مرال و گاوبانگی در هیرکانی؛ بانگ گوزن قرمز در فصل جفتگیری
به گزارش گلونی، شب که میشود، جنگل هیرکانی صدایی را در خود میپیچد؛ صدایی که در تاریکی میان درختان کهن طنین میاندازد و از جایی میآید که کمتر چشمی آن را دیده، اما گوشها آن را میشناسند. این همان بانگ مرال است؛ گوزن قرمز و بزرگترین گوزن ایران. مرال و گاوبانگی در این فصل، یکی از شناختهشدهترین جلوههای حیاتوحش جنگلهای هیرکانی است.
جنگلهای هیرکانی، این میراث چند میلیونساله، میزبان سه گونه گوزن است: مرال یا گوزن قرمز، شوکا و گوزن زرد ایرانی. مرال، بزرگترین آنها، در استانهای مازندران، گلستان و گیلان دیده میشود. شوکا، کوچکترین گوزن ایران، گاهی زیستگاهش با مرال همپوشانی دارد و میتوان هر دو را در یک پهنه جنگلی مشاهده کرد. گوزن زرد ایرانی نیز زیستگاه اصلیاش در هیرکانی نیست و بیشتر در بخشهایی از زاگرس یافت میشود.
مرال را با نامهای گوناگونی میشناسند. «گاو کوهی» یکی از این نامهاست؛ هم به دلیل شباهت ظاهریاش به گاو و هم به سبب زندگی در ارتفاعات کوهستانی. از همین نام است که «گاوبانگی» سرچشمه میگیرد؛ یعنی بانگ گاو کوهی. اما گاوبانگی تنها یک نام نیست؛ دورهای است که در آن زندگی مرالها دستخوش دگرگونی میشود.
مرال و گاوبانگی؛ روایت فصل جفتگیری در هیرکانی
از میانه شهریور تا میانه مهر، جنگل شاهد یکی از حساسترین دورههای حیات مرالهاست. در این بازه، نرهای بالغ به گلههای ماده میپیوندند و با نمایش قدرت بدنی، سلامت و صدایشان، میکوشند توجه مادهها را جلب کنند. این دوره زمانی است که تولیدمثل و زادآوری موفق میتواند به تداوم نسل مرالها کمک کند.
گلههای مرال در طبیعت به سه گروه تقسیم میشوند: مادهها همراه با فرزندانشان و نرهای نابالغ؛ نرهای بالغ که معمولاً از مادهها جدا میشوند؛ و نرهای مسن که رفتار انفرادی دارند. در دوره گاوبانگی، ترشح هورمون تستوسترون در نرهای بالغ افزایش مییابد و آنها را به گلههای ماده پیوند میدهد.
بانگ مرال، مهمترین نشانه این دوره است. نری که صدای بلندتر و کشیدهتری تولید کند، دو پیام را منتقل میکند: نخست به مادهها میگوید که صدای بلند و بدن سالمی دارد و اگر با او جفت شوند، فرزندانشان نیز سالم و قوی خواهند بود. دوم به نرهای دیگر هشدار میدهد که اینجا قلمرو اوست و ورود به آن میتواند به رویارویی منجر شود.
صدای مرال را میتوان از فراز یالها بهخوبی شنید. نرها از اوایل غروب تا اوایل صبح بانگ میزنند و در طول روز استراحت میکنند. در اوج دوره مستی، حتی ممکن است روزبانگی نیز رخ دهد.
نرها بر اساس قدرت و سلامت خود بانگ میزنند، گله جدا میکنند و نسبت به آن حساسیت زیادی دارند. اگر نری نزدیک شود، با بانگ و حرکات سر و گردن او را دور میکنند. اگر این تلاش بینتیجه بماند، نزاعی رخ میدهد که گاه بسیار خطرناک است.
شاخهای مرال و نمایش قدرت
شاخ گوزنها هر سال در اواخر زمستان میافتد و بلافاصله رشد شاخ جدید آغاز میشود. این شاخ در دوره گاوبانگی به اوج استحکام و رشد میرسد. مرالها شاخهایشان را به شاخهها و تنه درختان و گاه به زمین و سنگ میکشند تا آنها را صیقل دهند.
شاخ بلندتر و بزرگتر، نشانهای از قدرت و جذابیت است؛ هم برای مادهها و هم برای نرهای رقیب.
تهدیدهای مرال در دوره گاوبانگی
دوره گاوبانگی برای مرالها بسیار حساس است، زیرا بانگ زدن آنها را در برابر شکارچیان آسیبپذیرتر میکند. شکارچیان سنتی با تقلید صدای مرال به وسیله شاخ کل یا بز کوهی، نرها را به خود نزدیک میکنند. امروزه از بلندگو و پخش صدای مرال نیز برای شکار استفاده میشود.
شکار و تخریب زیستگاه، از مهمترین عوامل تهدید این گونه ارزشمند است.
در گذشته، زمانی که ببر در جنگل هیرکانی حضور داشت، شکارچیان هنگام تقلید بانگ مرال گاه با ببر مواجه میشدند، زیرا مرال یکی از شکارهای مرسوم ببر بود. پس از پایان دوره گاوبانگی، دوره آبستنی مادهها آغاز میشود که حدود ۲۴۰ روز، یعنی معادل هشت ماه، طول میکشد. از این رو، موفقیت در جفتگیری و تولیدمثل در این بازه، برای تداوم نسل مرال اهمیت دارد.
در سالهای اخیر، در مناطقی که جمعیت مرالها قابلملاحظه است، گروههایی از افراد بومی و داوطلب از سراسر کشور تحت عنوان حفاظت مشارکتی فعال شدهاند. آنها میکوشند در دوره گاوبانگی از شکار این گونه ارزشمند جلوگیری کنند تا نسل آن ادامه یابد.
اجرای برنامههای استاندارد با تعداد کم و با راهنمایی افراد بومی باتجربه نیز میتواند به زادآوری موفق این گونه کمک کند.
مرال در فرهنگ و باور مردم هیرکانی
مرال در فرهنگ مردمان بومی هیرکانی نمادی از زیبایی و شکوه جنگل است. صدای آن به صدای حیات و صدای جنگل تشبیه میشود. سعدی در «بوستان»، مرال را نماد زیبایی و معشوق دستنیافتنی میداند. نظامی گنجوی نیز نگاه شیرین را به مرال تشبیه میکند.
نویسنده: مانده زارعپور
پایان پیام
بیشتر بخوانید: ممنوعیت گاوبانگی در مناطق چهارگانه؛ تصمیمی دیرهنگام
