نوروز ملی و آداب قومی ایرانیان
به گزارش گلونی در کانال بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، در بخشی از کتاب ««نوروز ملی و آداب قومی»، عباس اقبال آشتیانی، درباره نوروز آمده است:
قوم ایرانی میتواند به علت هوش و ذوقی که از قدیمترین زمانها در اقامه نوروز و هماهنگی با طبیعت ظاهر ساخته بر خود ببالد و بر سایر اقوام دیگر دنیا از این جهت فخر بفروشد؛ زیراکه به تصدیق دوست و دشمن هیچ رسم و آیین و هیچ جشن و عیدی از لحاظ موقع و کمال تناسب، یعنی طبیعی بودن با نوروز ایرانی قابل قیاس نیست؛ به همین علت هم سایر اقوامی که بعدها با ایرانیان آمیزش پیدا کرده و با ایشان تحت یک اداره و طرز معیشت درآمدهاند آیین نوروزی را مثل اینکه جزء آداب قومی خود ایشان است، قبول کرده و هر سال مانند ایرانیان در اقامه مراسم آن جاهد بودهاند.
خلفای عباسی همگی به تقلید از شاهان ساسانی کلیه آداب نوروز را رعایت میکرده و در مصر و عثمانی و هندوستان نیز امرا و سلاطین مسلمان تا این اواخر آیین مزبور را برپا میداشتهاند.
ایرانیان پس از آنکه قبول اسلام کردند بهناچار دست از بسیاری از آداب دینی خود شستند لیکن آداب نوروزی را که به دین و مذهب بستگی نداشت و مراسمی بود قومی و قدیمی، همچنان حفظ کردند.
با این مقدمات که ذکر کردیم اگر ایرانی به جان و دل در احیای مراسم سالیانه نوروز بکوشد و نگذارد که این شعله روحبخش و شادیافزا سرد و مرده شود، علاوه بر تعقیب سیره مرضیه اجدادی کاری کرده است که به همهجهت طبیعی است و کمال تناسب را با مقتضیات طبیعت دارد.
اگر هم این آیین طبیعی نبود و با مقتضیات زمان و مکان مطابقت نداشت باز از آنجا که آن یادگاری از اجداد با افتخار ما و اثری از ایام باستانی ایران است، وظیفه هر ایرانی بود که آن را زنده نگه دارد و با این اقامه آن خود را چنانکه نیاکان او بودهاند قومی علاقهمند به حفظ آثار اجدادی و آداب قومی نشان دهد.
«نوروز ملی و آداب قومی»، عباس اقبال آشتیانی، یادگار، سال اول، شماره ۸، فروردین ۱۳۲۴، ص ۲-۷.
یادداشتی راجع به نوروز به قلم غلامحسین یوسفی
پایان پیام
