آتش در دو اقلیم؛ مقایسه شدت، سرعت و پیامدهای آن در زاگرس و هیرکانی

آتش در دو اقلیم؛ مقایسه شدت، سرعت و پیامدهای آن در زاگرس و هیرکانی

آتش در دو اقلیم؛ مقایسه شدت، سرعت و پیامدهای آن در زاگرس و هیرکانی

به گزارش گلونی، به‌عنوان کسی که چند وقتی‌ست مسائل مرتبط با مدیریت منابع طبیعی را دنبال می‌کنم، همواره برایم مهم بوده تفاوت‌های اساسی میان دو پهنه مهم جنگلی کشور، یعنی زاگرس و هیرکانی، به‌ویژه در زمینه آتش‌سوزی‌ها، به شکلی روشن و دقیق برایم آشکار شود. بررسی‌های علمی دکتر آرش مِزبانی نشان می‌دهد که رفتار آتش‌سوزی در این دو منطقه نه‌تنها مشابه نیست، بلکه تحت‌تأثیر اقلیم، ساختار پوشش گیاهی، ویژگی‌های فیزیکی زمین و حتی الگوی خطاهای انسانی، روندی کاملاً متفاوت دارد.

در این گزارش سعی کردم بسیار ساده جواب سوال خود را شرح دهم که در گام نخست باید به اقلیم اشاره کنم؛  یعنی مهم‌ترین عامل در رفتار آتش که بسیار تعیین‌کننده است. زاگرس عمدتاً در اقلیم نیمه‌خشک تا خشک قرار دارد. تابستان‌های طولانی، گرم و به‌شدت کم‌بارش باعث می‌شود رطوبت هوا و خاک به کمترین حد برسد. این خشکی یک مخزن انرژی بالقوه برای آتش است؛ جایی که کوچک‌ترین جرقه می‌تواند به یک شعله گسترده تبدیل شود.
وزش بادهای گرم کوهستانی همانند دمیدن بر چوب نیمه‌سوخته است؛ یعنی بادها شعله آتش را تقویت می‌کند و سرعت گسترش آن را افزایش می‌دهد تا دوباره آتش شعله‌ور شود. درست به همین دلیل است که آتش‌سوزی‌ها در زاگرس به‌سرعت از یک نقطه کوچک به سطح‌های بزرگ سرایت می‌کنند.
در مقابل، جنگل‌های هیرکانی در شمال کشور، در اقلیم معتدل و مرطوب قرار دارند. رطوبت بالای هوا، اشباع بودن خاک و وجود بارندگی فراوان، فرایند شعله‌ور شدن را سخت می‌کند. این جنگل‌ها پوشش انبوهی از گونه‌های پهن‌برگ دارند؛ گونه‌هایی مانند ممرز، راش و توسکا که به‌طور طبیعی رطوبت بیشتری در بافت خود نگه می‌دارند.
همین ویژگی سبب می‌شود احتمال آتش‌سوزی کمتر باشد و اگر هم رخ دهد، معمولاً با شدت پایین و در محدوده‌های کوچک باقی بماند. نکته مهم در مورد جنگل‌های هیرکانی اینجاست که خشکسالی‌های بسیار طولانی این سال‌ها باعث شده رطوبت در خاک و برگ‌ها کاهش پیدا کند و باعث شود هیرکانی با آتش‌سوزی جدی مواجه شود.
پوشش گیاهی کف جنگل‌ها نیز یکی از عناصر تعیین‌کننده در رفتار آتش است. در زاگرس، زیر اشکوب غالباً شامل بوته‌های خشک، علف‌های یک‌ساله و مقادیر زیاد چوب پوسیده است. این مواد مانند سوخت سبک عمل می‌کنند؛ سریع آتش می‌گیرند و سرعت حرکت شعله را چند برابر می‌کنند. اگرچه چوب بلوط نسبت به بسیاری از گونه‌ها دیرتر می‌سوزد، اما در حضور حجم زیاد مواد خشک، همین تأخیر هم مانع گسترش آتش نمی‌شود. نتیجه این ترکیب، آتش‌سوزی‌های سطحی اما گسترده است که در برخی نقاط کم‌تراکم، حتی به تاج درختان نیز می‌رسد.
در هیرکانی، وضعیت متفاوت است. رطوبت بالای برگ‌ها، تنه‌ها و خاک سبب می‌شود مواد آتش‌گیر دیر بسوزند و شعله‌ها معمولاً توان بالا رفتن و اوج گرفتن پیدا نکنند. بنابراین آتش‌سوزی‌ها اغلب محدود، کوتاه‌مدت و قابل‌کنترل هستند. سرعت انتشار نیز بسیار کمتر از زاگرس است و همین موضوع فرصت مناسبی برای نیروهای اطفا فراهم می‌کند.
از نظر شرایط زمین و امکان خاموش‌سازی، زاگرس دوباره چهره سخت‌گیرانه‌تری دارد. شیب‌های تند، مسیرهای صعب‌العبور و گرمای طاقت‌فرسا دسترسی نیروها را دشوار می‌کند. در چنین محیطی خاموش کردن آتش، حتی با تجهیزات کامل، زمان‌بر و پرخطر است. در مقابل، خنکی نسبی هوا، رطوبت بالا و دسترسی بهتر در بخش‌های زیادی از جنگل‌های شمال، عملیات خاموش‌سازی را ساده‌تر می‌کند.
خطاهای انسانی یک سرچشمه اصلی
در هر دو منطقه، سرچشمه اصلی آتش اغلب خطاهای انسانی است؛ از سوزاندن زباله و بقایای کشاورزی گرفته تا توسعه زمین‌ها یا موارد عمدی که بسیار جای تاسف دارد. تفاوت اصلی در اینجاست که همان خطا در زاگرس، به دلیل خشکی شدید، اغلب به حادثه‌ای بزرگ و بعضاً غیرقابل‌کنترل تبدیل می‌شود، در حالی که در هیرکانی، به‌جز شرایط خاص سال‌های خشک، معمولاً در همان مراحل اولیه مهار می‌شود.
هدف از این مقایسه آن بود که نشان دهد آتش‌سوزی در هر منطقه نتیجه مستقیم رابطه میان اقلیم، پوشش گیاهی و رفتار انسان است. درک این تفاوت‌ها می‌تواند زمینه مدیریت مؤثرتر، پیشگیری بهتر و کاهش خسارت در هر دو پهنه جنگلی کشور را فراهم کند؛ که می‌توان آن را گامی اساسی برای حفظ آینده جنگل‌ها و تقویت تاب‌آوری سرزمینمان دانست.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: هیرکانی و قصه دست ها
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید