حیوان آزاری در آبادان تکرار یک فاجعه
به گزارش گلونی سال جدید رسید؛ اما خبرها همچنان تکراری است. دوباره صحنهای از حیوان آزاری و اینبار در آبادان، در فضا مجازی دست به دست میشود.
خواستم گزارشی برای این اتفاق بنویسم؛ اول با خودم گفتم با وجود این همه یادداشت، ویدئو، پست و استوری از فعالان محیط زیست درباره این موضوع، تقریبا حرفی نمانده که ناگفته باقی مانده باشد. بعد فکر کردم شاید اینها همه کم بوده و باید همچنان گفت و نوشت.
بهنظر اینکه ما هر بار از یک طرف بام سقوط میکنیم چالش اصلی است، یک روز باید بگوییم بگذارید حیوانات به سرشت خود زندگی کنند و با غذا و پناه دادنهای بیمورد، به اسم حیواندوستی چرخه طبیعت را برهم نزنید و یک روز هم باید بگوییم این جانوران، جانداران و مخلوقات بیزبان را به ضرب و شکنجه آزارشان ندهید.
برخی حضور حیوانات در محیط زندگی انسانها را توضیحی برای این بیاخلاقی میدانند و ذهن من هم به شکل ناخودآگاه به دنبال دلیل و منطق این رفتار میگشت که شاید مرغ یا خروسی را شکار کرده، با سر و صدایش موجب مزاحمت شده، خرابکاری کرده و یا باعث ترس کسی شده است.
با اینکه هیچکدام از این دلایل این رفتار و حیوان آزاری را توجیه نمیکند؛ اما انگشت اتهام من، بهعنوان عضوی از جامعه که به حق حیات حیوانات باور دارد، به سمت افرادی است که خود را دوستدار حیوانات مینامند.
شروع حیوان آزاری از لحظهای است که کسی به اسم حیواندوستی و به بهانههای نذر و صرفهجویی، چرخه طبیعی زندگی حیوانات را بهم میزند.
هر جانداری به تَبَعیت از ذات خود برای رفع گرسنگی شکار میکند، برای حفظ امنیت خود سر و صدایی راه میاندازد و ممکن است حالت تدافعی بگیرد.
حیوانی که عادت میکند در کنار انسانها زندگی کند و نیازمند کمک مردم میشود بیشتر در معرض خطر حیوان آزاری قرار میگیرد.
آزار و اذیت حیوانات معضلی است که نیاز به تحلیل روانشناختی و حتی دوره درمان دارد و صِرف تذکر و منع کردن هیچ حیوانآزاری نه از کار خود دست برمیدارد و نه پشیمان میشود؛ اما اگر دوستداران حیوانات به حامیان آنها تبدیل شوند و به جای گرفتن قدرت و فطرت حیوانی آنها، حمایتشان کنند، مسیر نجات حیوانات راحتتر خواهد بود.
نویسنده: فاطمه زهدی
پایان پیام
بیشتر بخوانید: جاده میامی عباس آباد همچنان با محدودیت سرعت همراه است
