بچه ‌داری در آپارتمان ضرورتی برای تدوین دفترچه راهنما و حفظ اعصاب عمومی

بچه ‌داری در آپارتمان ضرورتی برای تدوین دفترچه راهنما و حفظ اعصاب عمومی

بچه ‌داری در آپارتمان ضرورتی برای تدوین دفترچه راهنما و حفظ اعصاب عمومی

به گزارش گلونی، زندگی در آپارتمان، آن هم در این روزگار پرهیاهو، دیگر انتخاب نیست، اجبار است. اکثر ما برای اینکه سقفی بالای سرمان باشد، ناچاریم خانه‌هایی را انتخاب کنیم که واحدهایش مثل تکه‌های پازل به هم چسبیده‌اند و حریم خصوصی در آن به اندازه یک دیوار نازک است. اما در کنار همه‌ معایب، یک حسن دارد؛ فرصتی بی‌نظیر برای سنجش اعصاب! و من اسم این تجربه را گذاشته‌ام، بچه ‌داری در آپارتمان.

 بچه ‌داری در آپارتمان، چیزی نیست که فقط در کتاب‌های روانشناسی یا جلسات مشاوره بشنوید، نه عزیزم، این تجربه‌ای‌ است که با تمام وجود لمس می‌شود.  من این مسیر پر پیچ‌وخم را طی کرده‌ام و حالا با افتخار می‌خواهم آن را با شما به اشتراک بگذارم، چون احتمالاً دیر یا زود شما هم در صف تجربه‌کنندگان این ماجرا قرار خواهید گرفت.

تجربه‌های یک عمه در آپارتمان‌نشینی

بچه ‌داری در آپارتمان، اگر با تربیت همراه باشد، می‌تواند قابل تحمل باشد. اما وقتی تربیت از معادله حذف شود، آپارتمان تبدیل می‌شود به میدان جنگ اعصاب.

 درست است که بچه‌ها دیگر کوچه و خیابان ندارند، اما همسایه‌ها هم حق دارند شب را بدون شنیدن فریاد «مامان بیا منو بشور» بگذرانند. ساعت ۱۲ شب وقت حمام گرفتن است؟ بسیار خوب. اما چرا باید کل ساختمان از کف سر فرزند شما باخبر شود؟

بچه ‌داری در آپارتمان یعنی درک این واقعیت که دیوارها نازک‌اند و تربیت باید ضخیم باشد. عزیزم، اگر فریاد می‌زنی، بدان که همسایه دیوار به دیوار هم دارد گوش می‌دهد. و باور کن، هیچ‌کس با فحش دادن به جایی نرسیده که تو بخواهی نفر دوم باشی.

بچه‌ داری در آپارتمان یعنی اینکه راهرو محل مذاکره بر سر کفش صورتی نیست. اینکه پدر پاهایش را در یک کفش کند و فرزندش نپذیرد، صحنه‌ای است که شاید در فیلم‌های کمدی جواب بدهد، اما در راهرو یک مجتمع ۳۶ واحدی، فقط باعث لرزش اعصاب می‌شود.

قبول دارم که دوچرخه‌سواری در خانه ممکن نیست. اما این دلیل نمی‌شود که فرزندتان از صبح تا شب در حیاط آپارتمان تمرین المپیک کند. صدای بوق دوچرخه‌اش، اگرچه برای خودش هیجان‌انگیز است، برای همسایه‌ها چیزی بین شکنجه صوتی و کابوس روزانه است.

بچه ‌داری در آپارتمان سخت است، اما نه برای والدین؛ سختی‌اش برای همسایه‌هاست. باور کنید آن‌ها اعصاب‌شان را از سر کوچه نیاورده‌اند که با جیغ و داد فرزند شما اعتبارسنجی شود. اگر قرار است بچه ‌داری در آپارتمان ادامه پیدا کند، لطفاً با دفترچه راهنما باشد.

هنر چیز خوبی‌ست. اما حتی مرحوم بتهوون هم ۱۰ ساعت در روز تمرین نمی‌کرد. اینکه فرزند ۱۰ ساله شما صبح با پیانو بیدارمان کند و شب با نوت‌های موسیقی بدرقه‌مان، شاید برای کنسرواتوار مناسب باشد، اما برای آپارتمان نه. بچه ‌داری در آپارتمان یعنی موسیقی با صدای کمتر، نه با حجم بیشتر.

بچه ‌داری در آپارتمان باید به یک اصل تبدیل شود و ضرورتی جدی برای تدوین دفترچه راهنما وجود داشته باشد. در این دفترچه باید با فونت درشت نوشته شود: «اگر نمی‌توانید فرزندتان را تربیت کنید، همسایه‌ها قرار نیست تاوان بدهند.» آن‌ها حق دارند چند ساعت استراحت کنند، بدون شنیدن صدای پرش‌های با مانع یا تمرینات آکروباتیک کودک شما.

در نهایت، بچه ‌داری در آپارتمان سخت است، اما نه به آن شکلی که فکر می‌کنید. سختی‌اش برای کسانی‌ست که پشت دیوارهای نازک، تلاش می‌کنند زندگی کنند، نه مسابقه بدهند. پس لطفاً، اگر بچه‌داری در آپارتمان را انتخاب کرده‌اید، تربیت را هم در کنارش انتخاب کنید.

درست است که حالا هشت ماهی می‌شود که با ورود برادرزاده‌ام، گرمای خانواده‌مان چند درجه بالا رفته و خانه‌مان رنگ و بوی تازه‌ای گرفته. اما گوشه‌ قلبم، جایی بین عشق و احتیاط، همیشه به تو می‌گویم: زندگی در آپارتمان شوخی‌بردار نیست! من تمام تلاشم را می‌کنم که وقتی در خانه‌ عمه‌ات هستی، هیچ‌کدام از ما باعث نشویم همسایه‌ای با چهره‌ درهم و اعصابی خط‌خطی از کنارمان رد شود. چون باور کن، در آپارتمان، صدای شادی کودکانه اگر از حد بگذرد، ممکن است به صدای اعتراض بزرگسالانه تبدیل شود.

پایان پیام

نویسنده: زهره درگاهی

در گلونی بیشتر بخوانید:
آپ دولیو چکی به پیشکسوت تکواندو
اختلال جی پی اس و تلفن همراه و مسئولانی که فقط تأکید می‌کنند
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید