غذادهی به سگهای بدون صاحب؛ گیسکشانِ کنشگران، در تقابل با یکدیگر
وقتی نیت خیر، تبدیل به تهدید حیات وحش میشود
به گزارش گلونی، میلیونها ویو، صدها هزار لایک و هزاران قطره اشک شوق و جیغ و دست و هورا در یک قاب؛ تصویری از مهربانی انسانی که نمیگذارد حیوانی در حاشیه یک شهر، جاده، روستا یا زیستگاه حیاتوحش، گرسنه بماند. اما وقتی دوربین عقبتر میرود، تصویر دیگری ظاهر میشود: حیاتوحش در محاصره سگهای بدون صاحب!
کنشگران، گیسکشان در تقابل با یکدیگر
عبدالرضا باقری، کنشگر محیط زیست و تسهیلگر نشستهای محیط زیست کارزار، در سیزدهمین نشست کنشگران محیط زیست کارزار اشاره میکند که: «از بین ۳۶۹ مطالبه کنشگرانه محیط زیستی در پلتفرم کارزار، ۱۶ مطالبه در مورد سگهای ولگرد است. متأسفانه هیچوقت دعوای دو طیف طرفدار غذادهی به سگهای بدون صاحب و مخالفان آن، که معتقد به روشهای کنترل جمعیت سگهای بدون صاحباند، تمام نمیشود. حتی کارزار نیز بستری برای تعامل و گفتوگو بین این دو گروه فراهم کرد که متأسفانه نتیجهای حاصل نشد.»
سگهای بدون صاحب؛ کابوس حیاتوحش
حداقل ۱۶۰ مورد حمله سگهای بدون صاحب به پستانداران ایران، طی دو دهه، در گزارشهای علمی ثبت شده است. پژوهشگران در مقالهای که در ۴ اکتبر ۲۰۲۱ در نشریه Oryx منتشر شده، این موارد را در ۲۲ استان کشور بررسی کردهاند. این حملات دستکم ۱۷ گونه پستاندار را دربر میگرفته که شامل ۹ گونه گوشتخوار، ۶ گونه زوجسم، یک گونه جوندگان و یک گونه خرگوشسانان بودهاند.
تکاندهندهترین بخش آمار؛ حمله به گوشتخواران و علفخواران
از میان گزارشهای حمله به گوشتخواران، ۱۹ مورد مربوط به یوزپلنگ آسیایی، ۱۸ مورد مربوط به سیاهگوش اوراسیایی، ۱۰ مورد مربوط به کاراکال و ۸ مورد مربوط به گربه پالاس بوده است. در میان علفخواران نیز ۴۷ مورد حمله به غزال گواتردار ثبت شده است.
واقعیت مهمتر آنکه ۱۱۶ مورد از ۱۶۰ حمله، یعنی حدود ۷۳ درصد، در داخل یا مجاورت مناطق حفاظتشده رخ داده بود. این مسئله برای گوشتخواران کمیاب اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا جمعیت آنها معمولاً کوچکتر و نرخ تولیدمثلشان پایینتر از سگهای بدون صاحب است.
این یعنی تابلو «منطقه حفاظتشده» لزوماً برای حیوان وحشی امنیت ایجاد نمیکند و اگر سگهای بدون صاحب وارد منطقه شوند، مرز اداری منطقه حفاظتشده برای آنها معنایی ندارد.
سگهای بدون صاحب؛ رقیب گوشتخواران وحشی
در همان مقاله که در نشریه Oryx منتشر شده است، سگهای بدون صاحب بهعنوان تهدیدی بالقوه برای پستانداران ایران معرفی شدهاند؛ تهدیدی که از چند مسیر شکل میگیرد: شکار، رقابت بر سر منابع، دورگهزایی و انتقال عوامل بیماریزا.
جمعیت سگهای بدون صاحب بخشی از شبکه شکار و رقابت اکولوژیک محیط میشوند؛ تولیدمثل میکنند، منابع غذایی انسانی را به دست میآورند، در اطراف محلهای تغذیه مستقر میشوند، وارد زیستگاه گونههای وحشی میشوند و با حیاتوحش رقابت میکنند.
این رقابت میتواند با حمله مستقیم یا رقابت غذایی، به حذف تدریجی گونههای وحشی از برخی زیستگاهها منجر شود. سگها همچنین میتوانند شکار کنند و تعداد مهرهداران بزرگ و کوچک را در چرخه غذایی حیاتوحش کاهش دهند.
از سوی دیگر، سگ فرال یا وحشیشده را نیز باید در شبکه شکار و رقابت اکولوژیک محیط برشمرد.
غذادهی؛ محبت فردی یا مداخله در یک جمعیت؟
مطالعهای که در نشریه Scientific Reports در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است، توضیح میدهد که غذارسانی انسانی میتواند الگوی توزیع، جستوجوی غذا، تولیدمثل و فعالیت سگهای بدون صاحب را تغییر دهد و وابستگی آنها به منابع انسانی را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، غذارسانی میتواند به یک یارانه غذایی مصنوعی برای جمعیتی از گوشتخواران تبدیل شود که در کنار غذای انسانی، از منابع طبیعی نیز استفاده میکنند.
در کنار این موضوع، زبالهها نیز یکی از مهمترین منابع غذایی سگهای بدون صاحب محسوب میشوند. بنابراین مدیریت پسماند نیز بخشی از مدیریت منابع غذایی این جمعیت است.
ترازوی حیاتوحش؛ میلیونها سگ در برابر صدها هزار طعمه
در مقالهای که در نشریه Veterinary Parasitology: Regional Studies and Reports در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، جمعیت سگهای فاقد صاحب در ایران بین ۲.۵ تا ۱۰.۵ میلیون تخمین زده شده است؛ آماری که خود نشاندهنده نبود یک آمار رسمی، دقیق و جامع از تعداد سگهای بدون صاحب در ایران است.
این در حالی است که آمارهای غیررسمی، تعداد کل شکارهای ایران را چند صد هزار رأس میدانند؛ آماری که البته باز هم رسمی نیست. با این حال، همین تفاوت چشمگیر در اعداد و نبود دادههای دقیق، میتواند زنگ خطری برای مدیریت جمعیت سگهای بدون صاحب و پیامدهای آن برای حیاتوحش باشد.
بیماری؛ تهدیدی که دیده نمیشود
بهواسطه نبود واکسیناسیون و پایش منظم در بخشی از جمعیت سگهای بدون صاحب، بیماریهایی چون هاری، اکینوکوکوز کیستیک، لیشمانیاز احشایی و توکسوکاریازیس میتوانند منتقل شوند و بار بهداشتی و اقتصادی مهمی ایجاد کنند.
در واقع، در یک جمعیت بزرگ و فاقد واکسیناسیون و نظارت منظم، کنترل و پایش بیماریها دشوارتر میشود.
گرگاس؛ وقتی مسئله از سگ به ژن میرسد
سگ بدون صاحب، از طریق آمیزش با گرگهای وحشی و شکلگیری دورگهها، میتواند ذخیره ژنتیکی جمعیت گرگ را در معرض خطر قرار دهد. ورود ژنهای سگ به جمعیت گرگ میتواند ساختار ژنتیکی آن را تغییر دهد.
و اما اتهام مافیا
گرچه اعلام رسمیای در این زمینه صورت نگرفته است، اما گاهی در متنهای منتشرشده درباره سگهای بدون صاحب، از «مافیای سگ»، «صنعت سگهای ولگرد» یا شبکههایی که از افزایش تعداد سگها سود میبرند، سخن گفته میشود.
واقعیت این است که وجود پیمانکاران، هزینههای جمعآوری و ساماندهی سگها و اختلاف بر سر نحوه هزینهکرد بودجهها، موضوعاتی مستند و قابل تأملاند؛ اما نسبت دادن این موارد به یک «مافیا» یا شبکه سازمانیافته، بدون ارائه اسناد و شواهد معتبر، نمیتواند بهعنوان یک واقعیت قطعی مطرح شود.
راهحل چیست؟
۱. سرشماری جمعیت سگهای بدون صاحب؛
۲. اجرای جدی قوانین برای کاهش جمعیت سگهای بدون صاحب و فرال، با استفاده از روشهای علمی و غیرخشونتآمیز و در موارد مجاز، اتانازی مطابق استانداردهای دامپزشکی؛
۳. عقیمسازی هدفمند، همراه با پایش سالبهسال جمعیت و مادهها؛
۴. واکسیناسیون؛
۵. جلوگیری از رهاسازی سگها در حاشیه شهر یا طبیعت؛
۶. غذارسانی در چارچوب برنامه و صرفاً در پناهگاههای مشخص، نه در زیستگاههای طبیعی یا حاشیه مناطق حساس؛
۷. مدیریت پسماند؛
۸. جلوگیری از ورود سگها به مناطق حساس حیاتوحش، بهخصوص زیستگاه گونههای در معرض خطر؛
۹. پایش ژنتیکی جمعیت گرگهای وحشی در مناطقی که تماس سگ و گرگ بالاست؛
۱۰. شفافیت مالی؛ هر ریالی که برای جمعآوری، عقیمسازی، پناهگاه یا ساماندهی پرداخت میشود، باید قابل ردیابی باشد.
وقت اتمام این دوستی کاذب
شاید وقت آن رسیده باشد که از دوگانه ساده «سگدوست یا سگستیز» عبور کنیم.
امروزه هر تصمیم انسانی درباره سگهای بدون صاحب، دیگر فقط یک تصمیم درباره سگ نیست؛ تصمیمی درباره کل اکوسیستم است.
پایان پیام
گزارشگر: نگار جاویدتاش
بیشتر بخوانید: مهربانی ناآگاهانه، چگونه غذا دادن به سگ ها بحران می سازد

مبحث قابل تامل و مهمیه ممنون بابت نوشتن تمام نکات و ضررتصمیم های فردی و عجولانه سگ دوستان بی فکر ، واقعا نیاز به سازماندهی و کنترل دارند