گرد و خاک مهر مهمان همیشگی و تعجب همیشگی
به گزارش گلونی، هنوز ده روز از مهر ۱۴۰۴ نگذشته که طبق سنتی کهن، مهمان ناخواندهای با چمدانهایی پر از سوغات بیماریهای ریوی و قلبی، وارد کلانشهرها شده است؛ آلودگی هوا و گرد و خاک.
هنوز تقی به توقی نخورده، خودش را صدرنشین اخبار کرده؛ انگار نه انگار که تقویم تازه ورق خورده، و انگار نه انگار که تا چندی پیش درگیر مکانیزم ماشه و پساجنگ بودیم.
راستش را بخواهید، نمیدانم شما چطور، اما من هنوز در حال تنظیم ساعت بیولوژیکیام با صدای فریادهای ناظم مدرسه محلهمان و دادهای مادر همسایهام هستم که درگیر نوشتن مشق شب فرزندش است. اما گویی این گرد و خاک هیچ درکی از شرایط ندارد؛ رأس ساعت اعتدال پاییزی، خودش را صاحب همه چیز میداند و وارد شهر میشود.
تعجببرانگیز است؟ بله.
تکراری؟ صد البته.
قابلتحمل؟ هرگز.
ما عادت نمیکنیم
هر سال با خودمان عهد میبندیم که این بار دیگر تعجب نکنیم؛ که این بار دیگر با دیدن شاخص آلودگی روی عدد ۱۸۰، چشممان گرد نشود. اما نمیشود. چون قرار نیست به این شرایط عادت کنیم. قرار نیست بگوییم، «خب، پاییزه دیگه، گرد و خاک داره، طبیعییه!» نه، طبیعی نیست.همانطور که طبیعی نیست وسط مهر، بچهها با ماسک وارد کلاس شوند و معلمها با صدای گرفته درس بدهند.
اگر قرار باشد گرد و خاک امسال را طبق گزارشهای هرساله، گردن بیابانهای همسایه و کویرهای خودمان بیندازیم، پس تکلیف بیتدبیری های چندساله چه میشود؟ باور کنید، طبیعت هم خسته شده از هشدارهای بیاثر و تصمیمهای نصفهنیمه.
اگر قرار باشد بادی بوزد برای تهویه، باید گفت جز خیالی واهی نیست؛ زیرا باد دیگر، به لطف ساختمانهای بلندبالا، فقط برای پخش شدن ذرات معلق میوزد.
ما گاهی هم سرفه میکنیم
در این میان، ما مردم، همچنان نقد میکنیم. همچنان مینویسیم، میگوییم، توییت میزنیم، و گاهی هم سرفه میکنیم. اما هرگز به این شرایط عادت نمیکنیم. چون عادت کردن به آلودگی هوا، یعنی پذیرفتن اینکه نفس کشیدن یک امتیاز است؛ در صورتی که حق طبیعی هرکدام از ماست.
اگر قرار به قبول کردن باشد، پس باید انسان تازهای آفریده شود که به جای شش، در ریههایش فیلتر داشته باشد.
درست است که مسئولان هر سال وعده میدهند؛ «برنامه داریم برای کنترل گرد و غبار.» اما این برنامهها بیشتر شبیه برنامههای تلویزیونی هستند؛ پر از تبلیغ، کم از محتوا. و مجریهای تلویزیونی هم هر سال، با همان تعجب همیشگی، میپرسند؛ «مگر نه اینکه قرار بود امسال بهتر باشد؟»
مجری عزیز، بنده صادقانه جواب شما را میدهم؛
خیر، بهتر نشد. فقط گرد و خاک، حرفهایتر شد.
حالا دیگر این گرد و خاک و آلودگی نه فقط چشمها را میسوزاند، بلکه وارد تیترهای خبری، تحلیلهای سیاسی، و حتی شعرهای عاشقانه نیز شده است.
ما همیشه امیدواریم
ما، با تمام طنز تلخ این روزها، همچنان امیدواریم. امیدواریم روزی برسد که مهر، فقط بوی خوش نارنگی بدهد؛ تا ما بدون ماسک و هشدار، یک نفس راحت بکشیم. امیدواریم روزی برسد که گرد و خاک را فقط در کتابهای جغرافیا بشناسیم، نه در ریههایمان.
مسئولین عزیز، بدانید و آگاه باشید، ما تا آن روز، همچنان نقد میکنیم. همچنان تعجب میکنیم. و همچنان نفس میکشیم، هرچند با احتیاط.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
