ذخیرهگاههای زیستکره ایران؛ از حفاظت طبیعت تا اشتغال پایدار جوامع محلی
به مناسبت ۱۲ آبان، سوم نوامبر، روز جهانی ذخیرهگاههای زیستکره
به گزارش گلونی، ذخیرهگاههای زیستکره از مهمترین ظرفیتهای ایران برای پیوند دادن حفاظت از تنوع زیستی با توسعه پایدار هستند. این مناطق فقط مجموعهای از جنگلها، تالابها، کوهستانها، بیابانها و زیستگاههای ارزشمند نیستند؛ بلکه سرزمین زندگی جوامعی نیز هستند که معیشت، فرهنگ، دانش بومی و آینده اقتصادی آنها با طبیعت پیوند خورده است. برنامه انسان و زیستکره یونسکو (MAB) با همین نگاه شکل گرفته است: حفاظت از طبیعت باید با پژوهش، آموزش، مشارکت مردم و یافتن راههایی برای استفاده پایدار از منابع طبیعی همراه باشد. ذخیرهگاه زیستکره قرار نیست میان انسان و طبیعت دیوار بکشد؛ هدف آن یافتن راههایی است که زندگی انسان در کنار طبیعت ادامه یابد، بیآنکه بنیانهای اکولوژیک منطقه تضعیف شود.
بر اساس فهرست شبکه جهانی ذخیرهگاههای زیستکره یونسکو، ایران دارای ۱۴ ذخیرهگاه ثبتشده است: از ارسباران، گلستان، توران و کوپه تا حرا، میانکاله، دریاچه ارومیه، دنا و تنگ صیاد و سبزکوه. این مناطق از نظر اقلیم، پوشش گیاهی، حیاتوحش، منابع آب، شیوههای معیشت و ظرفیت اقتصادی تفاوتهای قابل توجهی دارند. بنابراین، سیاست توسعه پایدار در آنها نباید بر یک الگوی واحد و یکسان استوار باشد. پرسش این است که چگونه میتوان این ظرفیت طبیعی و بینالمللی را به فرصتهای واقعی برای اشتغال محلی، افزایش درآمد خانوارها و کاهش فشار بر منابع طبیعی تبدیل کرد.
حفاظت بدون مشارکت اقتصادی مردم پایدار نمیماند
در بسیاری از مناطق طبیعی، مردم محلی هم بخشی از میراثفرهنگی و دانش بومی منطقهاند و هم از نخستین گروههایی هستند که آثار خشکسالی، کاهش منابع آب، تغییرات اقلیمی، فرسایش خاک و افت کیفیت زیستگاهها را تجربه میکنند. در چنین شرایطی، انتظار حفاظت مؤثر از طبیعت بدون فراهم کردن فرصتهای معیشتی سازگار با محیط زیست، راهبردی کامل نخواهد بود. البته نباید هر مسئله حفاظتی را صرفاً به فقر یا معیشت نسبت داد.
تخریب زیستگاهها میتواند از عوامل متعددی مانند ضعف مدیریت، تغییر کاربری زمین، برداشت بیرویه منابع، توسعه نامتوازن، آلودگی و تغییرات اقلیمی ناشی شود. بااینحال، مشارکت اقتصادی مردم میتواند یکی از ابزارهای مهم کاهش فشار بر طبیعت و افزایش پایداری برنامههای حفاظتی باشد. از این منظر، ذخیرهگاههای زیستکره میتوانند به آزمایشگاههای عملی اقتصاد سبز تبدیل شوند؛ مکانهایی برای آزمودن و گسترش فعالیتهایی که در کنار ایجاد درآمد، به حفظ سرمایه طبیعی و فرهنگی منطقه نیز کمک میکنند.
تنوع زیستگاهها و تنوع راهکارها
ذخیرهگاههای زیستکره ایران از نظر شرایط طبیعی و اقتصادی یکسان نیستند. برای مثال، در ذخیرهگاه حرا، حفاظت از جنگلهای مانگرو، زیستگاههای ساحلی و دریایی و توسعه فعالیتهای سازگار با اکوسیستمهای جزرومدی اهمیت دارد. در میانکاله و دریاچه ارومیه، وضعیت تالابها، منابع آب و معیشتهای وابسته به آنها باید در کانون برنامهریزی قرار گیرد. در گلستان و ارسباران، جنگلها، مراتع، تنوع زیستی و شیوههای سنتی بهرهبرداری از سرزمین اهمیت ویژهای دارند.
