جاده های ایران و تلفات حیات وحش
به گزارش گلونی، نزدیک شدن به نهم شهریور، روز ملی یوزپلنگ، دوباره ما را یاد یوز میاندازد؛ همان گربهسانی که هر سال درباره جمعیت کمش، زیستگاههایش و خطر انقراضش حرف میزنیم. اما این بار میخواهم کمی از خود یوز فاصله بگیرم و بروم سراغ چیزی که شاید در نگاه اول خیلی معمولی به نظر برسد؛ جاده های ایران.
روی نقشه، جاده فقط یک خط است. یک راه برای اینکه ما زودتر از این شهر به آن شهر برسیم. اما برای حیوانی که سالهاست در یک زیستگاه زندگی میکند، همین خط میتواند مثل دیواری باشد که ناگهان وسط خانهاش کشیدهاند.
یوز که نمیداند اینجا جاده است. نمیداند باید منتظر بماند تا ماشینها رد شوند. وقتی دنبال آب، غذا یا جفتش میگردد، مسیرش را با جادههای ما تنظیم نمیکند. راه خودش را میرود و اگر جاده سر راهش باشد، باید از آن رد شود. همینجا است که یک رفتوآمد معمولی برای ما، میتواند آخرین سفر یک حیوان باشد.
یک پژوهش درباره جادههای اطراف ذخیرهگاه زیستکره توران، بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶، ۷۱ مورد برخورد خودرو با پستانداران را ثبت کرده است. در این میان ۷ یوزپلنگ، ۵ غزال ایرانی، ۴ کفتار راهراه، ۱۰ شغال، ۲۰ روباه، ۲۰ خرگوش، ۳ کاراکال و ۴ گرگ تلف شدهاند. این آمار یک چیز را خیلی روشن میکند: مسئله فقط یوز نیست.
یوز به خاطر جمعیت بسیار کمش بیشتر دیده میشود و مرگ هر یوز اهمیت زیادی دارد. اما غزال، کفتار، گرگ، کاراکال، شغال، روباه و خرگوش هم قربانی همین جادهها میشوند. حیوانات قرار نیست بفهمند ما این جاده را برای راحتی خودمان ساختهایم.
تازه همین آمار هم همه ماجرا نیست. ممکن است لاشه حیوان پیدا نشود، برخوردی ثبت نشود یا کسی اصلاً از آن باخبر نشود. یعنی آنچه در آمار میبینیم، شاید فقط نوک کوه یخ باشد. در مورد یوز وضعیت حساستر است. یک مطالعه در سال ۲۰۱۸ برآورد کرده بود که سالانه یک تا دو یوزپلنگ آسیایی در جاده های ایران بر اثر برخورد با خودرو کشته میشوند. محور شاهرود ـ سبزوار هم یکی از نقاط مهم برخورد یوز و خودرو معرفی شده است.
یک جای کار در محوریت دیگری میلنگد
اما وسط این ماجرا، آدمهایی هم هستند که کمتر دیده میشوند؛ آدمهایی که شبها کنار همین جادهها میایستند. فعالان محیط زیست و نیروهای داوطلبی که تلفات را ثبت میکنند، به رانندهها هشدار میدهند و گاهی برای نجات حیوانات آسیبدیده تلاش میکنند. اگر این آدمها نبودند، شاید ما امروز حتی تصویر درستی از تلفات جادهای حیاتوحش نداشتیم. خیلی از چیزهایی که امروز میدانیم، نتیجه زحمت همین آدمهایی است که وقت و هزینه میگذارند تا چیزی را ببینند که خیلی راحت میشود از کنارش گذشت.
اما وقتی کارمان به دیدن لاشه یک حیوان کنار جاده های ایران میرسد، یعنی یک جای کار در محوریت دیگری میلنگد. وقتی قرار است جادهای از نزدیکی یک زیستگاه یا کریدور حیاتوحش عبور کند، باید از همان اول فکری برای حیوانات کرد؛ زیرگذر مناسب، فنسکشی اصولی، تابلو و کنترل سرعت و هر راه دیگری که بتواند خطر را کمتر کند.
نهم شهریور فقط روز عکس گذاشتن از یوزپلنگ و تکرار جمله «در معرض انقراض است» نباید نباشد. بد نیست یک بار هم به جاده نگاه کنیم؛ جادهای که ما ساختهایم و حیوانات مجبورند از میان آن عبور کنند. حفاظت نباید به چند آدم دلسوز کنار جاده وابسته باشد. آنها میتوانند هشدار بدهند و گزارش کنند، اما مسئولیت اصلی جای دیگری است؛ جایی که جاده طراحی و ساخته میشود. ما جاده را ساختهایم اما این حیاتوحش نیست که باید هزینهاش را بدهد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: جنسیت هیوا مشخص شد؛ یوزپلنگ شناختهشده توران نر است
