نمایشگاه بینالمللی الکامپ؛ پرهیاهو برای فناوری، پرمانع برای افراد دارای معلولیت
به گزارش گلونی، همراه شدن با پرهام در شیبهای تند و سینهکش آفتاب نمایشگاه الکامپ، تصویر متفاوتی از بزرگترین رویداد فناوری کشور را به نمایش میگذارد. در میان زرقوبرق استارتاپها و غرفههای پرهزینه، جای پارک خودرو در فاصلهای بسیار دور از سالنها قرار دارد و مسیرها برای عبور ویلچر پر از چالش است. پرهام اسداللهزاده، کارشناس آموزش مؤسسه نیکوکاری رعد که دارای ضایعه نخاعی است، در این مسیر همراه ماست و میگوید غرفهها هیچکدام دسترسپذیر نیستند و به دلیل نبود رمپ استاندارد، ورود به آنها با خطر افتادن از پشت همراه است. این تضاد تلخ نشان میدهد که در قلب تپنده فناوری ایران، هنوز ابتداییترین نیازهای فیزیکی بخش بزرگی از جامعه نادیده گرفته میشود.
چالش هممسیر؛ از رمپهای غایب تا اختلاف سطحهای ۱۰ سانتی
مشاهدات میدانی و گشتوگذار در سالنها نشان میدهد که بهجز غرفه مؤسسه رعد و توانتک، تقریباً هیچ سالن و غرفهای به معنای واقعی مناسبسازی نشده است. پرهام به چالش جالبی که در غرفه خودشان راه انداختهاند اشاره میکند؛ آنها یک ویلچر گذاشتهاند تا افراد حاضر در نمایشگاه، نشستن روی آن را تجربه کنند. او میگوید افراد پس از نشستن روی ویلچر و تلاش برای حرکت، تازه متوجه میشوند که همان اختلاف سطح ۱۰ سانتیمتری چطور مانند یک دیوار مانع حرکتشان میشود. به گفته پرهام، دسترسپذیری نباید یک امتیاز ویژه یا لطف تلقی شود، بلکه حق طبیعی ۱۵ درصد از جامعه است که بتوانند مانند سایرین بهراحتی به امکانات دسترسی داشته باشند.
غرفههایی به وسعت فناوری، اما دور از دسترس
ماجرا فقط به موانع فیزیکی ختم نمیشود؛ وقتی پای صحبت با غرفههای نامدار، مجموعههای مالی مثل کاریزما و تکنوپی و حتی صنف سایت و اینترنت مینشینیم، جای خالی دسترسپذیری دیجیتال بهشدت احساس میشود. این پلتفرمها با وجود گستردگی خدمات و بودجههای کلان، هنوز در سایتها و اپلیکیشنهایشان استانداردهای اولیه را برای افراد دارای معلولیت، چه در زمینه سازگاری با صفحهخوانها برای افراد نابینا و چه ارائه خدمات به زبان اشاره برای افراد ناشنوا، لحاظ نکردهاند. گویی در معماری اکوسیستم دیجیتال ایران، جامعه معلولان از همان ابتدا تعریف نشدهاند.
از گلایه تا فرصت؛ بازارِ فراموششده
در چنین شرایطی، تغییر زاویه دید شاید راهگشا باشد. به پیشنهاد یکی از دوستانی که در غرفه رعد با او همکلام شدیم، بهجای رویکرد انتقادیِ صرف و گله از عدم متناسبسازی، میتوان این موضوع را بهعنوان یک «فرصت» تجاری به کسبوکارها نشان داد. اگر درِ غرفههای بزرگی مثل کاریزما یا پلتفرمهای اینترنتی را بزنیم و بپرسیم «شما برای مخاطبان نابینا، کمبینا، ناشنوا یا دارای معلولیت جسمیـحرکتی چه امکانی در محصولتان ایجاد کردهاید؟»، شاید در ابتدا پاسخی نداشته باشند. اما اگر بدانند با متناسبسازی محصولاتشان چه تعداد مخاطب جدیدی را جذب میکنند و نادیده گرفتن آنها چقدر به ضررشان است، احتمالاً با ادبیات تجاری و بهصورت خودجوش به سمت دسترسپذیری حرکت خواهند کرد.
