خلیج فارس در سایه جنگ؛ ضرورت شکلگیری دیپلماسی محیط زیست برای نجات یک میراث جهانی
واکاوی ابعاد اکولوژیک و حقوقی جنگ رمضان؛ از باران آلوده بر تهران تا محاصره نفتی «مالدیو ایران»
۱. پیشدرآمد: جنگ تحمیلی رمضان
به گزارش گلونی مناقشات نظامی همواره ابعاد پنهانی دارند که دیرتر از غبار نبردها، خود را آشکار میسازند. درگیری نظامی اخیر ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، «جنگ رمضان»، در کنار تلفات جانی و تغییرات ژئوپلیتیک، بار سنگینی از پیامدهای محیط زیستی را بر دوش منطقه نهاده است. اگر به تجربه تلخ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱ بازگردیم، درمییابیم که آثار ناشی از آلودگیهای نفتی و آتشسوزی چاهها، گاه تا سه دهه و بیشتر بر چرخههای طبیعی باقی میماند و امنیت غذایی، سلامت اقشار آسیبپذیر و پایداری اکوسیستمهای آبی را نشانه میگیرد. متأسفانه این جنگ تحمیلی اخیر نیز با هدف قرار دادن تأسیسات سوخت و انرژی، عملاً سناریوی تکراری اما هولناکتری را در پیش گرفته است. آخرین تصاویر ماهوارهای و گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که این فاجعه، ابعادی فراتر از مرزهای ایران پیدا کرده و خلیجفارس را در آستانه یکی از بدترین بلایای اکولوژیک تاریخ قرار داده است.
۲. خلیجفارس؛ گنجینهای طبیعی در خط آتش
خلیجفارس، فراتر از جایگاه راهبردی و ترانزیتی خود، یک زیستبوم کمنظیر محسوب میشود که در دل خود آبسنگهای مرجانی، علفزارهای وسیع زیردریایی، جنگلهای انبوه حرا و اجتماعات متنوعی از گونههای نادر همچون دوگونگ (گاو دریایی)، لاکپشتهای پوزهعقابی، دلفینهای پوزهبطری، نهنگهای گوژپشت و صدها نوع پرنده مهاجر و ماهی تجاری را جای داده است. با وجود شوری و گرمای بالا، این پهنه آبی سازگاری شگفتانگیزی را در خود به تکامل رسانده، اما در برابر تهدیدات بیرونی به شدت شکننده است.
پژوهشهای پس از جنگ اول خلیجفارس نشان داد که در جریان اشغال کویت، بخش قابلتوجهی از جنگلهای حرا و صخرههای مرجانی منطقه، آسیبهای گسترده و گاه جبرانناپذیری دیدند. این هشدارها بیانگر آن است که هرگونه درگیری نظامی، صرفنظر از عامل آن، میتواند توازن ظریف این اکوسیستم را بر هم زند و تبعات آن را به سطح جهانی بکشاند. در فاجعه سال ۱۹۹۱، عراق با به آتش کشیدن بیش از ۷۰۰ حلقه چاه نفت و رهاسازی عمدی حجم عظیمی نفت خام در آب، یکی از وحشتناکترین صحنههای «اکوساید» (نسلکشی زیستمحیطی) تاریخ را رقم زد. بنابر دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دهها میلیون تن آلاینده ناشی از احتراق نفت، همراه با میلیونها بشکه نفت خام، به خلیجفارس تزریق شد که بخش زیادی از آن هنوز در رسوبات کف دریا باقی است.
۳. گستره تخریب؛ از آسمان پایتخت تا ژرفای آبهای جنوب
جنگ رمضان را باید از حیث تنوع و پراکندگی خسارتهای محیط زیستی، بیسابقه ارزیابی کرد. بر اساس گزارش رسمی سازمان حفاظت محیط زیست، این خسارتها در چهار محور اصلی «تخریب صنایع و پالایشگاهها، وارد آمدن آسیب به ابنیه و تأسیسات شهری، صدمه به مناطق تحت مدیریت محیط زیست، و انفجار مخازن بزرگ نفت و سوخت» رخ داده است.
یکی از ویژگیهای هشداردهنده این جنگ، همزمانی حملات با توفانهای گردوغبار فصلی بود که به هشدار نشریه فوربس انجامید. انفجارها، حجم عظیمی از ذرات ریز بتن، فلزات سنگین و ترکیبات سمی را به هوا فرستادند که با ذرات طبیعی گردوغبار درآمیخته و برای سالها در چرخه محیط باقی خواهند ماند. مورد چشمگیرتر، حمله به انبارهای نفت تهران بود که منجر به بارش آلوده و رسوبات تیرهرنگ ناشی از سوختن مخازن نفتی (که برخی رسانهها از آن با عنوان «باران سیاه» یاد کردهاند) بر روی پایتخت شد. آزمایشهای اولیه، حضور غلظت بالایی از فلزات سنگین مانند سرب، کادمیوم، کروم و نیکل، همراه با گاز سمی دیاکسید گوگرد را در این رسوبات شناسایی کرد. این ترکیب سمی، نه تنها خاک سطحی و روانآبها را آلوده کرده، بلکه زنگ خطری جدی برای سفرههای آب زیرزمینی استانهای مرکزی به شمار میرود.
دامنه تأثیر این حملات به ۷ استان شامل هرمزگان، مرکزی، سیستان و بلوچستان، فارس، کردستان، البرز و تهران کشیده شده و بر اساس اعلام سازمان محیط زیست، ۱۳ منطقه حفاظتشده با درجات مختلفی از آسیب مواجه شدهاند. از جمله نقاط بحرانی میتوان به سواحل جنوبی و جزایری مانند قشم، هنگام و لارک، منطقه حفاظتشده هفتادقله، تالابهای سیستان، منطقه ارژن-کوه بیل در فارس، پناهگاه زریبار در کردستان و مناطق جنوبی البرز اشاره کرد.
الف: لکههای نفتی در تنگه هرمز و جزیره قشم
فراتر از مرزهای ایران، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای بینالمللی از نشت گسترده نفت در آبهای خلیجفارس حکایت دارد. بر اساس تصاویر گرفتهشده در تاریخهای ۱۸ مارس، ۲ آوریل و ۷ آوریل، لکههای عظیم نفتی در تنگه هرمز، درست در نزدیکی جزیره قشم، قابل شناسایی است که طول برخی از آنها به بیش از ۸ کیلومتر میرسد. به استناد گزارش شبکه سیانان، نشت نفت در نزدیکی شناور «شهید باقری» پس از یک حادثه نظامی در تاریخ ۲۸ فوریه گزارش شده و همچنان ادامه دارد. نینا نوئل، سخنگوی گرینپیس آلمان، تأکید کرده که این نشتِ مداوم، تهدیدی جدی برای میکروارگانیسمها تا پستانداران بزرگ دریایی محسوب میشود.

ب: جزیره لاوان و آتشسوزی در پالایشگاه
در تاریخ ۷ آوریل، تأسیسات نفتی نزدیک ساحل جزیره لاوان هدف حمله قرار گرفت. ویدئوهای تأییدشده توسط شبکههای بینالمللی، آتشسوزی بزرگی را در پالایشگاه نفت این جزیره نشان میدهند. ویم زویننبرگ، مدیر پروژه در سازمان صلح پکس (PAX)، اعلام کرده که حداقل ۵ نقطه در لاوان از جمله یک پالایشگاه، آسیب دیده و نفت در حال نفوذ به سمت جزیره همجوار است. تصاویر ماهوارهای مربوط به ۱۰ آوریل نشان میدهد که لکههای نفتی از لاوان به سمت جزیره شیدور در حرکت هستند.

