مرجانهای ایران در محاصره تغییرات اقلیمی و تهدیدهای جنگی؛ امنیت دریایی بدون حفاظت از محیط زیست معنا ندارد
به گزارش گلونی، از خارک و خارکو تا کیش، شیدور، لارک، قشم و آبهای دریای عمان؛ ارزیابی جدید اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت درباره خطر فروپاشی اکوسیستمهای مرجانی، ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظت از جزایر و امنیت زیستمحیطی ایران را برجسته میکند.
مرجانهای خلیجفارس؛ هشدار فراتر از یک خبر محیط زیستی
اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) در ارزیابی جدید خود از وضعیت اکوسیستمهای مرجانی جهان اعلام کرده است که ۹۶ درصد از ۱۲۷ منطقه بومشناختی مرجانی ارزیابیشده، در طبقه «بهشدت در معرض خطر» (Critically Endangered) قرار دارند. این ارزیابی که در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، برای نخستین بار خطر فروپاشی اکوسیستمهای مرجانی را در مقیاس جهانی با استفاده از چارچوب فهرست سرخ اکوسیستمهای IUCN بررسی کرده است.
در بخش منطقهای این ارزیابی، هر شش منطقه بومشناختی مرجانی پهنه دریایی ROPME، شامل خلیجفارس، دریای عمان و بخش غربی دریای عربی، در طبقه «بهشدت در معرض خطر» قرار گرفتهاند.
پهنه ROPME آبهای دریایی هشت کشور ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان را در بر میگیرد. مساحت صخرههای مرجانی ارزیابیشده در این پهنه حدود ۶۳۲ کیلومترمربع است.
نکته مهم آن است که این طبقهبندی صرفاً به معنای انقراض مرجانها نیست؛ بلکه نشاندهنده احتمال بسیار بالای فروپاشی عملکرد اکولوژیک این زیستبومها در صورت تداوم فشارهای اقلیمی و انسانی است.
همچنین، مطالعه تخصصی منطقه ROPME بهصورت پیشچاپ منتشر شده و هنوز داوری علمی نشده است. در نتایج آن، پیشبینی تنش گرمایی آینده نقش مهمی در ارتقای طبقه خطر برخی مناطق داشته است.
اما این هشدار جهانی برای ایران چه معنایی دارد؟ آیا وضعیت مرجانهای جزایر ایرانی نیز به همین اندازه نگرانکننده است؟ و مهمتر از آن، در شرایطی که جنگ، ناامنی دریایی، آلودگی نفتی و تهدید زیرساختهای انرژی به یکی از نگرانیهای منطقه تبدیل شدهاند، چه برنامهای برای حفاظت از این سرمایه طبیعی وجود دارد؟
ایران؛ سرزمین جزایر و زیستگاههای مرجانی
ایران از کشورهای برخوردار از تنوع زیستی قابلتوجه مرجانهای سخت در منطقه خلیجفارس و دریای عمان است. پراکنش آبسنگهای مرجانی در آبهای ایران محدود به یک جزیره یا یک منطقه جغرافیایی نیست و مجموعهای از جزایر، سواحل و آبهای پیرامونی را شامل میشود.
بر اساس پژوهش «تنوع گونهای مرجانهای سخت در آبهای ایرانی خلیجفارس و دریای عمان»، ۱۷ جزیره مرجانی و برخی مناطق ساحلی در بخش شمالی خلیجفارس و همچنین خلیج چابهار از مهمترین زیستگاههای مرجانی ایران به شمار میروند.
در این پژوهش، ۹۶ گونه مرجان سخت برای آبهای ایرانی خلیجفارس گزارش شده و با اضافه شدن شش گونه گزارششده صرفاً از خلیج چابهار، تعداد گونههای شناساییشده در آبهای ایران به ۱۰۲ گونه رسیده است. این گونهها به ۱۳ خانواده و ۴۰ جنس تعلق دارند.
از مهمترین مناطق و جزایر دارای زیستگاههای مرجانی ایران میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. شمال و شمالغربی خلیجفارس
- جزیره خارک
- جزیره خارکو
- جزیره فارسی
- جزیره شیف و زیستگاههای دریایی پیرامون آن
- خلیج نایبند و لکههای مرجانی ساحلی
۲. بخش مرکزی خلیجفارس
- جزیره کیش
- جزیره هندورابی
- جزیره لاوان
- جزیره شیدور
- جزیره سیری
۳. تنگه هرمز و بخش شرقی خلیجفارس
- جزیره فارور بزرگ
- جزیره بنیفارور یا فارور کوچک
- جزیره لارک
- جزیره قشم
- جزیره هنگام
- جزیره هرمز
- جزیره ابوموسی
- تنب بزرگ و تنب کوچک
۴. دریای عمان
- خلیج چابهار
- زیستگاههای مرجانی سواحل مکران و محدوده پسابندر
البته باید میان «جزیره مرجانی» از نظر زمینشناسی و جزیرهای که در آبهای پیرامونی آن آبسنگ مرجانی وجود دارد، تفاوت قائل شد. فهرست بالا ناظر بر مناطق دارای زیستگاههای مرجانی است و به معنای آن نیست که تمام جزایر یادشده از نظر زمینشناسی منشأ مرجانی دارند.
