فوتبال ایران تغییر نسل داد

فوتبال ایران تغییر نسل داد

فوتبال ایران تغییر نسل داد

به گزارش گلونی، آقای قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، در نشست خبری پیش از بازی با تانزانیا اعلام کرده‌اند که در بدترین شرایط تاریخ فوتبال ایران هستیم. ایشان همچنین تأکید کرده‌اند که نمی‌خواهند مشکلات را مثل ریسمانی در هم گره‌خورده باز کنند، چون معتقدند این گره‌ها باید درون خانواده حل شوند.

آقای سرمربی، اینکه الان در بدترین شرایط تاریخی فوتبال ایران هستیم را نمی‌دانم، چون پشت پرده‌ها آن‌قدر دست زیاد شده که دیگر معلوم نیست کدام دست برای کمک آمده و کدام برای گره‌زدن. البته تا جایی که حافظه‌ام یاری می‌کند، اوضاع فوتبال ایران همیشه همین بوده؛ پول‌های میلیاری می‌آید و می‌رود، و در نهایت با یک چای آتیشی دبش، خستگی عزیزان در فدراسیون فوتبال از تن‌شان بیرون می‌رود. البته بنده هم مثل شما قصد ندارم موضوع را بشکافم، چون اگر بشکافیم، ممکن است چیزی جز دود از آن بیرون نیاید.

ولی خوب شد اشاره کردید، آقای قلعه‌نویی، چرا نمی‌خواهید مشکلات را مطرح کنید؟ ما مردم ایران هم مثل خانواده‌ شما هستیم! تا مشکلات گفته نشود، که حل نمی‌شود. نکند اوضاع از آنچه فکر می‌کنیم وخیم‌تر باشد؟ نکند آن‌قدر دیر سفره دل را باز کنید که دیگر نه ریسمانی بماند، نه دستی برای باز کردنش.

و آن وقت است که نه گرهی باز می‌شود، نه ریسمانی باقی می‌ماند. شما که سال‌ها در دل فوتبال ایران بوده‌اید، بهتر از هر کسی می‌دانید که سکوت، نه تنها درمان نیست، بلکه گاهی خودش بخشی از درد است. اگر قرار است خانواده‌ فوتبال مشکلاتش را درون خودش حل کند، باید اول آن‌ها را بشناسد، قبول کند و درباره‌شان حرف بزند. خانواده‌ای که دردهایش را پنهان می‌کند، فقط ظاهر آرامی دارد؛ درونش اما پر از اضطراب است، و ما اصلا راضی به اضطراب کشیدن شما نیستیم.

حق داریم بدانیم چه بر سر تیم ملی‌مان آمده

ما مردم، تماشاگران این بازی هستیم؛ نه فقط بازی در زمین، بلکه بازی‌های پشت پرده. همان‌هایی که با هر شکست، دل‌مان می‌لرزد و با هر پیروزی، امیدمان جان می‌گیرد. پس حق داریم بدانیم چه بر سر تیم ملی‌مان آمده، چه بر سر فوتبال‌مان رفته، و چرا نسل جدیدی که آمده که هنوز فرصت شکوفایی پیدا نکرده.

آقای سرمربی، شما از تغییر نسل گفتید. تغییر نسل یعنی امید، یعنی شروع تازه. اما این شروع، اگر با سکوت و پنهان‌کاری همراه باشد، همان مسیر کهنه را ادامه خواهد داد. پس بیایید این بار، به‌جای بستن سفره دل، آن را باز کنیم. شاید هنوز بشود برای این ریسمان کاری کرد تا قبل از آنکه بپوسد.

پایان پیام

نویسنده: زهره درگاهی

در گلونی بیشتر بخوانید: اتومبیل با فلسفه حرکت کن ولی نه خیلی مطمئن
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید