خواب دیجیتال یک رویای ترسناک
به گزارش گلونی، تصور کنید یک روز از خواب بیدار شدهاید و همانطور که چشمهایتان را به هم میمالید تا بهتر صفحه گوشی خود را؛ که اولین کاری است که اکثر ما بعد از چشم باز کردن میکنیم؛ ببینید، ناگهان این پیام برای شما به نمایش درمیآید: «امروز هیچ اتفاقی نیفتاده است جز یک مورد؛ امروز هیچکسی حق استفاده از تلفن هوشمند و یا هر وسیله الکترونیکی دیگر را ندارد.»
ترسناک است، نه؟
واقعاً ترسناک است، زیرا من فکر میکنم میزان خشونت در جامعه حداقل دو برابر میشود. چند نمونه را مثال میزنم:
فرض کنید پدر بازنشستهتان یک روز کامل نتواند محتواهای مورد علاقه خود را در یوتیوب یا اینستاگرام ببیند. آن وقت است که بسیاری از ابزار برقی خانه با پیچهای اضافه در گوشهای افتاده و مادرتان هم که جلودار پدرتان نیست، مدام به شما سرکوفت میزند که «هیچ کاری در این خانه نمیکنی» و اتاقت را به اعضای بدن سگ؛ که منظورش روده است؛ تشبیه میکند.
یا در اداره، دیگر نمیتوانید ساعتها با دخترخاله ناتنی پدربزرگتان درباره موضوعات تحلیلی خانوادگی صحبت کنید؛ آنجا است که تازه متوجه میشوید رییستان دارد از پشت مانیتور خاموشش به شما نگاه میکند. چون سیستم او هم به واقع قطع است، و حالا برای اولین بار بعد از سالها، مجبور است واقعاً «کار» کند.
کسبه بازار از آنچه که هست عصبیتر میشوند، زیرا دیگر نه میتوانند قیمتها را از سایتها چک کنند و نه با همکار حجره بغلی در واتساپ جروبحث کنند. در نتیجه، باید رودررو سر اینکه «دلار چند شده» دعوا کنند؛ و این یعنی بازگشت به دوران بدوی تجارت. حالا هر مشتری که وارد مغازه میشود، قبل از سلام، باید قسم بخورد که فقط «نگاه میکند» و قصد خرید ندارد، تا فروشنده بیدلیل بر سرش فریاد نزند.
از سوی دیگر، جوانها هم که عادت داشتند ساعتها در شبکههای اجتماعی با دوستان مجازیشان معاشرت کنند، حالا ناچارند در دنیای واقعی حرف بزنند؛ و این بزرگترین بحران قرن است. سکوتهای معذب کننده در پارکها، به طرز خطرناکی افزایش پیدا میکند.
بعضیها سعی میکنند گوشی خاموششان را باز کنند تا شاید با نگاه کردن به صفحه سیاه، حس امنیت دیجیتالشان برگردد. برخی دیگر هم موبایلشان را مثل قاب عکس روی میز میگذارند و با لبخند به «گذشته آنلاین» نگاه میکنند.
و درست وقتی جامعه در حال انفجار از بیاعصابی، دلتنگی و قطع نوتیفیکیشن است…صفحههای خاموش یکییکی روشن میشوند و پیامی ظاهر میشود:
«با تشکر از همکاری شما. این فقط یک تست بود. حالا لطفاً دوباره به اسکرول ابدی خود ادامه دهید.»
و همه، با چشمانی خسته اما آرام، دوباره به صفحه گوشیهایشان برگشتند و دنیا با آسودگی به خواب دیجیتال خود که یک رویای ترسناک است باز میگردد.
شاید اولین مکالمه نیز این باشد: انگار هیچچیز ترسناکتر از زندگی بدون صفحه نمایش نیست.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