کدام جزایر ایران وضعیت نگرانکنندهتری دارند؟
یکی از مشکلات اصلی حفاظت از مرجانهای ایران، پراکندگی اطلاعات و نبود پایش یکپارچه و مستمر در تمام جزایر است. با این حال، پژوهشهای انجامشده در سالهای اخیر اطلاعات مهمی درباره وضعیت برخی زیستگاهها ارائه میکنند.
در یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجله Scientific Reports، وضعیت سلامت و پراکنش مرجانهای سخت در سه جزیره قشم، هنگام و لارک بررسی شده است. نمونهبرداری این پژوهش در فاصله مه ۲۰۲۳ تا ژوئن ۲۰۲۴ انجام شده است.
نتایج نشان میدهد:
- بیشترین پوشش مرجان زنده در ایستگاههای بررسیشده مربوط به جزیره هنگام با میانگین ۸٫۳۴ درصد بوده است.
- کمترین پوشش مرجان زنده مربوط به جزیره قشم با میانگین ۱٫۰۵ درصد گزارش شده است.
- جزیره لارک از نظر تنوع گونهای مرجانهای سخت وضعیت بهتری نسبت به دو جزیره دیگر داشته است.
- میزان سفیدشدگی و مرگ کلونیهای مرجانی در بخشهایی از هر سه جزیره قابلتوجه بوده است.
این ارقام مربوط به ایستگاهها و محدودههای نمونهبرداری همان پژوهش هستند و نباید به کل مساحت مرجانی این جزایر تعمیم داده شوند. اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهد حتی در محدودهای مانند تنگه هرمز که از نظر تنوع زیستی دریایی اهمیت بالایی دارد، وضعیت سلامت مرجانها در نقاط مختلف یکسان نیست و به پایش مستمر نیاز دارد.
در پژوهشی دیگر که تغییرات مرجانها را در جزایر خارک، هندورابی، کیش و لارک طی سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ بررسی کرده، کاهش شدید سلامت مرجانها و افت پوشش زنده در برخی ایستگاهها گزارش شده است. این شواهد نشان میدهد که بحران مرجانها در ایران موضوعی محدود به آینده نیست و بخشی از آثار آن در بررسیهای میدانی گذشته نیز مشاهده شده است.
جنگ؛ تهدیدی فراتر از تأسیسات و زیرساختهای انرژی
در مقاله پیشین گُلوَنی درباره آلودگی نفتی و تهدیدهای جنگی در خلیجفارس، به پیامدهای محیط زیستی درگیریهای نظامی، نشت نفت از نفتکشها و تأسیسات آسیبدیده و خطر آلودگی گسترده در پهنه دریایی خلیجفارس پرداختیم.
در آن مقاله، با یادآوری تجربه جنگ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱، نشان داده شد که پیامدهای جنگ تنها به خسارتهای اقتصادی، نظامی و انسانی محدود نمیشود؛ بلکه میتواند ساختار اکوسیستمهای دریایی را برای سالهای طولانی تحت تأثیر قرار دهد.
در جریان جنگ سال ۱۹۹۱، ورود حجم بسیار زیادی از نفت خام به آبهای خلیجفارس، یکی از بزرگترین فجایع آلودگی نفتی تاریخ را رقم زد. امروز نیز با توجه به اهمیت تنگه هرمز، تراکم فعالیتهای نفتی و کشتیرانی و حضور تأسیسات حساس ساحلی، احتمال بروز حوادث بزرگ نفتی و شیمیایی یکی از مخاطرات مهم محیط زیست دریایی منطقه است.
برای درک این خطر باید به یک نکته توجه کرد: مرجانها موجوداتی ثابت و متصل به بستر دریا هستند. برخلاف بسیاری از جانوران دریایی، امکان فرار از آلودگی نفتی، افزایش کدورت یا تغییر ناگهانی کیفیت آب را ندارند. ورود نفت به آب دریا میتواند با پوشاندن سطح مرجانها، ایجاد ترکیبات سمی و اختلال در فرآیندهای زیستی، به مرگ کلونیها منجر شود. همچنین عملیات پاکسازی، جابهجایی رسوبات و فعالیتهای اضطراری در نزدیکی زیستگاههای مرجانی ممکن است فشارهای بیشتری ایجاد کند.
