ریزگردها در ایران از هوای خاکستری تا خبرهایی که کهنه شده اند
چرا ریزگردها در ایران دیگر سوژه رسانهها نیستند
به گزارش گلونی، در روزهایی که باد میوزد و ریزگردها به شهرها هجوم میآورند، دیگر کمتر کسی شگفتزده میشود. انگار آسمان تیره و تنفس سخت بخشی از زندگی روزمره ما شده است. آنقدر که حتی رسانهها هم دیگر چندان به آن نمیپردازند؛ چه بازی استقلال و المحرق بحرین در سطح آسیا باشد، چه روزی عادی در خیابانهای شهر.
پرسش اینجاست که چرا چنین پدیدهای که مستقیم بر سلامت و کیفیت زندگی اثر دارد، کمکم به حاشیه رانده شده است؟ واقعیت این است که ریزگردها در سالهای اخیر از «اتفاق» به «وضعیت پایدار» تبدیل شدهاند. روزگاری ورود گرد و غبار به شهرها تیتر اول خبرها میشد، هشدار پزشکان در صدر گزارشها قرار میگرفت و مسئولان به مصاحبههای فوری فراخوانده میشدند. اما امروز نه حساسیت افکار عمومی مانند گذشته است و نه رسانهها امیدی دارند که تکرار این هشدارها تغییری ایجاد کند.
علت این ناامیدی را باید در چند عامل جستوجو کرد؛ نخست اینکه کانونهای اصلی ریزگردها، چه در داخل کشور و چه در مرزهای اطراف، سالهاست شناخته شدهاند؛ اما اقدامات مؤثر برای مدیریت آنها یا آغاز نشده یا نیمهکاره مانده است.
دوم اینکه تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی چشمانداز حل سریع این بحران را از بین برده است.
سوم، سیاستگذاری محیط زیستی در ایران همچنان واکنشی و کوتاهمدت است؛ یعنی تنها در زمان تشدید بحران، چند جلسه و مصاحبه برگزار میشود و پس از فروکشکردن موج گرد و غبار، مسئله دوباره فراموش میشود.
به این ترتیب رسانهها هم با تکرار این چرخه، خود را در موقعیتی دیدهاند که دیگر روایتکردن بحران هم بیاثر به نظر میرسد. نتیجه آن شده که آسمان خاکستری شهرها، مثل ترافیک و گرانی، بخشی عادی از زیست روزمره مردم تصور میشود.
این عادیشدن خطرناک است
اما این عادیشدن خطرناک است. چون هرچه حساسیت عمومی کمتر شود، مطالبهگری اجتماعی هم کاهش مییابد و در نهایت چرخه بیعملی سیاستمداران تداوم پیدا میکند. شاید امروز لازم باشد رسانهها دوباره بازنگری کنند و بهجای صرفاً خبررسانی از شدت آلودگی، به پیگیری و شفافسازی درباره چرایی ناکارآمدی طرحها و مسئولیت دستگاهها بپردازند. وگرنه ریزگردها تنها گرد و غبار بر آسمان نمینشانند، بلکه بر اراده جمعی برای تغییر هم سایه میاندازند.
پایان پیام
