آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس

آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس؛ زخم سرخ بر پیکر یک زیستگاه

آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس؛ زخمِ سرخ بر پیکر یک زیستگاه

سوگِ سرخ زیستگاهی که جاندارانش بی‌گریه، خاکستر می‌شوند

بوی تلخ دود، از میان درختانِ برافراشته، بلند می‌شود. سیاه و سپید، رقصان، بالا رفته و قد می‌کشد. هو می‌کند. باد پیغام مرگ را بر دوش خود گذاشته و می‌پراکند. جنگل، پیش از آنکه خاکستر شود، سوگوار خویشتن می‌گردد؛ آخر طبیعت پیش از انسان می‌فهمد که مرگ نزدیک است. آتش، مجال نفس نمی‌دهد، شرر می‌اندازد؛ چنان گدازه‌های مذابی متولد شده از پوسته زمین، به هر سو می‌جهد. نقطه‌ای از نقشه ایران سرخ می‌گردد. جنگل کباب می‌شود. زاگرس می‌سوزد. آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس، زیستگاه را زخمی می‌کند. درختان زجرکش می‌شوند.

خاطرات رنگین زیستگاه، با مرگ جاندارانش خاکستری شده، دود می‌شوند. اخگر، بیش از آنکه خاکستر شود، مقدمه تغییر سرنوشت یک سرزمین است.

جان‌فدایان آتش

در این میان هنوز انسان‌هایی هستند که در کنار جنگل ایستاده‌اند. جنگل‌بانان، محیط‌بانان، آتش‌نشانان، و بومیان و مردمانی از دوردست که می‌کوشند جلوی مرگ زاگرس، این ستون سبز زخمی را بگیرند؛ اما چگونه می‌توان به جنگ این دیو آتشین همیشه گرسنه‌ای رفت که حتی کارزارهای متعدد کنشگران محیط زیست نیز، هنوز باعث از رونق افتادن زبانه کشیدن‌های مکررش نشده است؟ 

از پیشگیری تا مهار حریق

محمد کاتبی، کنشگر محیط زیست می‌گوید: «آن‌چه امروز برای زنده نگه داشتن منابع طبیعی‌مان نیاز داریم این موارد هستند:

  1. سیستم پیشگیری از طریق پایش منطقه با پهپادهای پایش‌گر، و همراهی افراد محلی
  2. نظارت بر بوم‌گردی‌ها و مراکز گردشگری در رعایت پروتکل‌های عدم تخریب محیط زیست
  3. آموزش تخصصی‌تر به آتش‌نشانان و بومیان در مواجهه با بحران‌ها از جمله آتش‌سوزی، با توجه به توپولوژی جغرافیای همان منطقه
  4. تشکیل و آموزش نیروی ویژه‌ واکنش سریع به آتش‌سوزی 
  5. اعلام هشدار زودهنگام پس از شروع آتش‌سوزی
  6. تامین امنیت انسانی با بیمه مناسب، پوشش و تجهیزات ایمن، به‌روز و کافی 
  7. داشتن انبار تجهیزات نزدیک به زیستگاه‌های حیات‌وحش با ملزومات مکفی و مدرن مختص اطفای حریق جنگل، و ثبت آمار واقعی از موجودی آن
  8. ساماندهی افرادی یاری‌رسان توسط مدیریت میدان، و داشتن آمار واقعی از نیروها و تجهیزات» 

وقتی جنگل بوی مرگ می‌دهد

در مقاله‌ «اولویت‌های حفاظت در برابر آتش‌سوزی در جنگل‌های بلوط ایران، با تاکید بر حفاظت از زیستگاه مهره‌داران»، که در 7 ژوئیه 2024 در مجله، Scientific Reports (Nature) آمده: «بررسی داده‌های ۴۷۷۴ مورد آتش‌سوزی ثبت‌شده در جنگل‌های زاگرس بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ نشان می‌دهد که طی این ۲۱ سال، حدود ۹۳ درصد آتش‌ها در سه طبقه زیستگاهی با ارزش بالا A ،B  و C  رخ داده‌اند.

طبقه زیستگاهی A که ارزشمندترین زیستگاه بود، محل زندگی دست‌کم ۴۱ گونه از ۸۸ گونه بررسی‌شده مهره‌داران بود. ۷۶ درصد کل سطح سوخته در طبقه A اتفاق افتاده است. میانگین مساحت سوخته در هر آتش در زیستگاه‌های بسیار ارزشمند از ۱٫۳۴ کیلومتر مربع در سال ۲۰۰۰ به ۱٫۹۳ کیلومتر مربع در سال ۲۰۲۰ رسیده است؛ یعنی افزایش ۴۴٫۳ درصدی. درمیان جانوران زاگرس، به گونه‌های مهمی چون: سمندر امپراتور، افعی شاخ‌دم عنکبوتی، دال مصری، شاهین لاچین، عقاب استپی، و همچنین سنجاب ایرانی که به دلیل نقش مهمش در پراکنش بذر بلوط‌ها، یکی از گونه‌هایی است که در آتش‌سوزی‌ها بسیار آسیب‌پذیر می‌باشد، باید اشاره کرد».

هر درخت، یک شهر است

پیکر درخت تنها تنه و برگ نیست. یک درخت، شهری است که ساکنان بی‌شمار دارد. وقتی به آفت بلا می‌سوزد، خیابان‌ها و خانه‌های این شهر کوچک هم با او می‌سوزند.

سالها عمر گرما طولانی‌تر شده، ابرها خسیس و باران‌ها کم‌رمق‌تر گشته‌اند. دیگر لب‌های تشنه‌ و ترک خورده زمین توان فریاد برآوردن ندارد. جنگل‌ها به انبارهایی از برگ‌های خشک تبدیل شده‌اند؛ و کافی است یک جرقه‌ی موذی، تنها یک جرقه موذی بینشان بیفتد تا آسمان، رنگ سوگ بگیرد.

مرگ‌های زیر شعله‌های بلوط را، هیچکس نمی‌شمارد

آتش فقط درخت را نمی‌بلعد. در زیر تاج‌های شعله‌ور بلوطهای چند صدساله، خانه‌های کوچک بی‌شماری می‌گدازند و خاکستری می‌شوند. بزرگ‌ترین تراژدی، آن چیزی است که در آمارها دیده نمی‌شود. ما هکتارهای سوخته را می‌شماریم، اما جان‌های سوخته را نه. هیچ کسی شمار کشته‌شدگان این جنگ داغ را ثبت نمی‌کند. چه کسی مرگ هزاران حشره، زنبور، پروانه، سوسک، مورچه، عنکبوت، قارچ، و موجودات ریز در زیر خاکِ آتش به جان گرفته را می‌شمارد؛ همان سربازان خاموشی که چرخ زندگی زیستگاه‌ها را می‌چرخاندند؟ چه‌میدانیم چه تعداد پرنده، پستاندار و خزنده از حافظه جنگل سوخته پاک شده‌اند. در زیر این خاک سوخته، جهانی از مرگ‌هاست که از نگاه اکولوژیک، نابودیشان می‌تواند به اندازه سوختن درختان کهنسال مهم باشد.

آماری که هیچ‌وقت ثبت نمی‌شود

عبدالرضا باقری، کنشگر و تسهیلگر نشست‌های محیط زیست کارزار، و همچنین حنیف رضا گلزار، کنشگر منابع طبیعی، هر دو اذعان ‌دارند که در رابطه با شمارش جانوران و حتی درختان زیستگاه‌های زاگرس، قبلا آماری ثبت نشده و اکنون نیز شمارشی صورت نمی‌گیرد؛ بنابراین نمی‌توان با مقایسه آماری، به تخمینی نزدیک به واقعیت از میزان نابودی‌ها رسید.

پشت شعله‌ها؛ از زغال و زمین تا بی‌مبالاتی و دعوا

شعله‌های همه‌چیزخوار، راه خود را پیدا می‌کنند؛ گاه بلوطهای کهن برای چند کیسه زغال مرغوب جهت بساط عیش آدمی‌زادهای خودخواه قربانی می‌شوند اما آتش یاغی را توان مهار نیست. 

گاه سودجویان به هدف چرک تغییر چهره زمین سبز، به مثابه مانعی بر سر سودهای کلان، جهت ساخت و ساز در زمینهای سوخته، عامدانه برای حال جیب‌هایشان شعله‌ بر جنگل می‌تازانند.

گاه یک لجبازی بر سر ملک و زمین و آب، منجر به آتش افروزی می‌گردد.

گاهی نیز قاتل جنگل، بی‌قصد قتل می‌کند. همان آتشی که مسافری برای دم کردن چای روشن می‌کند و در دل خاک رهایش می‌کند؛ جرقه‌ای کوچک می‌شود که در تابستان خشک، لباس یک هیولای گرسنه را می‌پوشد و همه را به کام شکم سیری ناپذیرش می‌کشد. همان شعله کوچکی که فکر می‌کردند خاموش شده؛ شب هنگام در دل جنگل بیدار می‌شود و خزنده‌وار در میان علفزارهای خشک، هزاران هکتار زندگی، هزاران روح را به زیر بغل زده، با خود می‌برد.

جنگل‌های زاگرس، یکباره نمی‌میرند. زخمِ سرخ دیو آتش که به جانشان افتاد، بی‌گریه می‌سوزند و خاکستر می‌شوند. هیهات!

پایان پیام

نویسنده: نگار جاویدتاش

بیشتر بخوانید: زاگرس دوباره در آتش؛ تکرار کابوس 1399 با داغی تازه بر دل طبیعت

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید