حفاظت از یوزپلنگ آسیایی؛ گونه‌ای که ایران را غافلگیر کرد

حفاظت از یوزپلنگ آسیایی؛ گونه‌ای که ایران را غافلگیر کرد

حفاظت از یوزپلنگ آسیایی؛ گونه‌ای که ایران را غافلگیر کرد

گزارشی از صد و چهارمین جلسه سفرنامه‌خوانی با مهدی گوهری و محمد فرهادی‌نیا

صد و چهارمین جلسه سفرنامه‌خوانی با مهدی گوهری به یوزپلنگ آسیایی اختصاص داشت؛ گونه‌ای که روزگاری در گستره‌ای وسیع از هند تا شبه‌جزیره عربستان، سوریه و بخش‌هایی از ترکیه زندگی می‌کرد، اما امروز تنها جمعیت باقی‌مانده آن در ایران زیست می‌کند.

به گزارش گلونی، در این نشست، محمد فرهادی‌نیا، عضو هیئت علمی دانشگاه کنت انگلستان، از تاریخ حفاظت از یوزپلنگ در ایران گفت؛ از عکس‌هایی که پس از دهه‌ها نبودِ سند، دوباره حضور یوز را اثبات کردند، از محیط‌بانانی که در دشوارترین شرایط به حفاظت ادامه دادند و از غافلگیری‌هایی که این گونه، بارها برای پژوهشگران رقم زده است.

او روایت خود را نه به شکل گزارش عملکرد، بلکه در قالب سفرنامه‌ای علمی و انسانی ارائه کرد؛ روایتی که در آن نام محیط‌بانان، عکاسان، پژوهشگران و مدیران مناطق حفاظت‌شده در کنار رفتارهای شگفت‌انگیز یوزپلنگ قرار می‌گیرد.

چرا یوزپلنگ آسیایی فقط در ایران باقی مانده است؟

به گفته فرهادی‌نیا، آخرین یوزپلنگ‌های آسیایی خارج از ایران در حدود سال ۱۹۸۰ تا تابستان ۱۹۸۲ گزارش شده‌اند. بنابراین، نزدیک به چهار و نیم دهه است که از حضور رسمی این گونه در دیگر نقاط آسیا گزارشی منتشر نشده است.

این پرسش همچنان مطرح است که چرا یوزپلنگ از گستره‌ای چنین وسیع ناپدید شد، اما در بخش‌هایی از ایران دوام آورد. فرهادی‌نیا با اشاره به پادکستی از وحدتی‌نسب و مقاله‌ای منتشرشده در مجله Nature، احتمال داد که ایران برای یوزپلنگ نیز نقشی شبیه یک «هاب» یا زیستگاه مرکزی داشته باشد؛ همان‌گونه که ایران در مسیر پراکنش انسان از آفریقا، یکی از نقاط مهم توسعه و انتشار جمعیت‌های انسانی بوده است.

او تأکید کرد که یوزپلنگ در ایران نیز به‌سادگی باقی نمانده است؛ شکار مستقیم، نابودی طعمه‌ها و از میان رفتن زیستگاه، جمعیت آن را به‌شدت کاهش داده‌اند. با این حال، این گونه دست‌کم در ۴۰ سال گذشته بارها کارشناسان و مردم را غافلگیر کرده و همچنان به حیات خود ادامه داده است.

حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

پارک ملی کویر؛ زیستگاهی که بیشتر «گیرنده» بود تا زادآور

پارک ملی کویر، نزدیک‌ترین زیستگاه یوزپلنگ به تهران، از نخستین مناطق حفاظت‌شده ایران است. تصویری هوایی از این منطقه که در سال ۱۳۵۰ توسط متخصصان آمریکایی سازمان محیط زیست ثبت شده و قصر بهرام را نشان می‌دهد، یکی از تصاویر شناخته‌شده این منطقه است.

با وجود آنکه از گذشته پارک ملی کویر به‌عنوان زیستگاه یوزپلنگ شناخته می‌شد، تعداد دقیق یوزهای آن مشخص نبود. این وضعیت تا سال ۱۳۷۳ ادامه داشت؛ زمانی که بهزاد یوسفی، عکاس، به‌همراه میرانزاده، رئیس وقت منطقه، در نزدیکی یکی از چشمه‌های پشت قصر بهرام دو حیوان را مشاهده کردند.

