آیا صدای گردوهای ۵۰۰ ساله خورجهان در هیاهوی ماشین‌آلات معدن شنیده می‌شود؟

آیا صدای گردوهای ۵۰۰ ساله خورجهان در هیاهوی ماشین‌آلات معدن شنیده می‌شود؟

آیا صدای گردوهای ۵۰۰ ساله خورجهان در هیاهوی ماشین‌آلات معدن شنیده می‌شود؟

به گزارش گلونی، اگر قرار باشد طبیعت بکر کوهستان زبان باز کند، احتمالاً اولین چیزی که این روزها در شهرستان ماه‌نشان می‌شنویم، نه صدای آواز «عاشیق‌ها» که صدای شکستن شاخه‌های ۵۰ ساله زیر تبر هیزم‌شکنانِ ناآگاه است در انتهای جاده‌های صعب ‌العبور استان زنجان، روستایی باستانی به نام «خورجهان» نفس‌های آخر یک گنجینه ژنتیکی را به شماره می‌شمارد؛ جایی که یک جوان معمار، برای نجات تاریخ زادگاهش، منتظر نامه‌نگاری ‌های اداری نمانده است.

ماسوله‌ای در محاصره تاریخ و معدن

ماه‌نشان را به نام «دیار قلعه‌ها» می‌شناسند؛ جغرافیایی وهم‌انگیز که از صخره‌های «دودکش جن» (قلعه بهستان) تا دژهای طبیعی لک‌لک‌ها را در خود جای داده است. اما درست در بالاترین نقطه این استان و در مسیر قله ۳۳۰۰ متری بلقیس، خورجهان با معماری پلکانی و خانه‌های کاهگلی‌اش، خودش را لابه‌لای ابرها پنهان کرده است.

اینجا فقط یک سکونتگاه ییلاقی نیست. خورجهان که همسایه دیواربه‌دیوار «یاستی قلعه» (از یادگارهای قرن ششم هجری) است، تاریخی به قدمت دوران اشکانیان و ساسانیان دارد. چرخ اقتصاد این مردم سخت‌کوش با باغداری، کندوهای عسل و البته «شیرپزخانه‌ها» (کارگاه‌های سنتی تولید پنیر کوزه و کره حیوانی) می‌چرخد. با این حال، مجاورت با بزرگ‌ترین معدن سرب و روی خاورمیانه (معدن انگوران)، بلای جانِ آرامش منطقه شده است. ماشین‌آلات سنگینِ معدن از یک سو جاده‌ها را مستهلک کرده و از سوی دیگر، جوانان را از باغداری به سمت کارگری کشانده‌اند.

معجزه‌ای به نام «مفر» و دست‌هایی که می‌شکنند

قلب تپنده این زیست‌بوم، زیارتگاهی طبیعی به نام غار «مفر» است؛ مکانی که در مجاورت رودخانه خروشان «انگوران‌چای» قرار دارد. معجزه مفر، درختان گردوی غول‌پیکری هستند که با قدرتی عجیب، دل سنگ‌ها و صخره‌ها را شکافته و روییده‌اند. اما این میراث کهنسال امروز بی‌پناه مانده است. رهگذران و گردشگرانی که برای لذت بردن از خنکای رودخانه به اینجا می‌آیند، برای برپا کردن یک آتش ساده، به راحتی شاخه‌های ۵۰ ساله این درختان را قطع می‌کنند.

روایت یک شاهد عینی؛ معماری که به داد طبیعت رسید

اینجاست که پای یک شاهد عینی و دغدغه‌مند به داستان باز می‌شود. نیما صادقی، جوان ۳۲ ساله و دانشجوی ارشد مهندسی معماری و شهرسازی است. او که عضو سازمان نظام مهندسی قزوین است و از سال ۱۳۹۰ کار پژوهش روی بناهای تاریخی (از جمله عمارت اربابی الوند در سال ۹۵) را در کارنامه دارد، این‌بار ذره‌بین خود را روی زادگاه مادری‌اش گذاشته است.

نیما که یک خانه اجدادی ۳۰۰ ساله در خورجهان دارد، می‌گوید: «درخت‌های مفر یک ذخیره بی‌نظیر ژنتیکی هستند. من در بازدیدهای میدانی‌ام به ۲۰ تا ۳۰ روستای اطراف رفتم و هیچ‌کجا چنین درختانی ندیدم. تخمین می‌زنیم قدمتشان بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ سال و مقارن با دوره صفویه باشد.»

او وقتی دید که فقدان حریم حفاظتی و پدیده مهاجرت معکوس (و تبدیل زمین‌های اطراف به باغ) دارد حریم این درختان را می‌بلعد، کارزاری رسمی به راه انداخت تا ادارات میراث‌فرهنگی و منابع طبیعی را پای کار بیاورد.

بیداری «ایمجی»؛ ما منتظر نمی‌مانیم اهالی خورجهان رسمی قدیمی به نام «ایمجی» (همیاری داوطلبانه و گروهی) دارند. به یمن همین رسم، در همان روزهای اول بدون هیچ تبلیغاتی، ده‌ها نفر از بومیان، کارزار نیما را امضا کردند. نیما با همان جسارتِ کوهستانی‌اش می‌گوید: «خوشبختانه نماینده شهرستان آدم طبیعت‌دوستی است، اما اگر ادارات نیایند و راضی نشوند، با هزینه از جیب خودم و کمک اهالی، دور درخت‌ها فنس می‌کشیم تا از آن‌ها محافظت کنیم.»

اگر نمی‌خواهیم صدای تبر هیزم‌شکنان، آخرین صدایی باشد که از این درختان ۵۰۰ ساله می‌شنویم، باید بیدار شویم. همان‌طور که نیما می‌گوید: «حافظ طبیعت باشیم و از محیط پیرامون، کوه و روستای خودمان شروع کنیم.»

برای امضای این مطالبه‌گری و نجات میراث کهن خورجهان، به لینک زیر مراجعه کنید و شما هم بخشی از این «ایمجی» بزرگ و ملی باشید.

لینک کارزار: درخواست ثبت ملی و حفاظت از درختان گردوی کهنسال «مفر» در روستای تاریخی خورجهان

پایان پیام

گزارش‌گر: نیوشا امیری

بیشتر بخوانید: برای یک ارتباط معمولی

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید