گردشگری هوشمند؛ جایگاه انسان در دنیای سفر
به گزارش گلونی و به نقل از خبرگزاری میراثآریا، اسدالله حقانی، فعال رسانه، در یادداشتی بیان کرد: در تمامی تغییراتی که در حوزه گردشگری به واسطه هوش مصنوعی به وقوع پیوسته، یک عنصر بهعنوان ثابت باقی مانده است: انسان.
گردشگر هنوز هم انسانی است که سفر میکند، تجربه میکند و خاطراتی میسازد. راهنما، مدیر مقصد، کارمند موزه، فعال محلی و بسیاری دیگر از افراد نیز همچنان انسانهایی هستند که باید با فناوریهای جدید تعامل داشته باشند. بنابراین، شاید پرسش صحیح این نباشد که آیا هوش مصنوعی جای انسان را میگیرد؛ بلکه پرسش دقیقتر این است که در مسیر شکلگیری گردشگری هوشمند، کدام بخش از فعالیتهای گردشگری دستخوش تغییر میشود و کدام مهارتهای انسانی در این میان اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد؟
شخصیسازی؛ یکی از ویژگیهای گردشگری هوشمند
یکی از مهمترین تغییراتی که هوش مصنوعی میتواند در تجربه سفر ایجاد کند، شخصیسازی است. تا به امروز، بسیاری از پلتفرمهای گردشگری بر اساس رفتار کاربران پیشنهادهایی ارائه میکردند: اگر هتلی را جستوجو کردهاید، گزینههای مشابه را مشاهده کنید و اگر مقصدی را پسندیدهاید، مقصدهای مشابه را نیز بررسی کنید. اما هوش مصنوعی میتواند این فرایند را بهمراتب پیچیدهتر و دقیقتر کند.
این سیستم میتواند بهطور همزمان علایق، بودجه، زمان در دسترس، سابقه سفر، هدف از سفر، شرایط مقصد و مجموعهای از دادههای دیگر را تجزیه و تحلیل کرده و برنامهای را پیشنهاد دهد که بهطور خاص برای همان فرد طراحی شده است. به این ترتیب، ممکن است دو گردشگر وارد یک شهر شوند، اما هوش مصنوعی برای یکی مسیر موزهها، معماری و تاریخ را پیشنهاد دهد و برای دیگری غذا، طبیعت و تجربههای محلی را.
این تحول از یک جنبه بسیار مهم است. گردشگری هوشمند میتواند گردشگری را از یک محصول نسبتاً عمومی به تجربهای نزدیکتر کند که برای هر فرد متفاوت باشد. اما در همین راستا، یک پرسش جالب مطرح میشود: آیا شخصیسازی بیش از حد میتواند مفهوم کشف را از سفر حذف کند؟
بخشی از جذابیت سفر در چیزهایی است که از قبل برنامهریزی نکردهایم؛ مانند یک کوچه که بهطور تصادفی پیدا میکنیم، یک موزه کوچک که در برنامهمان نبوده، یک غذای محلی که کسی پیشنهاد داده یا گفتوگویی که اصلاً انتظارش را نداشتهایم. اگر الگوریتم دائماً تلاش کند بهترین گزینه را بر اساس آنچه از گذشته ما میداند انتخاب کند، ممکن است سفر هم مانند بسیاری از تجربههای دیجیتال، به محیطی بیش از حد شخصیسازیشده تبدیل شود و در این محیط، ما کمتر غافلگیر شویم.
انسان در گردشگری هوشمند چه نقشی دارد؟
بنابراین، چالش آینده تنها این نیست که هوش مصنوعی بتواند سفر مناسب ما را پیدا کند؛ بلکه باید بتواند میان شخصیسازی و امکان کشف نیز تعادل برقرار کند. این تغییر، پرسش مهم دیگری را درباره نیروی انسانی گردشگری به وجود میآورد.
برای دههها، راهنمای گردشگری یکی از منابع اصلی اطلاعات برای گردشگران بود. اما امروز، گردشگران میتوانند پیش از رسیدن به مقصد، درباره تاریخ یک بنا، مسیر دسترسی، ساعات بازدید یا حتی پیشنهاد یک برنامه روزانه، از اینترنت و ابزارهای هوش مصنوعی سؤال کنند. آیا این بدان معناست که نقش راهنمای گردشگری کاهش خواهد یافت؟ احتمالاً نه؛ اما ماهیت این نقش تغییر خواهد کرد.
راهنمای گردشگری آینده ممکن است کمتر شبیه یک دایرةالمعارف متحرک باشد که قرار است تمام اطلاعات را در ذهن داشته باشد و بیشتر به یک مفسر، داستانگو، طراح تجربه و واسطه میان گردشگر و مقصد تبدیل شود.
هوش مصنوعی میتواند اطلاعات ارائه دهد، اما یک راهنمای آگاه میتواند به گردشگر کمک کند تا آن اطلاعات را در زمینه درست قرار دهد، داستان یک بنا را روایت کند، میان تاریخ و زندگی امروز آن مکان ارتباط برقرار کند و تجربهای انسانی بسازد که صرفاً از کنار هم قرار گرفتن چند داده به وجود نمیآید.
این موضوع در مورد موزهها و میراث فرهنگی نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. یک سامانه هوش مصنوعی میتواند درباره یک اثر تاریخی توضیح دهد، اما آیا میتواند تجربه انسانی گفتوگو با یک متخصص، شنیدن یک روایت محلی یا مواجهه با یک داستان شخصی را بهطور کامل جایگزین کند؟ به همین دلیل، احتمالاً یکی از مدلهای مهم آینده در گردشگری هوشمند، نه «انسان یا ماشین»، بلکه «انسان در کنار ماشین» خواهد بود.
مهارتهای انسانی در عصر گردشگری هوشمند
هوش مصنوعی میتواند حجم زیادی از اطلاعات را پردازش کند، الگوها را شناسایی کند و پیشنهادهایی ارائه دهد، اما انسان باید بتواند خروجی آن را بررسی کند، خطا را تشخیص دهد، زمینه را درک کند و در نهایت تصمیمگیری کند.
در چنین مدلی، مهارتهای مورد نیاز نیروی انسانی گردشگری نیز دستخوش تغییر خواهند شد. آشنایی با ابزارهای هوش مصنوعی، سواد داده، توانایی راستیآزمایی اطلاعات، تولید و مدیریت محتوای دیجیتال و شناخت محدودیتهای هوش مصنوعی، در کنار مهارتهایی مانند ارتباط انسانی، داستانگویی، شناخت فرهنگی و توانایی طراحی تجربه، اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.
به بیان سادهتر، در عصر هوش مصنوعی و با گسترش گردشگری هوشمند، ارزش یک متخصص گردشگری لزوماً در این نیست که همه پاسخها را بداند، بلکه در این است که بداند کدام سؤال را بپرسد، کدام پاسخ را باور کند و کدام پاسخ را دوباره بررسی کند.
این تغییر البته تنها به راهنمایان گردشگری محدود نمیشود. مدیران مقصد، کارکنان موزهها، فعالان گردشگری محلی، بازاریابان و حتی سیاستگذاران نیز باید یاد بگیرند چگونه در کنار سیستمهای هوشمند تصمیمگیری کنند.
در این میان، شاید مهمترین مهارت آینده، توانایی تشخیص مرز میان «تصمیمی که میتوان به ماشین سپرد» و «تصمیمی که همچنان به قضاوت انسانی نیاز دارد» باشد.
اما هرچه نقش هوش مصنوعی در این حوزه گسترش مییابد، یک سؤال اساسیتر مطرح میشود: اگر هوش مصنوعی قرار است پیشنهاد دهد، تحلیل کند و در تصمیمگیری نقش داشته باشد، چه کسی باید بر خودِ این سیستمها نظارت کند؟ به عبارتی، باید پرسید مسئله قدرت و حکمرانی در گردشگری هوشمند و گردشگری الگوریتمی به کجا خواهد رسید؟
پایان پیام
بیشتر بخوانید: هوش مصنوعی در گردشگری؛ از مدیریت مقصد تا حفاظت از میراث فرهنگی
