سعید قلیچی

موتورسواری عجله‌دار

مادرم خیلی زن مهربانی است و طوری با پشت دست می‌زند که دندان‌هایم نریزد. او خیلی به دندان سالم اهمیت می‌دهد و همیشه از ما می‌خواهد شب‌ها مسواک بزنیم.

غریبه لحظه تحویل سال

یا همین دو سال پیش قرار بود خانواده ما مثل خانواده دیگر خاله‌ها و دایی‌ها برای زمان تحویل سال در خانه پدربزرگ حاضر شود. همه آماده رفتن بودیم که یک مرتبه مسافری با سرعت خودش را به ماشین پدر رساند و کلمه “دربست” را گفت و در صندلی جلو نشست.

به بالا بروید