آن‌ها ابتدا تصور کردند با دو گرگ روبه‌رو هستند، اما با نزدیک‌تر شدن دریافتند که این دو حیوان، یوزپلنگ‌اند؛ دو یوز لاغر و نحیف که پس از حدود ۲۰ تا ۲۵ سال، نخستین سند رسمی از حضور این گونه در ایران را ثبت کردند.

سال‌ها بعد، با استفاده از دوربین‌های تله‌ای، پایش منظم پارک ملی کویر آغاز شد. نخستین تصاویر دوباره امیدبخش بود. دوربین‌های تله‌ای، درختی را ثبت کردند که یوزی زیر آن استراحت می‌کرد. یک هفته بعد، در فاصله‌ای حدود ۶۰ کیلومتر، تصویر دیگری از یوز به دست آمد و تصور شد که چند یوز در منطقه زندگی می‌کنند.

اما بررسی تصاویر در ماه‌های بعد نشان داد بسیاری از عکس‌ها متعلق به یک یوز بوده است؛ یوزی که در چند هفته، بارها فاصله ۶۰ کیلومتری را طی می‌کرد و بازمی‌گشت. امروز مشخص شده است که این جابه‌جایی‌ها احتمالاً با جست‌وجوی جفت ارتباط داشته است.

فرهادی‌نیا با اشاره به دیدارش با اسکندر فیروز، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست، گفت که فیروز نیز معتقد بود پارک ملی کویر جمعیت پایداری از یوز ندارد و بیشتر نقشی شبیه «سینک» دارد؛ یعنی جمعیتی که بیشتر پذیرنده حیوانات مهاجر از مناطق دیگر است تا جمعیتی که به‌تنهایی بتواند خود را حفظ کند.

تصویری از یوز در تهرانِ دوره ناصری

یکی از اسناد تاریخی مورد اشاره در این نشست، تصویری متعلق به حدود ۱۵۰ سال پیش بود که در کاخ‌موزه گلستان پیدا شده است. این عکس، دو یوزپلنگ و یک قوچ یا میش را در محدوده تهران نشان می‌دهد؛ محدوده‌ای که امروز در قلب شهر قرار دارد.

فرهادی‌نیا با استناد به این تصویر گفت که حاشیه شمالی پراکنش یوز در ایران، زمانی تا تهران امتداد داشته است. توسعه شهر تهران، ورامین و پاکدشت، این مرز را به‌تدریج به سمت پارک ملی کویر عقب رانده است.

او همچنین به پایان‌نامه برایان اوریگان، پژوهشگر ایرلندی، اشاره کرد که در دهه ۱۳۵۰، چهار سال در توران و پارک ملی کویر کار کرده بود. اوریگان در گزارش خود نوشته است که در تمام آن سال‌ها تنها یک بار در پارک ملی کویر یوزپلنگ دیده است؛ نکته‌ای که به گفته فرهادی‌نیا، دیدگاه اسکندر فیروز درباره جمعیت کم و شکننده یوز در این منطقه را تأیید می‌کند.

یزد؛ سفر ۱۵۰ کیلومتری یک مادر برای حفظ تنوع ژنتیکی

در سال ۱۳۸۹، مرتضی عزیزی، رئیس وقت منطقه سیاه‌کوه در اردکان، با فرهادی‌نیا تماس گرفت و از ثبت تصویر یک خانواده یوزپلنگ خبر داد. این تصاویر را جواد شکوهی، محیط‌بان منطقه، ثبت کرده بود.

ماده‌یوز پس از آنکه توله‌هایش به یک‌سالگی رسیدند، آن‌ها را از سیاه‌کوه خارج کرد. این خانواده حدود ۱۵۰ کیلومتر حرکت کرد، از خط راه‌آهن، چند جاده و روستا گذشت و به منطقه‌ای به نام دره‌انجیر رسید. مادر چند ماه در آنجا ماند، سپس توله‌ها را ترک کرد و به زیستگاه قبلی خود بازگشت.

سه توله نر این ماده‌یوز، طی بیش از یک دهه به یوزهای غالب مرکز ایران تبدیل شدند و محدوده‌ای به وسعت حدود سه میلیون هکتار را در اختیار داشتند؛ قلمرویی با محیط تقریبی ۸۰۰ کیلومتر که به گفته فرهادی‌نیا، از بزرگ‌ترین قلمروهای ثبت‌شده برای یوزپلنگ بوده است.

اما چرا مادر باید توله‌هایش را از زیستگاهی امن و پرطعمه، از میان جاده‌ها و خط راه‌آهن عبور دهد؟

پاسخ احتمالی، جلوگیری از درون‌آمیزی بود. هر سه توله نر بودند و اگر در کنار مادر باقی می‌ماندند، احتمال جفت‌گیری با او وجود داشت. بنابراین، ماده‌یوز با پذیرفتن خطر عبور از جاده‌ها و تأسیسات انسانی، توله‌ها را به منطقه‌ای دور منتقل کرد تا از جفت‌گیری خویشاوندی و کاهش تنوع ژنتیکی جلوگیری شود.

این رفتار نمونه‌ای از اجتناب طبیعی از درون‌آمیزی است؛ رفتاری که نشان می‌دهد یوزپلنگ، برخلاف تصور رایج، صرفاً حیوانی غریزی و ساده نیست و برای بقای جمعیت خود راهبردهایی پیچیده دارد.

فرهادی‌نیا همچنین به یوزی اشاره کرد که از طبس به یزد رفت، حدود ۲۵۵ کیلومتر جابه‌جا شد و در یک روز مسافتی نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر را طی کرد. چنین رفت‌وآمدهایی نشان می‌دهد یوزهای کویری رفتاری «عشایری» دارند و برای پیدا کردن جفت، منابع و قلمرو مناسب، پیوسته در حرکت‌اند.

عباس‌آباد؛ حفاظت برای یوز، بازگشت پلنگ برای منطقه

منطقه عباس‌آباد در محدوده چوپانان و کویر مصر، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار هکتار وسعت دارد. تا سال‌ها، اخبار مربوط به یوزهای این منطقه بیشتر به لاشه یوزهای کشته‌شده محدود می‌شد. در سال ۱۳۸۱، زمانی که فرهادی‌نیا برای نخستین‌بار به این منطقه رفت، نشانه چندانی از حیات‌وحش وجود نداشت.

با تلاش افرادی مانند حلوانی و اکبری، در کنار محیط‌بانان، حفاظت از منطقه تقویت شد. پس از حدود ۹ سال، نخستین تصویر یوزپلنگ ثبت شد؛ یوزی که از زیستگاه‌های یزد به عباس‌آباد آمده بود و دوباره به همان مناطق بازگشت.

اما مهم‌تر از آن، بازگشت پلنگ بود. پس از سه یا چهار دهه بی‌خبری، پلنگ‌ها دوباره در منطقه مشاهده شدند. با افزایش حفاظت و احیای آبشخورها، نه‌تنها یک پلنگ، بلکه پلنگ ماده‌ای همراه با سه توله نیز ثبت شد. فرهادی‌نیا جمعیت فعلی پلنگ در این محدوده را، با احتیاط، حدود ۱۰ تا ۱۵ فرد برآورد کرد.

به این ترتیب، منطقه‌ای که حفاظت از یوز در آن آغاز شده بود، به احیای پلنگ در مرکز ایران نیز کمک کرد.

نایبندان؛ از «جنگال» تا آخرین یوزهای شرق ایران

در بهمن ۱۳۷۸، خبر مشاهده گروهی از یوزپلنگ‌ها در پناهگاه حیات‌وحش نایبندان منتشر شد. گروهی شکارچی در یک روز ۹ یوز را دیده بودند و از هفت یوز فیلم گرفته بودند. در آن زمان، یوزپلنگ هنوز گونه‌ای بسیار کم‌خبر و تقریباً «امنیتی» بود و انتشار هر تصویر یا فیلمی از آن اهمیت زیادی داشت.

بهمن نجفی، نخستین رئیس پناهگاه حیات‌وحش نایبندان، با نصب دوربین‌های تله‌ای توانست تصویری ثبت کند که بعدها به‌عنوان نخستین عکس دوربین تله‌ای از یوزپلنگ زنده در ایران شناخته شد. حتی مدتی برخی تصور می‌کردند حیوانی تاکسیدرمی‌شده در منطقه قرار داده شده تا از آن عکس گرفته شود.