ج: جزیره شیدور (مکانی که برخی رسانهها آن را «مالدیو ایران» نامیدهاند) در محاصره نفت
هشداردهندهترین صحنه را باید در تصاویر ماهوارهای از جزیره شیدور جستوجو کرد. این جزیره بکر و حفاظتشده که بهدلیل زیبایی و تنوع زیستی، در برخی گزارشها به «مالدیو ایران» شهرت یافته، اکنون در محاصره لکههای عظیم نفتی قرار گرفته است. این جزیره مرجانی که در حدود یک مایلی شرق لاوان قرار دارد، زیستگاه کلونیهای بزرگ پرندگان دریایی، محل تخمگذاری بیش از ۸۰ هزار پرنده مهاجر و همچنین لاکپشتهای دریایی در معرض خطر انقراض است. ورود تودههای قیر به سواحل این جزیره، حیاتوحش آن را در دام یک فاجعه اکولوژیک خفهکننده گرفتار کرده است. این وضعیت، یادآور روزهای سیاه سال ۱۹۹۱ برای خلیجفارس است.
د: نشت نفت در سواحل کویت
تصاویر ماهوارهای همچنین در تاریخ ۶ آوریل، لکههای نفتی را درست در سواحل کویت (نزدیک بندر شعیبه) نشان میدهند. این رویداد نشان میدهد که دامنه فاجعه، تنها به آبهای سرزمینی ایران محدود نمانده و کل حوضه خلیجفارس را درگیر کرده است.
۴. چارچوب حقوقی بینالمللی؛ ابزارهایی برای مطالبه خسارت
حقوق بینالملل محیط زیست و حقوق بینالملل بشردوستانه، ابزارهای متعددی برای حفاظت از محیط زیست در زمان مخاصمات مسلحانه پیشبینی کردهاند. پروتکل الحاقی اول به کنوانسیونهای ژنو (۱۹۷۷)، در ماده ۳۵، استفاده از روشها و ابزارهای جنگی که موجب آسیب گسترده، درازمدت و شدید به محیط زیست طبیعی شوند را ممنوع میداند. همچنین ماده ۵۵ این پروتکل، دولتها را موظف میکند از محیط زیست طبیعی در برابر خسارتهای گسترده، پایدار و شدید حفاظت کنند.
کنوانسیون ENMOD (منع استفاده نظامی یا خصمانه از تکنیکهای تغییر محیط زیست) نیز استفاده از روشهایی را که آثار گسترده، درازمدت یا شدید بر محیط زیست داشته باشند، ممنوع اعلام کرده است. افزون بر این، اصول بنیادین حقوق بینالملل محیط زیست، از جمله اصل پیشگیری، اصل احتیاط و اصل «آلودهکننده میپردازد»، دولتها را به پیشگیری از خسارت و جبران پیامدهای محیط زیستی ملزم میکند.
کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل متحد نیز در سال ۲۰۲۲ مجموعه «اصول حفاظت از محیط زیست در ارتباط با مخاصمات مسلحانه» را نهایی کرد که اگرچه الزامآور نیست، اما بیانگر تحول حقوق بینالملل در جهت حفاظت بیشتر از محیط زیست است. دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده کاستاریکا علیه نیکاراگوئه (۲۰۱۸)، اصل جبران خسارت وارده به محیط زیست و خدمات اکوسیستمی را مورد تأیید قرار داد و تأکید کرد که دولتها موظفاند نه تنها از آسیبرساندن به محیط زیست جلوگیری کنند، بلکه در صورت وارد آمدن خسارت، پاسخگو باشند.
با این حال، مهمترین و عملیترین سابقه در زمینه جبران خسارت، تجربه کمیسیون جبران خسارت سازمان ملل (UNCC) است. قطعنامه ۶۸۷ شورای امنیت، مسئولیت عراق را در قبال «هر گونه خسارت مستقیم، از جمله خسارات زیستمحیطی و کاهش منابع طبیعی» به رسمیت شناخت و مبلغی در حدود ۴.۳ میلیارد دلار غرامت برای جبران خسارات محیط زیستی به دولتهای منطقه اختصاص داد.
