آیت بی غم به هر قیمتی نمیخنداند
اگر قرار باشد اجرای کسی را مختص خودش بدانیم، آیت بی غم است.
شب اول دور دوم خنداننده شو برگزار شد و چهار نفر استندآپ خود را اجرا کردند. مهسا آقادادی، سهیل غلامرضاپور، آیت بیغم و محمدجواد رضایی، کمدینهایی بودند که در این نوبت به روی صحنه آمدند.
لهجه در اجرای سهیل غلامرضاپور سوار بر متن است. مشکل اصلی اجرا پرش آن و هندل کردن چند داستان موازی و استفاده از شوخیهای توئیتری مثل شوخی شوهر عمهای است.
پایگاه خبری گُلوَنی از ابتدای برنامه خنداننده شو تلاش میکنه تا اجراها رو نقد کنه و این کار رو در جهت فرهنگسازی درست در مسیر اجراهای کمدی انجام میده.
به نظر میرسد مسئله زبان هم، توجیهی است تا پانتهآ بهرام بهعنوان مربی دژآهنگ از اجرای نجات او دفاع کند و نشان بدهد همهچیز سر جایش بود و این زبان بود که ظرفیت کافی را نداشت. نوعی توجیه که منطقی نیست.
شب گذشته برنامهی خنداننده شو با اعلام صعود کنندگان به مرحلهی بعد، حذف شدهها و افرادی که به اجرای نجات راه یافتند، برگزار شد. در این برنامه چهار نفر به اجرای نجات رفتند و هر کدام یک استندآپ دیگر اجرا کردند تا تکلیف دو نفر دیگر صعود کننده و حذف شده مشخص شود.
برای فهمیدن فرق استندآپ کمدی واقعی با اجرای دوستان، کافی است به همین برنامه خندوانه و اجرای امیر کربلایی زاده دقت کنید. جایی که او نشسته و دسته و پا شکسته هم تمام استانداردها را رعایت کرد. بدون اغراق حتی واکر او از بعضی دوستان بامزهتر بود و حرفی برای گفتن داشت.
شاید محمدمتین نصیری خواسته است تنگ را مقابل گشاد فرض کند و رابطهای میان این دو واژه برقرار کند. برخی از مخاطبان این طور برداشت کردهاند که تنگ نه به واژه کار بلکه به واژه عمه برمیگردد.
چرا مربیان خنداننده شو اصرار دارند برچسبهای باهوش و بانمک و… را به شرکتکنندگانی بچسبانند که متنهای ضعیفی دارند؟