worldcup

پیشخان روز

داستان طنز پسرم خودتی را بخوانید

وقتی کل ماجرا را مو به مو تعریف کردم، مانند فیلمهای آمریکایی پتویم را رویم کشید و پیشانی ام را بوسید. شب به خیری گفت و چراغ را خاموش کرد. در لحظه ای که از در خارج می شد، چیزی گفت که چهار ستون بدنم را لرزاند و آن لحظه را در تاریخ ثبت کرد. او گفت: پسرم خودتی بیشتر بدانید

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به پایگاه خبری می باشد. | طراحی و پشتیبانی فنی توسط پشتیبان وردپرس