۵. دستاوردهای ایران در کمیسیون جبران خسارت سازمان ملل (UNCC)
جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی و مستندسازی علمی، موفق به دریافت غرامت برای دو پروژه زیستمحیطی شد:
- ۳۳۲,۲۰۰ دلار برای «پایش میزان ابتلا به سرطان» در مناطق آلوده، که منجر به ایجاد سیستم جامع ثبت سرطان و مرگومیر در استانهای درگیر شد.
- ۱۸۸,۷۶۰ دلار برای «احیای ۲۲۰ هکتار از مراتع» که بر اثر هجوم آوارگان در جریان اشغال کویت آسیب دیده بود.
علاوه بر این، UNCC در مجموع ۱۷۰ پرونده زیستمحیطی (دسته F4) را بررسی کرد که مجموع خواستههای آن حدود ۸۵ میلیارد دلار بود و در نهایت بیش از ۵ میلیارد دلار غرامت تصویب شد. این تجربه، اثبات میکند که کشورها بدون مستندات علمی، امکان موفقیت در مطالبه خسارات زیستمحیطی را نخواهند داشت.
۶. اقتصاد خسارتهای زیستمحیطی؛ طبیعت دارای ارزش اقتصادی است
در دعاوی بینالمللی، صرفاً میزان آلودگی اندازهگیری نمیشود؛ بلکه «خدمات ازدسترفته اکوسیستم» مبنای محاسبه خسارت قرار میگیرد. جنگلهای حرای خلیجفارس بهعنوان مهد پرورش ماهی و سپر طبیعی در برابر طوفانها، سالانه میلیاردها دلار ارزش اقتصادی غیرمستقیم ایجاد میکنند. نابودی یک پهنه حرا تنها به معنای از بین رفتن درختان نیست، بلکه شامل کاهش ذخیره کربن، کاهش تولیدمثل آبزیان، کاهش حفاظت ساحلی و افت ارزش گردشگری نیز میشود.
آلودگی نفتی، ضمن نابودی این خدمات، به صنعت شیلات (تأمینکننده معیشت هزاران صیاد)، گردشگری دریایی و سلامت سواحل آسیب میزند. بنابراین، هر گونه محاسبه خسارت، باید بر اساس ارزش کنونی و آتی این خدمات اکوسیستمی انجام شود تا تصویری واقعگرایانه از فاجعه ارائه دهد.
۷. ابعاد چهارگانه تهدید علیه خلیجفارس
بر اساس یافتههای علمی، درگیری نظامی فعلی، خلیجفارس را با چهار تهدید جدی مواجه ساخته است:
۱. آلودگی هیدروکربنی گسترده: نشت نفت از تأسیسات و کشتیها، زنجیره حیات را از میکروارگانیسمهای کف دریا تا پستانداران بزرگ دریایی تهدید میکند و مانع تبادل اکسیژن در آبهای ساحلی میشود.
۲. آلودگی فاجعهبار هوا: آتشسوزی میادین نفتی، ابرهای سمی از ذرات معلق و گازهای اسیدی را به منطقه میفرستد که پیامدهای تنفسی و قلبی-عروقی برای ساکنان ساحلی بههمراه خواهد داشت.
۳. رسوب فلزات سنگین و ترکیبات شیمیایی: باقیمانده مهمات و مواد منفجره، عناصر سمی پایداری را در خاک و رسوبات تهنشین میکنند که از طریق آبزیان وارد زنجیره غذایی انسان میشوند.
۴. فرسایش تنوع زیستی: تخریب زیستگاههای تولیدمثلی لاکپشتها و دوگونگها، نسلهای آینده این گونههای ارزشمند را به خطر میاندازد.

۸. ضرورت انکارناپذیر دیپلماسی سبز و کارگروه ملی
با توجه به پیچیدگی مستندسازی خسارتهای فرامرزی، ایجاد یک کارگروه ملی دیپلماسی محیط زیست و ارزیابی خسارات جنگی تحت نظارت مستقیم دولت، یک الزام راهبردی است. این کارگروه باید با بهرهگیری از تجربه نقاط کانونی ملی (National Focal Points) در دوران UNCC، ساختاری میانرشتهای متشکل از حقوقدانان بینالملل، کارشناسان محیط زیست، کارشناسان سنجش از دور، اقتصاددانان منابع طبیعی و متخصصان پزشکی محیط تشکیل دهد.