در توران، کویر و دیگر مناطق خشک، محدودیت آب، ظرفیت برد اکولوژیک و آسیبپذیری زیستگاهها باید تعیینکننده نوع فعالیت اقتصادی باشد. در نتیجه، نخستین گام برای توسعه اقتصاد سبز، تدوین برنامهای جداگانه برای هر ذخیرهگاه و هر پهنه مدیریتی آن است. فعالیتی که در یک منطقه میتواند سازگار و سودمند باشد، ممکن است در منطقهای دیگر بهدلیل کمبود آب، حساسیت زیستگاه یا رقابت با گونههای بومی مناسب نباشد.
پیشنهاد نخست: برنامه هر روستا، یک کسبوکار سبز
پیشنهاد میشود برنامهای ملی با عنوان «هر روستا، یک کسبوکار سبز» در جوامع محلی پیرامون ذخیرهگاههای زیستکره ایران طراحی شود. هدف این برنامه، ایجاد فرصتهای درآمدی متناسب با ویژگیهای هر منطقه، با اولویت زنان، جوانان، خانوارهای روستایی و عشایری و گروههای دارای محدودیت دسترسی به بازار کار است. در این طرح، «کسبوکار سبز» به فعالیتی گفته میشود که علاوه بر توجیه اقتصادی و اجتماعی، آثار آن بر آب، خاک، تنوع زیستی و منابع طبیعی ارزیابی شده باشد و فعالیتش با ضوابط حفاظتی منطقه تعارض نداشته باشد. این برنامه میتواند چند مسیر مکمل داشته باشد:
۱. زنبورداری مسئولانه و تولید محصولات زنبورستان
طرح «هر روستا، یک زنبورستان» میتواند در برخی مناطق مستعد، یکی از گزینههای ایجاد درآمد محلی باشد. تولید و بستهبندی عسل، فروش مستقیم، بازاریابی دیجیتال، توسعه تعاونیهای محلی و ایجاد پیوند میان تولیدکنندگان و بازارهای منطقهای، ظرفیتهایی هستند که میتوانند در یک زنجیره ارزش محلی بررسی شوند. بااینحال، استقرار زنبورستان نباید به صورت خودکار یا بدون ارزیابی اکولوژیک در همه ذخیرهگاهها توصیه شود.
تراکم کندوها، وضعیت منابع گل، آب در دسترس، فاصله از زیستگاههای حساس و احتمال رقابت زنبور عسل مدیریتشده با گردهافشانهای بومی باید بررسی شود. محل استقرار نیز باید با ضوابط قانونی و برنامه مدیریت منطقه سازگار باشد؛ به ویژه در پهنههای هستهای و زیستگاههای حساس که هرگونه فعالیت باید تابع محدودیتهای حفاظتی باشد. پیشنهاد عملی آن است که ابتدا در روستاهای واجد شرایط، طرحهای آزمایشی کوچک اجرا شود و پس از ارزیابی نتایج اقتصادی و محیط زیستی، درباره گسترش آن تصمیمگیری شود.
۲. فرآوری و بازاریابی محصولات بومی (صنایع تبدیلی)
بستهبندی و عرضه محصولات کشاورزی و دامی مجاز، گیاهان خوراکی قابل برداشت پایدار، محصولات باغی، فرآوردههای محلی و صنایعدستی میتواند سهم بیشتری از ارزش اقتصادی تولید را در همان منطقه نگه دارد. این فعالیتها باید به ضوابط بهداشتی، حقوق بهرهبرداری، محدودیت برداشت از طبیعت و ظرفیت منابع آب توجه کنند. در مناطق خشک و کمآب، اولویت باید با فعالیتهایی باشد که وابستگی اندکی به برداشت جدید از منابع آب و تخریب پوشش گیاهی دارند. برداشت تجاری گیاهان خودرو نیز بدون تعیین ظرفیت مجاز و پایش جمعیت گونهها نباید بهعنوان راهکار عمومی اشتغال معرفی شود.
۳. گردشگری مسئولانه و تجربهمحور
گردشگری طبیعت، پرندهنگری، راهنمایی محلی، معرفی میراثفرهنگی، خوراک بومی، مسیرهای آموزش و اقامتگاههای سازگار با محیط زیست میتوانند برای برخی روستاها فرصت درآمد ایجاد کنند. شرط اصلی، مدیریت تعداد بازدیدکنندگان، جلوگیری از بسامد و آلودگی، حفاظت از آرامش حیاتوحش و مشارکت واقعی ساکنان در منافع اقتصادی است. گردشگری در همه نقاط مناسب نیست. برخی زیستگاهها بهدلیل حساسیت فصلی، دوره زادآوری گونهها یا آسیبپذیری اکولوژیک باید محدودیت بازدید داشته باشند. ازاینرو، ظرفیت گردشگری باید بر پایه ارزیابی علمی و نه صرفاً جذابیت تبلیغاتی تعیین شود.
۴. خدمات محلی حفاظت و پایش محیط زیست
جوامع محلی میتوانند در برنامههای آموزش محیط زیست، پایش پسماند، ثبت مشاهدات حیاتوحش، گزارش تخلفات، احیای پوشش گیاهی با گونههای بومی و مراقبت از مسیرهای گردشگری مشارکت کنند. این مشارکت، در صورت تعریف وظایف، آموزش، نظارت و تأمین منابع مالی، میتواند به ایجاد فرصتهای شغلی و تقویت مدیریت مشارکتی کمک کند. فعالیتهای مرتبط با احیا نیز باید بر پایه شناخت بومشناختی منطقه انجام شوند؛ کاشت گسترده گونههای غیربومی یا اجرای عملیات بدون بررسی خاک، آب و پوشش طبیعی ممکن است بهجای بهبود وضعیت، آسیبهای تازهای ایجاد کند.
پیشنهاد دوم: تدوین برنامه اختصاصی برای هر ذخیرهگاه
برای اجرای مؤثر برنامه ملی، لازم است برای هر ذخیرهگاه یک بسته اقدام متناسب با ویژگیهای طبیعی و اجتماعی آن تهیه شود. نمونههای زیر جهتگیریهای پیشنهادیاند و جایگزین مطالعات میدانی، نظر جوامع محلی یا برنامه مدیریت رسمی هر منطقه نیستند:
| ذخیرهگاه | محورهای پیشنهادی بررسی و اقدام |
| ارسباران | زنجیره ارزش محصولات محلی، صنایعدستی، راهنمایی طبیعتگردی و حفاظت مشارکتی جنگلها و مراتع |
| ارژن | بررسی ظرفیت محصولات بومی، آموزش محیط زیست و گردشگری کنترلشده متناسب با حساسیت زیستگاهها |
| دالانکوه-قمیشلو | طراحی فرصتهای معیشتی متناسب با تنوع ارتفاعی، مراتع و شرایط متفاوت جوامع محلی |
| دنا | راهنمایی طبیعتگردی، محصولات محلی و برنامههای مشارکتی حفاظت از زیستگاههای کوهستانی |
| گنو | کسبوکارهای محلی سازگار با شرایط خشک، آموزش طبیعتگردی و مدیریت فشار بر منابع آب |
| گلستان | گردشگری مسئولانه، محصولات محلی و تقویت مشارکت مردم در حفاظت و پایش زیستگاهها |
| هامون | فعالیتهای سازگار با شرایط آبی تالاب، مهارتآموزی و معیشتهای جایگزین متناسب با وضعیت آب و خاک |
| حرا | راهنمایی محلی گردشگری ساحلی، معرفی میراث فرهنگی و فعالیتهای سازگار با مانگروها و محیط دریایی |
| کویر | خدمات گردشگری کنترلشده، صنایع دستی و فعالیتهای کممصرف از نظر آب، همراه با حفاظت از زیستگاههای خشک |
| کپه داغ | ارزیابی معیشتهای محلی و فعالیتهای سازگار با مراتع، منابع آب و تنوع زیستی منطقه |
| دریاچه ارومیه | برنامههای معیشتی متناسب با شرایط حوضه آبریز، کاهش فشار بر منابع آب و پایش اکوسیستم تالابی |
| میانکاله | گردشگری کنترلشده، خدمات آموزشی و فعالیتهای محلی سازگار با حساسیت پرندگان و زیستگاههای ساحلی |
| تنگ صیاد | محصولات محلی، راهنمایی طبیعتگردی و مشارکت روستایی و عشایری در حفاظت از زیستگاههای کوهستانی و مرتعی |
| سبزکوه | معیشتهای سازگار با اقلیم خشک، گردشگری محدود و مسئولانه و مشارکت جوامع محلی در حفاظت از حیات وحش |
نکته مهم: درج یک فعالیت در جدول به معنای تأیید قطعی امکان اجرای آن در تمام بخشهای ذخیرهگاه نیست. نوع، محل، مقیاس و زمان اجرای هر فعالیت باید پس از بررسی پهنهبندی حفاظتی، ظرفیت اکولوژیک، قوانین مربوط و نظر جامعه محلی مشخص شود.
