بگذاریم کبری خودش برای خودش تصمیم بگیرد
بیایید از این به بعد تصمیم را با سین بگیریم که هم کبری راضی باشد هم ما درست نوشته باشیم. بگذاریم کبری خودش برای خودش تصمیم بگیرد.
بیایید از این به بعد تصمیم را با سین بگیریم که هم کبری راضی باشد هم ما درست نوشته باشیم. بگذاریم کبری خودش برای خودش تصمیم بگیرد.
هرچه به مغز خود فشار آوردیم که حکیم ابوالقاسم جان فردوسی چرا در جمع اکابری و در مکتب ماست هیچ به ذهنمان نیامد. فردوسی هم اکابرنشین شد.
با خود به فکر فرو رفتیم که شاید ما هم به جای اینهمه زحمت یکی یکدانه از آن کتاب را گرفته بودیم کارمان راه میافتاد! درمان اختلال املایی با یک کتاب.
در طول دوران نویسندگیمان چنان خفتی را نچشیده بودیم که به خاطر یک غلط املایی اینچنین انگشتنمای خاص و عام شویم. غلط املایی در اینستاگرام و لو رفتن ما.
به یک جملهای برخورد کردیم که زندگیمان را تغییر داد. «غلط املایی آگاهانه میتواند یکی از تکنیکهای طنزنویسی باشد.» یک جمله که دنیایم را عوض کرد.
همه چیز ریشه در کودکی دارد ماجرای اکابر رفتن ما هم برمیگردد به همان کودکی. این ماجرا از همان کلاس اول شروع شد. گوسفندی که پته ما را روی آب ریخت.
از دوران طفولیت و به محض بازگشایی مدارس چیزی که در ما بسیار مشاهده شد و عیان بود اختلال املا بود. اختلالی به نام غلط املایی که هیچوقت درست نشد.