ماموریتهای این کارگروه:
۱. تهیه اطلس خسارتها با استفاده از فناوریهای ماهوارهای و پایش میدانی دقیق.
۲. برآورد ارزش پولی خدمات ازدسترفته اکوسیستمی بر اساس مدلهای معتبر جهانی.
۳. راهاندازی سیستم هشدار سریع برای پایش بلندمدت آلایندهها در بافت خاک، آب و هوا.
۴. تدوین لایحه حقوقی جامع برای ارائه به نهادهای قضایی بینالمللی.
۹. پیشنهاد راهبردی: مرکز ملی پایش خسارات زیستمحیطی جنگ
به موازات کارگروه مذکور، پیشنهاد میشود که «مرکز ملی پایش خسارات زیستمحیطی جنگ» با مشارکت دانشگاهها، سازمان حفاظت محیط زیست و مراکز پژوهشی ایجاد شود. تأسیس چنین مرکزی میتواند ضمن ایجاد بانک اطلاعاتی متمرکز از تخریبها، بهعنوان بازوی علمی و فنی در دادگاههای بینالمللی عمل کند.
واقعیت تلخ آن است که احیای یک اکوسیستم تخریبشده، به مراتب دشوارتر و پرهزینهتر از بازسازی زیرساختهای فیزیکی است. از سوی دیگر، گرینپیس آلمان هشدار داده که پاکسازی لکههای نفتی خلیجفارس بهدلیل «پیچیدگی ساختاری، دسترسی محدود و شرایط کاری دشوار» بسیار سخت است و با توجه به ادامه درگیریها، عملاً امکان دسترسی به منطقه برای عملیات پاکسازی تقریباً صفر است. از این رو، «پیشگیری» هوشمندانه و مستندسازی دقیق، دو بال اصلی این مرکز خواهند بود.
۱۰. نتیجهگیری: خلیجفارس، سرمایه مشترک بشریت در مخاطره
جنگ رمضان و مخاصمات اخیر، یک بار دیگر ثابت کرد که محیط زیست، خاموشترین و بیدفاعترین قربانی مناقشات نظامی است. آلودگیهای شیمیایی باقیمانده، لکههای نفتی در حال گسترش در سواحل شیدور، نشت مداوم از شناورهای آسیبدیده و بارش آلوده ناشی از آتشسوزی مخازن نفتی، همگی برگههای سیاه تاریخ طبیعی این سرزمین را ورق میزنند. خسارتهای جبرانناپذیر وارده به طبیعت ایران، بهویژه مناطق حفاظتشده و اکوسیستم شکننده خلیجفارس، میراثی سمی و ماندگار برای نسلهای آینده خواهد بود.
با این حال، در قرن بیستویکم، امنیت کشورها تنها با مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشود؛ امنیت آب، غذا، سلامت و اکوسیستمها نیز بخشی از امنیت ملی به شمار میروند. حفاظت از خلیجفارس بنابراین نه یک موضوع محیط زیستی صرف، بلکه یک ضرورت راهبردی برای آینده منطقه و تضمین کننده معیشت و سلامت صدها میلیون نفر در منطقه است.
فراموش نکنیم که خلیجفارس تنها متعلق به هفت کشور ساحلی نیست؛ این پهنه آبی بخشی از سرمایه طبیعی مشترک بشریت است. امروز، بیش از هر زمانی، ضرورت دارد دیپلماسی محیط زیست باید بهعنوان مکمل دیپلماسی سیاسی و بخشی از امنیت ملی مورد توجه قرار گیرد تا از این میراث ارزشمند، هم به سود مردم منطقه و هم به سود کل کره خاکی، حراست شود.
اکوساید = Ecocide تخریب گسترده و عمدی محیط زیست