تلاشهای ناتمام؛ وقتی دغدغه هست اما دسترسی نیست
در گفتوگو با نمایندگان غرفهها، حتی در میان شرکتهایی که دغدغه این موضوع را داشتهاند، نقص اطلاعات و نبود دسترسی کامل بهشدت به چشم میخورد. برای مثال، شرکت زیرساختی شناختهشدهای مانند «ابرآروان» اگرچه گامهای اولیهای برای افراد نابینا و کمبینا برداشته است (مانند قابلیت ریدینگمود (Reading Mode) مرورگرها برای سازگاری با صفحهخوانها، تنظیم کنتراست سایت و توسعه دستیارهای صوتی هوش مصنوعی)، اما نماینده این شرکت نیز اعتراف میکند که به دلیل پیچیدگی و تعدد آیتمهای پنلهایشان، هنوز تا دسترسپذیریِ کامل فاصله زیادی دارند.
ناشنوایی؛ معلولیتی پنهان در هیاهوی دیجیتال
این ضعفِ ساختاری در مورد افراد ناشنوا بحرانیتر است. با وجود تمام این تلاشها، نماینده ابرآروان صراحتاً تأیید میکند که در حال حاضر هیچ راهکار و خدماتی برای افراد ناشنوا در پلتفرمهایشان ندارند. این مسئله دقیقاً مهر تأییدی بر صحبتهای سارا است که میگوید: «ناشنوایی یک معلولیت پنهان است و تا با طرف روبهرو نشوید متوجه آن نمیشوید».
این پنهان بودن، در فضای مجازی خودش را به بیرحمانهترین شکل نشان داده است. بسیاری از کسبوکارها و حتی شرکتهای دغدغهمند، هنوز نمیدانند که زبان اولِ افراد ناشنوا، «زبان اشاره» است و این افراد در درک زبان فارسیِ نوشتاری چالش دارند.
در ادامه گفتوگو با نمایندگان غرفهها، عمق ناآگاهی نسبت به نیازهای افراد ناشنوا بسیار پررنگتر است. سارا در صحبتهایش به نکته ظریف و مهمی اشاره میکند: «ناشنوایی یک معلولیت پنهان است و تا با طرف روبهرو نشوید متوجه آن نمیشوید». این پنهان بودن، در فضای مجازی هم خودش را نشان داده است. در حالی که مجموعههایی (مثل بانکینو) وجود دارند که با ایجاد امکان تماس تصویری با مترجم زبان اشاره، توانستهاند این سد را بشکنند، اما در نمایشگاه الکامپ بیشتر کسبوکارها اعتراف کردند که برای افراد ناشنوا هیچ راهکار و خدماتی در پلتفرمهایشان ندارند و تنها بهینهسازیهای محدودی برای بینایی انجام دادهاند.
نمایشگاه بینالمللی الکامپ؛ ویترینی از آینده فناوری
الکامپ قرار بود ویترینی از آینده روشنِ مبتنی بر فناوری باشد؛ آیندهای که در آن تکنولوژی فاصلهها را کم میکند و موانع را از بین میبرد. اما واقعیت میدانی نشان میدهد تا زمانی که سایتها و اپلیکیشنهای اصناف اینترنتی برای همه متناسبسازی نشوند، اطلاعرسانیها فاقد زبان اشاره باشند و غرفههای پرزرقوبرق حتی یک رمپ ساده نداشته باشند، این آینده برای بخش بزرگی از جامعه، در حد همان اختلاف سطح ۱۰ سانتیمتری، غیرقابل عبور باقی میماند.
پایان پیام
گزارشگر: نیوشا امیری
بیشتر بخوانید: چرا ایران به قطبنماهایی مثل اکبر علیزادهراد نیاز دارد؟