پیشنهاد سوم: تشکیل کارگروه اقتصاد سبز در هر ذخیرهگاه
پیشنهاد میشود در چارچوب ساختارهای قانونی و مدیریتی موجود، کارگروهی برای اقتصاد سبز و معیشت پایدار در هر ذخیرهگاه شکل گیرد. این کارگروه میتواند با مشارکت دستگاه متولی مدیریت منطقه، سازمان حفاظت محیط زیست، مدیریتهای محلی، دهیاریها، تعاونیها، تشکلهای مردمنهاد، مراکز علمی و نمایندگان زنان و جوانان فعالیت کند. وظایف پیشنهادی آن عبارتاند از:
- شناسایی مشاغل موجود و ظرفیتهای اقتصادی سازگار با طبیعت؛
- بررسی نیازهای آموزشی، زیرساختی و بازاریابی؛
- تعیین پهنهها و فعالیتهای مجاز با توجه به محدودیتهای حفاظتی؛
- تسهیل دسترسی کسبوکارهای محلی به تسهیلات و بازار؛
- طراحی شاخصهای پایش اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی؛
- انتشار گزارش سالانه از نتایج، مشکلات و درسآموختههای طرحها.
در این الگو، جوامع محلی نباید صرفاً دریافتکننده آموزش یا تسهیلات باشند؛ آنها باید در انتخاب فعالیت، تعیین اولویتها، اجرای طرح و ارزیابی نتایج نقش مؤثر داشته باشند.
پیشنهاد چهارم: اجرای آزمایشی و توسعه مرحلهای
برای جلوگیری از پراکندگی منابع و تکرار طرحهای کماثر، بهتر است برنامه ملی با چند طرح آزمایشی آغاز شود. انتخاب مناطق پایلوت باید بر اساس معیارهای روشن صورت گیرد: وجود ظرفیت واقعی بازار، آمادگی جامعه محلی، سازگاری فعالیت با شرایط اکولوژیک، امکان نظارت و وجود نهاد مسئول برای پشتیبانی. یک الگوی اجرایی پیشنهادی میتواند چنین باشد:
مرحله نخست؛ شناخت و طراحی: تهیه خط پایه از وضعیت معیشت، بازار، منابع طبیعی، ظرفیتهای محلی و محدودیتهای حفاظتی.
مرحله دوم؛ انتخاب و آموزش: انتخاب مشارکتی کسبوکارها، آموزش فنی و مالی و تشکیل گروهها یا تعاونیهای داوطلب.
مرحله سوم؛ اجرای پایلوت: راهاندازی تعداد محدودی کسبوکار با پشتیبانی فنی، دسترسی به بازار و پایش آثار محیط زیستی.
مرحله چهارم؛ ارزیابی مستقل: بررسی درآمد واقعی، استمرار فعالیت، سهم زنان و جوانان، کیفیت مشارکت محلی و پیامدهای فعالیت بر آب، خاک و تنوع زیستی.
