چای هم ایرانی شد
به گزارش گلونی، اگر امروز به خانه یک ایرانی بروید، بعید است مهمانی بدون چای تمام شود. چای آنقدر با زندگی روزمره ما گره خورده که گاهی فراموش میکنیم اصلاً نوشیدنی بومی ایران نیست.
این نوشیدنی از شرق آسیا آمد و از مسیر تجارت به ایران رسید. در دوره صفوی، قهوه جایگاه مهمتری داشت و قهوهخانهها هم واقعاً محل نوشیدن قهوه بودند. چای در ابتدا نوشیدنی فراگیری نبود و بیشتر در میان گروههای محدودی مصرف میشد. بهتدریج، با گسترش مصرف آن در خانهها و ورود سماور به زندگی روزمره، جای خودش را در فرهنگ ایرانی باز کرد.
اتفاق مهم در اواخر دوره قاجار رخ داد؛ زمانی که محمدمیرزا کاشفالسلطنه، که بعدها به «چایکار» مشهور شد، پس از سفر به هند، تجربه کشت و فرآوری این برگ سیاه را به ایران آورد. گیلان، بهویژه لاهیجان، به دلیل آبوهوا و شرایط مناسب، به یکی از مهمترین مناطق کشت این گیاه در ایران تبدیل شد. از آن زمان، این برگهای خوشبو دیگر فقط محصولی وارداتی نبود و در بخشی از خاک ایران هم کشت میشد.
دلیل ماندگاری این نوشیدنی گرم در ایران فقط تجارت و کشاورزی نبود. استکانهای کمباریک خیلی زود با فرهنگ معاشرت ایرانیها پیوند خوردند. چای شد چیزی که برای مهمان دم میکردیم، کنار گفتوگو میگذاشتیم و با آن یک دیدار کوتاه را طولانیتر میکردیم. «چایی میخورید؟» کمکم از یک سؤال ساده درباره نوشیدنی، به بخشی از آیین مهماننوازی تبدیل شد.
حتی قهوهخانه هم در این میان داستان جالبی دارد. نامش از روزگاری آمده که قهوه نوشیدنی اصلی آن بود، ولی در ادامه، این طعم گس جای قهوه را گرفت و قهوهخانه به یکی از مهمترین فضاهای اجتماعی ایرانیان تبدیل شد؛ جایی برای نشستن، حرفزدن، شنیدن داستان و خبر و تماشای زندگی دیگران.
شاید به همین دلیل چای در ایران فقط یک نوشیدنی نماند. تبدیل شد به بهانهای ساده برای کنار هم نشستن. چیزی که از سرزمینی دیگر آمد، در گیلان ریشه گرفت و بعد آنقدر در زندگی ایرانی جا افتاد که امروز تصور یک مهمانی ایرانی بدون صدای کتری، بخار سماور و استکان خوشرنگ برای بسیاری از ما سخت است.
چای شاید ایرانی نباشد، ولی شیوهای که ایرانیها آن را وارد زندگی خود کردند، حالا بخشی از فرهنگ ایرانی است.
پایان پیام
