فقیر و غنی در جهان بهرنگی
به گزارش گلونی رضا ساکی در کانال تلگرام خود با ادامه بحث درباره آثار صمد بهرنگی، در یادداشتی با عنوان «فقیر و غنی در جهان بهرنگی» به نگاه طبقاتی او در داستانهایش پرداخت و نوشت: «صمد بهرنگی» برابری و عدالت را صورتبندی نمیکند، او ایدئولوژیاش را صورتبندی میکند و قصههایش را ضد جامعه طبقاتی مینویسد.
بهرنگی در پی صفبندی و اردوکشی است و به خوانندگانش یاد میدهد هر کس سوار ماشین است و یا خانهاش بالای شهر است حتما دزد است و باید به حسابش رسید. مگر ننوشته است: «هیچ بچه عزیز دردانه و خودپسندی حق ندارد قصه من و اولدوز را بخواند. به خصوص بچههای ثروتمندی که وقتی توی ماشین سواریشان مینشینند، پز میدهند و خودشان را يک سر و گردن از بچههای ولگرد و فقیر کنار خیابانها بالاتر میبینند.»
در نگاه او به دنیا آدمها همان چیزی هستند که در ظاهر دیده میشوند. اگر ریش دارد حتما مذهبی است، اگر سبیل دارد حتما چپی است، اگر ماشین دارد حتما بوژواست و اگر بچه دروازه غار است حتما حقاش خورده شده است.
در چنین فضایی بچه شما یاد میگیرد که پولدارها همه بد هستند و باید حساب بچههای ثروتمند را رسید. او نمیگوید ممکن است ثروتمندی هم باشد که زندگی از راه تلاش به دست آمده باشد، خیر، او دقیقا اردوکشی میکند.
فقیر و غنی در جهان بهرنگی
۸۰۰ سال پیش سعدی در گلستان، در مطلبی با عنوان «جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی» به این دوگانه پاسخ داده است اما بهرنگی در روزگار معاصر ما همچنان به ایجاد شکاف میپردازد.
کاش بچههای ما یاد بگیرند که از ظاهر و طبقه کسی او را قضاوت نکنند. بیاموزند که طبقه اصالت ندارد. مهربانی بیاموزند و دوستی. اما در قصههای ناز و شیک بهرنگی و آلاحمد، چنین چیزی دریافت نمیشود.
من همه جریان چپ را به یک دید نگاه نمیکنم اما در این مورد ویژه تلاش کردم هشداری داده باشم و چون دیدم برخی دارند از یادداشت من برداشت اشتباه میکنند، این جملهها را نوشتم و دیگر بحثی ندارم.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: صمد بهرنگی دست بچه ها ندهید