مرحله پنجم؛ توسعه مشروط: گسترش فقط طرحهایی که نتایج قابل اندازهگیری و سازگاری محیط زیستی آنها تأیید شده باشد.
اهداف کمی، تعداد روستاها، میزان سرمایهگذاری، تعداد مشاغل و دوره بازگشت سرمایه باید پس از مطالعه امکانسنجی و برآورد هزینههای واقعی تعیین شوند. اعلام ارقام ملی پیش از این بررسیها میتواند انتظارات غیرواقعی ایجاد کند.
پیشنهاد پنجم: سنجش موفقیت با شاخصهای واقعی
موفقیت برنامه نباید فقط با تعداد کارگاههای آموزشی، تعداد کندوها، شمار گردشگران یا مبلغ تسهیلات پرداختشده سنجیده شود. یک کسبوکار ممکن است درآمد ایجاد کند، اما اگر باعث برداشت بیش از ظرفیت از آب، افزایش پسماند یا فشار بر گونههای بومی شود، نمیتوان آن را بهطور کامل پایدار دانست. بنابراین، برای هر طرح باید مجموعهای از شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی تعریف شود؛ از جمله:
- میزان درآمد خالص و استمرار کسبوکار پس از پایان حمایت اولیه؛
- تعداد فرصتهای شغلی پایدار و سهم زنان و جوانان؛
- میزان مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیری؛
- مصرف آب و انرژی و مقدار پسماند تولیدشده؛
- تغییرات قابل اندازهگیری در وضعیت زیستگاههای مرتبط؛
- رعایت مقررات، ظرفیت اکولوژیک و محدودیتهای حفاظتی؛
- میزان باقی ماندن ارزش افزوده و درآمد در جامعه محلی.
خط پایه، روش اندازهگیری، مسئول پایش و دوره گزارشدهی باید از ابتدا مشخص شود تا نتایج قابل مقایسه و قابل ارزیابی باشند.
جمعبندی: ذخیرهگاههای زیستکره، فرصت توسعهای مسئولانه
ذخیرهگاههای زیستکره ایران ظرفیت آن را دارند که به الگوهایی برای پیوند حفاظت از طبیعت با توسعه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند؛ اما این ظرفیت تنها زمانی به نتیجه میرسد که برنامهریزی از شرایط واقعی هر منطقه آغاز شود، مشارکت مردم جدی گرفته شود و آثار اقتصادی و محیط زیستی فعالیتها به صورت مستمر سنجیده شود. پیشنهاد «هر روستا، یک کسبوکار سبز» میتواند چارچوبی برای گردآوردن زنبورداری مسئولانه، فرآوری محصولات بومی، گردشگری کنترلشده، صنایعدستی و خدمات محلی حفاظت در یک برنامه منسجم باشد. بااینحال، هیچیک از این فعالیتها نباید بدون ارزیابی ظرفیت اکولوژیک و سازگاری با پهنهبندی ذخیرهگاه بهصورت عمومی توصیه شود.
در نهایت، ارزش یک ذخیرهگاه فقط به گستره زیستگاهها یا جایگاه آن در شبکه جهانی محدود نیست؛ بخشی از موفقیت آن در این است که حفاظت از طبیعت، بهبود کیفیت زندگی مردم و انتقال سرمایه طبیعی به نسلهای آینده را همزمان پیش ببرد. این هدف زمانی دستیافتنیتر خواهد شد که مردم محلی نه در حاشیه برنامههای حفاظتی، بلکه بهعنوان شریکان اصلی مدیریت و توسعه پایدار شناخته شوند.
یادداشت: پیشنهادهای این مقاله، چارچوب سیاستی و اجرایی پیشنهادیاند و نباید با نتایج قطعی اجرای طرح در ذخیرهگاهها اشتباه گرفته شوند. تعیین محل اجرا، اهداف کمی.
پایان پیام
نویسنده: مصیب شیرانی، پژوهشگر و کنشگر محیط زیست
بیشتر بخوانید: باران برای بلوط؛ ایده و برنامه احیای آبمحور برای افزایش تابآوری جنگلهای زاگرس
