وقتی نژادپرستی از انسان دوستی جلو میزند
تصویر پسر دوچرخهسوار با تیشرت زرد از جلوی چشمم کنار نمیرود. ترسی که در آن دقایق احساس کرده و چهره سیاه و زشتی که از انسان دیده.
به گزارش گلونی ویدیویی که در این چند روز اخیر در فضایی مجازی همرسانی میشود. دو مرد سوار بر ماشین در حال تعقیب پسری هستند که با شتاب رکاب میزند تا جانش را نجات دهد.
حرفهایی بین آن دو مرد رد و بدل میشود که مملو از نفرت و مهاجرستیزی است و در لحظهای شان و حرمت انسان را به یک شی تنزل میبخشد و از وجودش انسانزدایی میکند. اما این همه نفرت و رفتارهای نژادپرستانه از کجا نشات میگیرد؟
سالهاست که ورود مهاجران غیرقانونی از مرزهای کشورهای همسایه به ایران و عدم نظارت و ساماندهی پناهجویان در بدو ورود تبدیل به موضوع چالشبرانگیز و پربحثی شده است.
در ماهای اخیر شاهد برخورد شدید و به نظر شتابزده و بدون مدیریت اصولی دولت با تمامی مهاجران افغان بودهایم که به بیانی تر و خشک را با هم سوزانده است. در این بین حتی تعدادی مهاجران دارای کارت اقامت هم اخراج شدهاند. از سوی دیگر موازی با اقدامات دولت هشتگی در فضای مجازی داغ شده است که مطالبه اخراج تمامی مهاجران از کشور افغانستان را دارد. هشتگی که تفاوتی بین مهاجر و پناهنده قانونی با مهاجر غیرقانونی قایل نیست و طعم و بوی نفرت و نژادپرستی دارد.
طرفداران اخراج اتباع باور دارند قسمتی از وضعیت بد اقتصادی به خاطر حضور مهاجران است و از طرفی بخش اعظمی از آمار جرم و جنایت را به اتباع افغانستانی نسبت میدهند. اما آیا در واقعیت آمار جنایات اتباع افغان در سه دهه حضورشان در ایران تا این حد بالاست؟
هر چند که هر از گاهی اخبار هولناکی از اقدام به جنایت مهاجران افغان به گوش میرسد اما به گفته پلیس و بعضی قضات این آمار در مقایسه با تعداد مهاجران آمار بالایی نیست. اما همچنان هیچ آمار دقیقی از تعداد جنایات اتباع خارجی از مقامات رسمی گزارش نشده که خود باعث گمانهزنیهای اشتباه و سوگیرانه در این زمینه میشود.
از بحث بزرگنمایی در آمار جنایت که بگذریم، کارگران افغان نیروی پرتلاشی هستند که از شروع طرح اخراج مهاجران غیرقانونی، فشار زیادی بر کارگاههای صنعتی و ساخت و ساز وارد آمده است.
آیا افراد جویای کار ایرانی حاضرند همان مشاغلی را که مهاجران افغان انجام میدهند با همان کیفیت و درآمد انجام دهند؟ و آیا با اخراج شتابزده مشکلی بر مشکلات اقتصادی کشور اضافه نخواهد شد؟
در فروردین ۱۴۰۳، در سالن کنسرتی اطراف مسکو چهار مرد مسلح اهل تاجیکستان با شلیک کردن به سمت جمعیت جان ۱۲۳ نفر را گرفتند. این اتفاق تلخ بر آتش مهاجرستیزی در روسیه دمید.
کارگران تاجیک در صنعت ساختمانسازی و کارهای خدماتی روسیه جزو نیروی پرکار و کمهزینه به شمار میآیند. بعد از حمله تروریستی با شدت گرفتن هراس و نگرانی شهروندان، دولت روسیه هزاران نیروی کار تاجیک را از کشور اخراج کرد و حالا دولت با مشکل کمبود نیروی کار و پیشنرفتن کارهای عمرانی و خدماتی دست و پنجه نرم میکند.
تمام مطالب گفته شده در بالا به یک مساله مهم اشاره دارد و آن هم ساماندهی و مدیریت مهاجران و پناهجویان افغان به دور از دستپاچگی و جلوگیری از غالب شدن احساسات جمعی بر روند کار است. برخوردهای شتابزده و گاهی عاری از حفظ حرمت انسانی با مهاجران میتواند منجر به برانگیختن خشم در این جامعه ۶ میلیونی و بستر ساز اتفاقات و حوادث ناگوار شود.
پس قبل از هر برخورد و کنش لازم، باید در نظر داشت حفظ حرمت و شان انسانی مهاجران و پناهجویان از اهمیت بالایی برخوردار است و تنها مدیریت و ساماندهی صحیح میتواند بحران بهوجود آمده را کنترل کند.
پایان پیام
نویسنده: سمانه خزایی
بیشتر بخوانید: دل کسی برای غارها نمیسوزد؛ سفر به غار آسیلی

دیدن چنین تصاویر عاری از انسانیتی دردناک و هشداردهنده ست. و این عدم آینده گری در تصمیم گیری های خلق الساعه و بدون نطارت خبر از فاجعه ای اقتصادی و انسانی در آینده ای نه چندان دور را می دهد.