در چنین شرایطی، جنگ و تنشهای نظامی میتوانند چند مخاطره را بهطور همزمان به اکوسیستم تحمیل کنند:
۱. نشت نفت از نفتکشها، مخازن ذخیرهسازی و تأسیسات آسیبدیده.
۲. ورود مواد شیمیایی و آلایندههای صنعتی به آب دریا.
۳. تخریب فیزیکی بستر دریا بر اثر انفجارها و فعالیتهای نظامی.
۴. اختلال در عملیات پایش، امداد و پاکسازی آلودگیهای دریایی.
۵. افزایش خطر برای زیستگاههای مرجانی، جنگلهای حرا، علفزارهای دریایی و زیستگاههای آبزیان.
۶. اختلال در فعالیت شیلات و معیشت جوامع ساحلی.
بنابراین، همانطور که در مقاله قبلی مطرح شد، دریا ممکن است پس از پایان درگیریهای نظامی نیز با پیامدهای بلندمدت آلودگی و تخریب زیستگاهی روبهرو باشد.
از قدرت دریایی تا امنیت محیط زیستی دریا
قدرت دریایی کشورها معمولاً با شاخصهایی مانند توان حفاظت از مرزهای آبی، امنیت مسیرهای کشتیرانی، حفاظت از بنادر، ناوگان دریایی و تأسیسات راهبردی سنجیده میشود. اما در شرایط کنونی، تعریف امنیت دریایی باید گستردهتر از مفهوم نظامی آن باشد.
دریایی که زیستگاههای مرجانی آن تخریب شده، منابع آبزی آن کاهش یافته، سواحل آن آلوده شده و امکان پاسخ مؤثر به حوادث نفتی در آن وجود ندارد، از نظر زیستمحیطی و اقتصادی نیز با کاهش تابآوری روبهرو خواهد شد.
به همین دلیل، تقویت امنیت و قدرت دریایی ایران باید با تقویت ظرفیت حفاظت محیط زیست دریایی همراه باشد. این موضوع به معنای جایگزین کردن حفاظت محیط زیست با توان دفاعی نیست؛ بلکه به معنای توجه به یک بخش ضروری و مکمل از امنیت ملی است.
در این چارچوب، چند اقدام اهمیت راهبردی دارند:
نخست؛ ایجاد نظام ملی پایش زیستبومهای دریایی
ایران به یک شبکه یکپارچه پایش مرجانها در جزایر خلیجفارس و دریای عمان نیاز دارد. این شبکه باید اطلاعات مربوط به پوشش مرجان زنده، سفیدشدگی، مرگ کلونیها، کیفیت آب، دما، شوری و آلودگیهای دریایی را بهصورت دورهای ثبت کند.
دوم؛ آمادگی برای مقابله با حوادث نفتی در مناطق حساس
برنامه مقابله با نشت نفت نباید صرفاً بر حفاظت از بنادر و تأسیسات نفتی متمرکز باشد. جزایر مرجانی، زیستگاههای لاکپشتهای دریایی، مناطق تخمگذاری پرندگان و جنگلهای حرا باید در اولویت برنامههای پاسخ اضطراری قرار گیرند.
سوم؛ حفاظت از زیستگاههای راهبردی
جزایر خارک و خارکو، لاوان، شیدور، کیش، هندورابی، فارور، لارک، قشم و سایر مناطق حساس باید در برنامههای جامع مدیریت دریایی جایگاه مشخص داشته باشند.
چهارم؛ توسعه ظرفیت علمی و فناوری دریایی
استفاده از تصاویر ماهوارهای، پهپادهای پایش دریایی، سامانههای سنجش کیفیت آب، شناورهای تحقیقاتی و بانک اطلاعاتی زیستگاههای مرجانی میتواند سرعت شناسایی و مدیریت بحران را افزایش دهد.
پنجم؛ همکاری منطقهای
آلودگی در خلیجفارس به مرزهای سیاسی محدود نمیماند. کشورهای عضو ROPME باید برای پایش مشترک، تبادل اطلاعات، مقابله با نشت نفت و حفاظت از تنوع زیستی دریایی همکاری مؤثرتری داشته باشند.
جزایر مرجانی؛ سرمایه طبیعی و بخشی از امنیت ملی ایران
جزایر ایرانی خلیجفارس و دریای عمان تنها نقاطی در نقشه جغرافیایی کشور نیستند. این جزایر مجموعهای از سرمایههای طبیعی، اقتصادی، فرهنگی و راهبردی را در خود جای دادهاند.
