من یار مهربانم
به گزارش گلونی، روح عباس یمینی شریف شاد، همان شاعری که شعر «من یار مهربانم» را سرود، تا ما دانشآموزان قدیم بتوانیم به دانشآموزان امروز فخر بفروشیم! ما که بعد از یاد گرفتن الفبای زبان شیرین فارسی، با یاری آشنا شدیم که بسیار مهربان بود. با اینکه بیزبان بود، اما سخن فراوان میگفت. یار ما که بندهنواز هم بود، نامش کتاب بود.
بنده بهعنوان یک عمه وظیفهدارم واسطه آشنایی برادرزادهام با این یاور همیشه مومن باشم؛ تا هم از من به نیکی یاد شود و هم گوشهای از قلبم با دیدن چشمان کودکانهاش که یارش را مینگرد، گرم شود. برای همین رهسپار کتابفروشی شدم.
درست است که ابتدا با مخالفتهای شدید مواجه شدم. میگفتند: «این چه کاری است که میکنی؟ بگذار بچه بچگیاش را بکند. قرار نیست از کودکی دانشمند و ادیب شود!»
من هم در دفاع میگفتم: «درسته، اما من میخواهم کتابهایی مناسب سنش تهیه کنم، فقط برای آشناییاش با کتاب. مشخصاً که نمیخواهم از همان اول بروم سراغ اثر ماندگار حکیم توس!»
خلاصه از آنها انکار، از من اصرار. و چون آدمی را از هر چیزی منع کنی، بیشتر به آن میل پیدا میکند، من هم با همین خصلت ناپسند، کیسه پارچیام را برداشتم و راهی کتابسرا شدم.
گاهی میشود از روی ظاهر قضاوت کرد
برادرزاده عزیزم، در فرهنگ ما جا افتاده که نباید کسی یا چیزی را از روی ظاهرش قضاوت کرد. اصلاً قضاوت، کار خداست!
اما این نصیحت من را گوش کن: بعضی وقتها هم میشود از روی ظاهر قضاوت کرد! مثلاً همین کتابهایی که برایت خریدم و در گنجینهام گذاشتم تا وقتی بزرگتر شدی برایت بخوانم. ظاهر کتابها آنقدر دلفریب بود که از روی ظاهرشان قضاوت کردم و گفتم محتوایشان هم باید عالی باشد.
کتابها را انتخاب کردم، راهی صندوق شدم. تراکنش بانکی با موفقیت انجام شد، اما چهرهام عدم موجودی را فریاد میزد!
با این حال، ارزشش را داشت، چون میدانستم دارم چه میکنم.
گوشه قلبم مطمئنم کتابهایی که برایت خریدهام، محتوای ارزشمندی دارند و قضاوت من بیجا نبوده است.
خوشحالم از دوراندیشیام
درست است، مخالف زیاد داشتم. اما حالا خوشحالم از دوراندیشیام. کتابهایی که خریدم، محتوای بسیار خوبی دارند. راستش را بخواهی، برای تولید و ویرایش این کتابها، معلوم است که از متخصصان حوزه کودک بهره بردهاند.
امروزه کتابها به کودکان یاد میدهند در گپ و گفتهای مهم زندگیشان از خانواده، شناخت احساسات، احترام به طبیعت و حتی رئیس بدن خود بودن چه بیاموزند. و همین آموزشهاست که آینده را میسازد و رسالت من یار مهربانم تا همیشه ماندگار خواهد بود.
عزیزکم، لحظهشماری میکنم تا کتابهایت را در روزهای نهچندان دور، با عشق و علاقه برایت بخوانم. و میدانم یار مهربان تو، از یار ما هم مهربانتر خواهد بود.
من به آیندهی خوب و خوشحال تو، امید دارم.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
