سالمندان ایران چه می خواهند؟
بزرگترهای ایران به امکاناتی فراتر از یخچال و فرش نیازدارند؛ آنها بها دادن به سلامت روان و حمایت اجتماعی را میخواهند.
به گزارش گلونی، ایران، کشوری کهن با فرهنگی غنی، این روزها با روند روبهرشد سالمندی جمعیت مواجه است. سالمندانی که نهتنها دوستداشتنیاند، بلکه میتوانند بهترین همراهان نوههای خود باشند. با این حال، آنچه در سایه مشکلات اقتصادی و اجتماعی به فراموشی سپرده شده، سلامت روان این گروه سنی است.
طبق پیشبینیها تا سال ۱۴۱۵ حدود ۲۰ درصد جمعیت پایتخت را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل خواهند داد. اما پرسشی که ذهن بسیاری را درگیر کرده این است این است؛ آیا زیرساختهای رواندرمانی، حمایتهای اجتماعی و سیاستگذاریهای مرتبط با سلامت روان سالمندان، به اندازه کافی مورد توجه قرار گرفتهاند؟
برای یافتن پاسخ، باید به بررسی چند محور کلیدی پرداخت؛ چالشهای روانی، کمبود امکانات تخصصی، نقش خانواده و جامعه، و ضرورت سیاستگذاریهای هدفمند.
از تنهایی تا افسردگی
سالمندان بهطور طبیعی با تغییراتی در سبک زندگی، کاهش توان جسمی، از دست دادن عزیزان و بازنشستگی مواجه میشوند. این تحولات، اگر بدون حمایت روانی و اجتماعی باشند، میتوانند زمینهساز بروز اختلالاتی چون افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و حتی زوال عقل شوند.
یکی از عوامل تشدیدکننده این اختلالات، احساس تنهایی است؛ احساسی که با تغییر ساختار خانوادهها از حالت گسترده به هستهای، در میان سالمندان بسیار مشهود شده است.
این گروه بیش از هر سن دیگری نیازمند تعامل اجتماعی، احساس تعلق و مشارکت در امور فرهنگی، مذهبی و خانوادگی هستند. محرومیت از این عناصر، سلامت روان آنان را بهشدت تهدید میکند و حتی میتواند منجر به افت سیستم ایمنی بدن شود.
در حال حاضر، خدمات رواندرمانی ویژه سالمندان در مراکز درمانی کشور بسیار محدود است. بسیاری از سالمندان به دلایل مالی، ناآگاهی یا باورهای فرهنگی، از مراجعه به روانپزشک یا مشاور خودداری میکنند. همچنین، آموزشهای تخصصی برای مراقبان سالمندان در زمینه سلامت روان، در نظام سلامت کشور جایگاه مشخصی ندارد.
نبود کلینیکهای رواندرمانی، فقدان برنامههای پیشگیرانه و کمتوجهی به آموزش خانوادهها، سلامت روان مادربزرگها و پدربزرگها را با خطر جدی مواجه کرده است. سلامت روان نباید تنها در زمان بحران مورد توجه قرار گیرد، بلکه باید بهعنوان بخشی از مراقبت مستمر و پیشگیرانه تلقی شود.
از همدلی تا توانمندسازی
خانواده و جامعه از بازیگران اصلی در بهبود سلامت روان سالمندان هستند. خانواده، شامل فرزندان، نوهها، خواهران، برادران و دوستان، میتواند نقشی کلیدی در حفظ و ارتقای سلامت روان این گروه سنی ایفا کند.
گفتوگوهای بهظاهر ساده روزانه، مشارکت در تصمیمگیریها هرچند کوچک، احترام به تجربیات گذشته و ایجاد فرصتهایی برای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، میتواند به افزایش عزتنفس و کاهش احساس انزوا در سالمندان کمک کند.
برگزاری کارگاههای هنری، جلسات کتابخوانی، ورزشهای سبک و گروههای همیاری، از جمله اقداماتی است که میتواند خلقوخو را بهبود بخشد، اضطراب را کاهش دهد و حس مفید بودن و تعلق اجتماعی را در سالمندان تقویت کند.
سیاست مداران، لازم است در سیاستگذاری خود تجدید نظر کنید
با توجه به روند سالمند شدن جمعیت، تدوین سیاستهای جامع در حوزه سلامت روان سالمندان یک ضرورت مهم است. این سیاستها باید شامل توسعه زیرساختهای درمانی، آموزش عمومی، حمایت مالی و ارتقای فرهنگ گفتوگو درباره سلامت روان باشند.
شاید تبلیغ فروش اقساطی لوازم خانگی برای بازنشستگان کافی نباشد. این گروه، سالها برای آبادانی کشور تلاش کردهاند و اکنون چیزی فراتر از یخچال و فرش از جامعه خود انتظار دارند؛ احترام، امنیت روانی و مشارکت اجتماعی نیاز اصلی سالمندان ایران است.
سلامت روان سالمندان تنها یک مسئله پزشکی نیست؛ بلکه موضوعی اجتماعی، فرهنگی و انسانی است. غفلت از آن، پیامدهایی فراتر از فرد سالمند دارد و میتواند بنیان خانواده و جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. بنیانی که برای جامعه ایرانی از اهمیت بالایی برخوردار است.
شاید وقت آن رسیده باشد که سیاستمداران در سیاستگذاریهای خود تجدید نظر کنند و سلامت روان سالمندان را در اولویت برنامههای توسعه اجتماعی قرار دهند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
