرد بود. زمستان ۱۹۴۱ از راه رسیده بود و تانکهای آلمان نازی تنها چند ده کیلومتر با پایتخت اتحاد شوروی فاصله داشتند. در خیابانها مردم برای تخلیه شهر آماده میشدند و بسیاری از فرماندهان نظامی سقوط مسکو را اجتنابناپذیر میدانستند.اما هزاران کیلومتر آنسوتر، در خیابانهای آرام توکیو، مردی مشغول ارسال پیامی بود که شاید هیچکس در آن لحظه تصور نمیکرد بتواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد.
نام او «ریچارد زورگه» بود؛ مردی که همه او را یک روزنامهنگار آلمانی میشناختند، اما در واقع یکی از زبدهترین جاسوسان اتحاد شوروی بود.
زورگه استاد زندگی با هویتی جعلی بود. او با ظاهری آراسته، رفتاری صمیمی و شخصیتی کاریزماتیک، خیلی زود به محافل دیپلماتیک آلمان در ژاپن راه پیدا کرد. حتی عضویت در حزب نازی را پذیرفت تا هیچکس به او شک نکند. همین نقاب، بزرگترین سرمایه او بود. اعتماد مقامات آلمانی به جایی رسید که «اوگن اوت»، سفیر آلمان در ژاپن، بسیاری از گزارشهای محرمانه را با او در میان میگذاشت؛ بیخبر از اینکه همان اسناد، ساعاتی بعد روی میز ژوزف استالین قرار میگرفت.
اما مهمترین برگ برنده زورگه، شبکهای از منابع اطلاعاتی در قلب دولت ژاپن بود. برجستهترین عضو این شبکه، «هوتسومی اوزاکی» بود؛ مشاوری که به جلسات محرمانه دولت ژاپن دسترسی داشت و از تصمیمهای کلان این کشور باخبر بود.
در بهار سال ۱۹۴۱، زورگه پیامی فوری به مسکو فرستاد. او هشدار داد که آلمان برای حمله گسترده به اتحاد شوروی آماده میشود. اما استالین این گزارش را باور نکرد. او تصور میکرد هیتلر هرگز همزمان در دو جبهه وارد جنگ نخواهد شد.
چند هفته بعد، در ۲۲ ژوئن، ارتش آلمان عملیات «بارباروسا» را آغاز کرد؛ بزرگترین حمله زمینی تاریخ. هزاران تانک و میلیونها سرباز به خاک شوروی هجوم آوردند و مشخص شد هشدارهای زورگه کاملاً درست بوده است. با این حال، مأموریت اصلی او هنوز به پایان نرسیده بود.
پاییز همان سال، زورگه به اطلاعاتی دست یافت که شاید از تمام گزارشهای قبلیاش مهمتر بود. او دریافت که رهبران ژاپن تصمیم گرفتهاند بهجای حمله به اتحاد شوروی، نیروهای خود را به سمت جنوب شرق آسیا و اقیانوس آرام روانه کنند.
این تنها یک خبر ساده نبود؛ بلکه پاسخی بود به مهمترین نگرانی استالین بود. شوروی تا آن زمان صدها هزار سرباز زبده خود را در مرزهای شرقی نگه داشته بود؛ زیرا بیم آن میرفت ژاپن از شرق حمله کند. اما اکنون، با گزارش زورگه، این نگرانی تا حد زیادی برطرف شد.
استالین دستور داد لشکرهای آموزشدیده سیبری به جبهه مسکو منتقل شوند. سربازانی که به سرمای طاقتفرسای زمستان عادت داشتند، در روزهایی وارد میدان شدند که ارتش آلمان از سرما، کمبود تجهیزات و فرسودگی رنج میبرد.
ضدحمله زمستانی ارتش سرخ آغاز شد و برای نخستین بار، ماشین جنگی هیتلر متوقف شد. بسیاری از مورخان معتقدند انتقال این نیروها یکی از عوامل مهم نجات مسکو و نقطه عطف جنگ در جبهه شرق بود؛ رخدادی که بعدها مسیر جنگ جهانی دوم را تغییر داد.
سرنوشت ریچارد زورگه چندان خوشایند نبود
در اکتبر ۱۹۴۱، پلیس مخفی ژاپن پس از ماهها تعقیب، شبکه جاسوسی زورگه را کشف کرد. او بازداشت شد و با وجود بازجوییهای طولانی، اتحاد شوروی هرگز رسماً مأمور بودن او را نپذیرفت و برای آزادیاش اقدامی نکرد.
سرانجام، در ۷ نوامبر ۱۹۴۴، ریچارد زورگه در زندان سوگاموی توکیو اعدام شد. سالها بعد، زمانی که اسناد محرمانه از بایگانیها خارج شدند، جهان تازه فهمید مردی که سالها با عنوان یک خبرنگار در توکیو زندگی میکرد، یکی از بزرگترین عملیاتهای اطلاعاتی قرن بیستم را هدایت کرده است.
ریچارد زورگه هیچگاه فرمانده یک ارتش نبود، هیچ گلولهای شلیک نکرد و در هیچ میدان نبردی نجنگید؛ اما گاهی یک پیام محرمانه، میتواند اثری بگذارد که از هزاران تانک و میلیونها گلوله ماندگارتر باشد.
پایان پیام
ویراستاری متن: زهره درگاهی
