فاطمه سلطانی به دست پدرش کشته شد
به گزارش گلونی سوم اردیبهشت ۱۴۰۴، در یکی از خیابانهای اسلامشهر، فاطمه سلطانی، دختری ۱۸ ساله، قربانی خشونت شد؛ با ضربات چاقوی پدرش از پا درآمد و پیکر نیمهجانش در جوی آب رها شد. عابران وحشتزده، بیآنکه واکنشی نشان دهند، فقط نظارهگر این صحنه تلخ بودند؛ تلخیای که انگار دیگر تکراری شده است.
فاطمه در آغاز راه جوانی بود. در سالن زیبایی کار میکرد، تلاش میکرد، آینده میساخت، و موفق هم بود. اما سناریوی مرگش را کسی نوشت که باید پشتوانهاش میبود؛ پدری که با نامش دیگر نمیتوان پدر را معنا کرد.
قاتل، پیش از جنایت، به صفحه اینستاگرام دخترش سر زده بود. شماره تماس برداشت، نوبت گرفت، و به دیدارش رفت. اما نه برای آشتی، نه برای دلجویی؛ بلکه برای قتل.
برادر فاطمه میگوید: «ما سه نفر، من و مادرم و فاطمه با هم زندگی میکردیم. پدرم عصبی، بددهن و خشونتطلب بود. فاطمه شاهد خیانتهایش بود و تصمیم گرفتیم از او جدا شویم. فاطمه برای حفظ مشتریهایش در اسلامشهر ماند، اما جایش را تغییر داد تا در امان باشد.»
سلطانی در بازجوییها اعتراف کرده که به دلیل اختلافات شدید خانوادگی و حس انتقام از همسر، دخترش را به قتل رسانده. امروز در بازداشت است، اما مادر و برادر فاطمه، با اینکه خواستار قصاصاند، خوب میدانند که قصاص مفهومی ندارد؛ چرا که قاتل، ولیدم هم هست.
و اینجاست که باید به قانون اعتراض کرد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: خشونت در خانواده و ماجرای فرزندکشی