جزیره شیدور با ارزشهای زیستی و اهمیت آن برای پرندگان دریایی و لاکپشتها، جزایر خارک و خارکو با زیستگاههای مرجانی، جزایر لارک و هنگام با تنوع زیستی دریایی، قشم با گستره زیستگاههای ساحلی و دریایی و کیش و هندورابی با ظرفیتهای مرجانی و گردشگری دریایی، نمونههایی از این سرمایه طبیعی هستند.
در دریای عمان نیز زیستگاههای مرجانی چابهار و سواحل مکران اهمیت ویژهای دارند؛ بهخصوص در شرایطی که توسعه بندری، فعالیتهای ساحلی، گردشگری و تغییرات اقلیمی میتوانند فشارهای جدیدی بر محیط زیست دریایی وارد کنند.
از دست رفتن این زیستگاهها تنها به معنای کاهش چند گونه جانوری نیست؛ بلکه میتواند بر ذخایر آبزیان، گردشگری، امنیت غذایی، اقتصاد جوامع محلی و پایداری سواحل تأثیر بگذارد.
چه برنامهای برای حفاظت از مرجانهای ایران لازم است؟
با توجه به ارزیابی جدید IUCN و مطالعات انجامشده در آبهای ایران، تدوین یک «برنامه ملی حفاظت و تابآوری اکوسیستمهای مرجانی ایران» ضرورتی جدی دارد.
این برنامه باید دستکم شامل محورهای زیر باشد:
۱. تهیه اطلس ملی پراکنش و وضعیت سلامت آبسنگهای مرجانی ایران در خلیجفارس، تنگه هرمز و دریای عمان.
۲. ایجاد بانک اطلاعاتی جامع از گونههای مرجانی، مناطق دارای پوشش زنده و زیستگاههای تخریبشده.
۳. تعیین مناطق اولویتدار برای حفاظت دریایی بر اساس ارزش اکولوژیک و میزان آسیبپذیری.
۴. پایش مستمر موجهای گرمای دریایی، سفیدشدگی و مرگ مرجانها.
۵. کنترل تخلیه پسابهای شهری، صنعتی و شورابه آبشیرینکنها در محدوده زیستگاههای حساس.
۶. ارزیابی دقیق اثرات محیط زیستی لایروبی، توسعه بنادر، ساختوسازهای ساحلی و پروژههای نفت و گاز.
۷. تدوین دستورالعمل واکنش اضطراری برای حفاظت از مرجانها در شرایط جنگ، نشت نفت و حوادث صنعتی.
۸. ایجاد سازوکار همکاری میان سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان بنادر و دریانوردی، سازمان شیلات، وزارت نفت، مراکز پژوهشی و دانشگاهها.
۹. تقویت مشارکت جوامع محلی، صیادان و فعالان محیط زیست در پایش و حفاظت از زیستگاههای دریایی.
۱۰. توسعه پژوهشهای مربوط به مرجانهای مقاوم به گرما و شناسایی مناطق دارای ظرفیت بازسازی طبیعی.
سخن پایانی؛ حفاظت از دریا، حفاظت از آینده ایران است
گزارش جدید IUCN تنها یک هشدار درباره مرجانها نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر شرایط زیستی در دریاهایی است که اقتصاد، امنیت، معیشت و آینده بخش مهمی از جمعیت منطقه به آن وابسته است. برای ایران، این هشدار باید فرصتی برای بازنگری در سیاستهای مدیریت و حفاظت از محیط زیست دریایی باشد.
اگر در مقاله پیشین درباره پیامدهای جنگ و آلودگی نفتی بر خلیج فارس سخن گفتیم، اکنون باید یک گام فراتر برویم و به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه میتوان در کنار حفاظت از قدرت و امنیت دریایی کشور، از سرمایههای طبیعی آن نیز حفاظت کرد؟
امنیت دریایی تنها به معنای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی و تأسیسات ساحلی نیست. مرجانها، جنگلهای حرا، زیستگاههای لاکپشتها، پرندگان دریایی و منابع آبزی نیز بخشی از سرمایه راهبردی ایران هستند.
قدرت دریایی پایدار، بدون محیط زیست دریایی سالم امکانپذیر نیست.
خلیجفارس و دریای عمان میراث طبیعی مشترک نسلهای امروز و آیندهاند. حفاظت از این پهنههای آبی باید در کنار سیاستهای دفاعی، اقتصادی و توسعهای کشور، بهعنوان یکی از ارکان امنیت و توسعه پایدار ایران مورد توجه قرار گیرد.
محیط زیست امانت همگانی و متعلق به آیندگان است.
پایان پیام
نویسنده: مصیب شیرانی
بیشتر بخوانید: آلودگی نفتی سواحل ایران و عمان؛ دو لکه نفتی عظیم در خلیج فارس و دریای عمان