این یوز «جنگال» نام گرفت و حدود ۱۴ سال بر کوه‌های نایبندان قلمرو داشت. پس از مرگ او، یوز دیگری به نام «آرش» در منطقه مشاهده شد. در یک دوره، از آرش حدود ۲۵ تصویر ثبت شد، اما تمام تصاویر متعلق به همان یک یوز بود؛ نری که برای یافتن جفت، همه‌جا را جست‌وجو می‌کرد.

در منطقه راور نیز تلاش محیط‌بانان برای ثبت تصویر یوز به ماجرایی عجیب انجامید. پس از ماه‌ها دوربین‌گذاری بی‌نتیجه، زیر یکی از دوربین‌ها نوشت: «یوز، جان مادرت بیا.» یک ماه بعد، رد یوز مقابل دوربین ثبت شد؛ اما باتری دوربین تمام شده بود و هیچ تصویری به دست نیامد. یک سال بعد نیز لاشه یک یوز پیدا شد؛ یوزی که احتمالاً از آخرین یوزهای نایبندان بود.

میاندشت؛ امیدی که از دل انقراض برگشت

میاندشت، با وسعتی حدود ۸۰ تا ۸۵ هزار هکتار، زمانی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست منطقه‌ای منقرض‌شده برای یوزپلنگ اعلام شده بود. حدود ۳۰ سال پیش، جمعیت آهو در آن تنها ۱۰۰ تا ۱۵۰ فرد بود و منطقه پر از دام و دامدار بود.

فرهادی‌نیا از تلاش محیط‌بانانی مانند آبسالان و دیگر نیروهای منطقه برای تغییر شرایط گفت؛ تلاش‌هایی که در ابتدا با مخالفت مردم محلی نیز روبه‌رو شد. به‌تدریج، حفاظت افزایش یافت، منابع آبی احیا شد و جمعیت آهو از حدود ۱۵۰ فرد به نزدیک ۳۵۰۰ فرد رسید.

در سال ۱۳۹۱، دوربین‌های تله‌ای تصویری از یک ماده‌یوز همراه سه توله ثبت کردند. میاندشت برای مدتی به نماد موفقیت حفاظت تبدیل شد؛ منطقه‌ای با ۳۵۰۰ آهو و چند یوزپلنگ.

اما این موفقیت پایدار نماند. شرایط مناطق کویری به‌شدت ناپایدار است؛ بارندگی، منابع غذایی و جمعیت طعمه‌ها دائماً تغییر می‌کنند. پس از تلفات و کشته شدن یوزی به نام یارقلی بر اثر برخورد با خودرو، برای چندین سال هیچ یوزی در میاندشت ثبت نشد.

با این حال، حفاظت متوقف نشد. پس از سال‌ها، ماده‌یوزی به نام هلیا همراه پنج توله دوباره در منطقه مشاهده شد. از نظر فرهادی‌نیا، میاندشت نشان می‌دهد که در کویر نه باید زود امیدوار شد و نه زود ناامید؛ زیرا هر موفقیتی ممکن است به‌سرعت از بین برود و هر منطقه‌ای که از دست‌رفته به نظر می‌رسد، امکان بازگشت داشته باشد.

توران؛ زیستگاه بزرگ و آزمایشگاه رفتار یوزپلنگ

منطقه توران در اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰، پس از مشاهده حدود ۲۰۰ گورخر، بیش از ۱۰۰ جبیر و تعدادی آهو، مورد توجه قرار گرفت و در سال ۱۳۵۱ شکل گرفت. به گفته فرهادی‌نیا، توران از معدود مناطق حفاظت‌شده ایران است که نه برای توسعه شکار، بلکه برای حفاظت از یک گونه در معرض خطر، یعنی گورخر، ایجاد شد.

توران امروز شناخته‌شده‌ترین زیستگاه یوزپلنگ در ایران است. این منطقه از نظر تنوع طعمه نیز اهمیت دارد: آهو، جبیر، گورخر و حتی قوچ و میش در آن حضور دارند.

فرهادی‌نیا با اشاره به پژوهشی درباره شعر فارسی گفت که او و همکارانش ۱۹۲ شعر ایرانی را بررسی کرده‌اند که در آن‌ها واژه یوزپلنگ آمده است. در ۶۴ مورد، طعمه یوز نیز ذکر شده بود. در حدود ۷۰ درصد این موارد، آهو به‌عنوان طعمه یوز آمده و در بخشی از اشعار نیز قوچ و میش یا گورخر به این گونه نسبت داده شده است.

پایش‌های میدانی در توران نشان داده است که یوزپلنگ می‌تواند از طعمه‌های مختلف در زمان‌های مختلف استفاده کند. شکار آهو معمولاً در ساعات ابتدایی صبح اتفاق می‌افتد؛ زمانی که آهوها به منابع آب نزدیک می‌شوند. قوچ و میش، که از ارتفاعات پایین می‌آیند، ممکن است در میانه روز در دسترس یوز قرار بگیرند.

یکی از ماده‌یوزهای شناخته‌شده توران «خورشید» نام دارد؛ ماده‌ای که چندین بار زایمان کرده و در هر زایمان تعدادی از توله‌هایش را به سن بالاتر رسانده است. فرهادی‌نیا گفت چنین ماده‌هایی در جمعیت یوزها به «مادران فوق‌العاده» یا «سوپرمادر» معروف‌اند و نقش مهمی در بقای جمعیت دارند.

در کنار این موفقیت‌ها، جاده تهران ـ مشهد همچنان تهدیدی جدی برای یوزهای توران است. به گفته فرهادی‌نیا، تاکنون حدود ۱۵ تا ۲۰ یوز در این محور زیر خودرو رفته‌اند؛ با این حال، یوزها هنوز از جاده عبور می‌کنند و نمی‌توان صرفاً با فرض عبور نکردن آن‌ها، مسئله را حل‌شده دانست.

حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

یوزپلنگ فقط یک حیوان نیست؛ رفتارهای ازدست‌رفته هم منقرض می‌شوند

فرهادی‌نیا تأکید کرد که انقراض فقط به معنای ناپدید شدن کامل یک گونه نیست. گاهی یک رفتار، فرهنگ یا شکل ارتباط با محیط نیز از بین می‌رود.

او از تفاوت رفتاری میان یوزهای جنوبی و شمالی ایران گفت. یوزهای مناطق جنوبی، مانند یزد، معمولاً به‌شدت از انسان دوری می‌کردند؛ اما یوزهای شمالی، به‌ویژه در خراسان، به‌دلیل زندگی در کنار روستاها، جاده‌ها، انسان‌ها و دام‌ها، رفتار کم‌گریزتری داشتند و حتی ممکن بود ساعت‌ها کنار جاده بمانند.

با از بین رفتن جمعیت‌های جنوبی، رفتار انسان‌گریز یوزپلنگ در ایران نیز تا حد زیادی از میان رفته است. از این منظر، حفاظت باید فقط به حفظ تعداد حیوانات محدود نشود؛ تنوع رفتاری و فرهنگی گونه‌ها نیز بخشی از میراث طبیعی است.

یوزپلنگ چه خدمتی به ایران کرده است؟

یکی دیگر از محورهای مهم سخنرانی، نقشه‌ای از منابع تولید طوفان شن در ایران بود که توسط پژوهشگران چینی تهیه شده است. در این نقشه، مناطق قرمز، منابع مهم تولید گردوغبار و مناطق سبز، نقاط کم‌خطرتر را نشان می‌دهند.

فرهادی‌نیا این نقشه را با نقشه زیستگاه‌های یوزپلنگ مقایسه کرد و گفت دو لکه سبز نقشه گردوغبار، تقریباً با مناطقی هم‌پوشانی دارند که زیستگاه یوز بوده‌اند و در آن‌ها پارک ملی یا منطقه حفاظت‌شده ایجاد شده است.

به بیان او، شاید انسان در حفظ یوزپلنگ چندان موفق عمل نکرده باشد، اما یوز به ایران خدمت کرده است؛ زیرا حضور این گونه به ایجاد و حفظ مناطقی کمک کرده که امروز کمتر به کانون طوفان شن تبدیل می‌شوند.

از این منظر، یوزپلنگ فقط نماد تنوع زیستی یا حیوانی زیبا و کمیاب نیست؛ حفاظت از زیستگاه آن می‌تواند با امنیت سرزمینی، کاهش گردوغبار و حفظ زیست‌بوم‌های کویری ارتباط داشته باشد.

نه خوش‌بینی، نه بدبینی؛ امید همراه با عدم قطعیت

در پایان، فرهادی‌نیا درباره آینده یوزپلنگ گفت که نه خوش‌بینی مطلق و نه بدبینی مطلق، پاسخ مناسبی نیست. او با اشاره به کتابی از جولیا گالف و مفهوم پذیرش عدم قطعیت، توضیح داد که خوش‌بینی و بدبینی هر دو از این تصور ناشی می‌شوند که ما آینده را از پیش می‌دانیم؛ در حالی که آینده یوزپلنگ قطعی نیست.

