شاهنامه و سرچشمههای باور فردوسی
شاهنامه همه آنها هست و هیچکدام از آنها نیست. یک چیز نو است، یک حاصل تازه! شاهنامه و سرچشمههای باور فردوسی.
شاهنامه همه آنها هست و هیچکدام از آنها نیست. یک چیز نو است، یک حاصل تازه! شاهنامه و سرچشمههای باور فردوسی.
در تصور فردوسی از خدا ما شاهد بروز عقاید زروانی، اهورایی و الهی هستیم. و همین باعث تناقض در فکر اوست. تناقض در اندیشه فردوسی
در اساطیر ایرانی و در دین مزدیسنی، انسان دیرتر از موجودات دیگر آفریده میشود. در مقدمه شاهنامه نیز همین باور از آفرینش انسان را میبینیم. ویژگی اندیشه ایرانی
در بندهش، اهورامزدا ابتدا آفرینش را در مینو به انجام میرساند، سپس از روی الگوی آسمانی، گیتی را میآفریند.
یکی از نکات بسیار زیبا و باریک اساطیر ایرانی که متاسفانه آنطور که باید به آن پرداخته نشده، مسئله اندیشه است.
اثیر ارتباط با بیزانس در شمال غربی ایران امروز و در مشرق آناتولی که بعدها در تماس با عثمانی ادامه پیدا میکند و نیز آشنایی با نقاشی چین که مغولها به ایران آوردند، شکفتگی فوقالعاده ای پدید میآورد که منجر میشود به پیدایش مینیاتور ایران.
در اساطیر ما و در آیین زرتشت، انسان آفریده میشود تا در مبارزه با اهریمن به یاری خدا بشتابد. پس آفرینش از این روست که این جهان که رزمگاه نیکی و بدی است.
فاوست روحش را میفروشد به این امید که یک روز کامل همسفر خورشید باشد، باز هم برای دیدن و شناختن آنچه که هست. از گاتها تا حافظ از زئوس تا نیچه
تاریخ دوره ساسانیان در شاهنامه، «حماسه» فرهنگ و تمدن است و فردوسی در اینجا بیشتر چون مورخی حکیم زیر و بم سرگذشت و چهرههای گوناگون خرد و دانش را میسراید.