ساطور کشی در مملکت وجود ندارد

باور کنید چندبار حس کردم انگشتش را به پشت یقه کتم کشید، با اضطراب به دستش که به سمت صندلی می‌آمد نگاه کردم که با لبخند گفت: شما راحت باشید، حواسم هست.