به گفته او، آنچه اهمیت دارد، امید همراه با تلاش است. یوزپلنگ آسیایی در چهار دهه گذشته بارها برخلاف پیش‌بینی‌ها عمل کرده است: «در مناطقی که تصور می‌شد منقرض شده، دوباره دیده شده؛ در زیستگاه‌هایی کوچک و حاشیه‌ای دوام آورده؛ مسافت‌های بسیار طولانی پیموده و با رفتارهایی مانند جلوگیری از درون‌آمیزی، برای بقای خود تلاش کرده است.»

کویری که در آن هیچ‌چیز ثابت نیست، هم می‌تواند خیلی زود امیدها را نابود کند و هم دوباره امکان بازگشت ایجاد کند. بنابراین، آینده یوزپلنگ نه از پیش نوشته شده و نه تضمین‌شده است.

سفری از رویا تا روایت

بخش پایانی نشست به تجربه شخصی محمد فرهادی‌نیا اختصاص داشت؛ نوجوانی که از پشت شیشه خودرو به بیابان نگاه می‌کرد و تصور می‌کرد ممکن است در آن سوی دشت، یوزپلنگی در حرکت باشد.

او از برنامه تلویزیونی «با طبیعت» و نقش اسماعیل میرفخرایی، محمدعلی اینانلو و مجله «شکار و طبیعت» در شکل‌گیری علاقه نسل خود به حیات‌وحش گفت. جایزه‌ای که برای شناسایی نام علمی یک جانور از مجله دریافت کرد، کتاب «پستانداران ایران» نوشته ضیایی و نقشه‌ای که از شهرهای محل مشاهده یوز روی دیوار اتاقش ساخته بود، بخشی از این مسیر بودند.

فرهادی‌نیا ابتدا در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد، اما پس از آشنایی با یکی از چهره‌های مؤثر حوزه یوزپلنگ و حیات‌وحش، مسیر تحصیل و زندگی خود را تغییر داد و به محیط زیست روی آورد.

او درباره دلیل نوشتن کتابش نیز گفت که قصد نداشته گزارشی رسمی و عدد‌محور از عملکرد یک سازمان ارائه دهد. هدفش روایت داستانی بود که برای عموم مردم قابل خواندن باشد؛ روایتی که نشان دهد پشت تصاویر شناخته‌شده یوزپلنگ، از جمله پیروز، چه تاریخ، تلاش، شکست و همراهی‌ای قرار دارد.

در این روایت، محیط‌بانانی مانند بهمن نجفی، مرتضی عزیزی، جواد شکوهی، آبسالان، حلوانی، اکبری و بسیاری دیگر، فقط نام‌هایی در حاشیه نیستند؛ آن‌ها بخشی از تاریخ حفاظت از یوزپلنگ در ایران‌اند.

فرهادی‌نیا با الهام از نوشته‌های فرانس دِ وال، انسان‌شناس و نخستی‌شناس، تلاش کرده است علم، خاطره و داستان را کنار هم قرار دهد. نتیجه، سفرنامه‌ای درباره سفر در بیابان‌های ایران است، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، درباره نسلی است که رویاهایش را جدی گرفت و بخشی از آن‌ها را به واقعیت تبدیل کرد.

یوزپلنگ آسیایی هنوز در ایران زنده است؛ نه به‌خاطر آنکه مسیر ساده‌ای داشته، بلکه به این دلیل که بارها در برابر پیش‌بینی‌ها ایستاده است. حفاظت از آن نیز نباید فقط به علاقه به یک حیوان زیبا محدود شود. هر تصمیم درباره جاده، معدن، راه‌آهن، روستا و توسعه باید با آگاهی از نقش یوز در زیست‌بوم ایران گرفته شود.

شاید مهم‌ترین پیام این نشست همین باشد: یوزپلنگ فقط گونه‌ای در آستانه انقراض نیست؛ بخشی از حافظه طبیعی و تاریخی ایران است.

پایان پیام

بیشتر بخوانید: نقشه ژنتیکی حیات وحش ایران؛ گامی برای حفاظت از گونه‌های در معرض تهدید

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید