اقتصاد نحیف و تغیر اقلیم؛ ترکیب مرگبار برای منابع تکرار نشدنی ایران
به گزارش گلونی،۲۰ سال پیش متخصصان ما نسبت به همه چالشهای پیشرویمان در منابع طبیعی و محیط زیست هشدار میدادند و روزهای سخت را پیشبینی میکردند اما بیشتر سیاستگذاران حوزههای مختلف همه آنها را قصه و افسانه و حتی چرندیات میدانستند. اکنون نه فقط همه آنها روی داده، مؤلفهها شدیدتر از پیشبینی بوده یا حتی عناصر دیگری هم برای تأثیرگذاری وارد میدان شدهاند. کمتر کسی تغییر اقلیم و نحیف شدن بنیه اقتصاد را با این درجات میتوانست پیشبینی کند اما روی داده است. و این دو با سرعت سرسامآوری در حال نابودی منابع تکرارنشدنیمان هستند.
افزایش میانگین دما و خشکسالیهای چندساله، رمق بسیاری از رویشگاههای طبیعیمان را دارد میکشد و خواهد کشید، و آثارش سالهای بعد بسیار نمایانتر خواهد بود. از سوی دیگر وقتی شرایط اقتصادی مردم و کشور بحرانی میشود و درآمدهای موردنیازشان اتفاق نمیافتد و جان و زندگیها به خطر مینشیند، دیواری کوتاهتر از خاک و زمین و درخت و علف و آب پیدا نمیکنند، بیآنکه بدانند چه جانی را از مام میهن میگیرند. در این شرایط، وضعیت بحرانی دو سازمان نظارتی یعنی منابع طبیعی و آبخیزداری و حفاظت از محیط زیست را از لحاظ اعتباری و نیروی انسانی را هم به آن دو عامل اصلی بیفزایید.
دیر است، زنگ خطر خیلی وقت است به صدا درآمده است
معدنکاوی، آتشسوزیها، تغییرات افسارگسیخته کاربریها از گیاه به بتون و سنگ، آینده غمانگیز و بسیار ترسناک را به پیشرو مینشاند. درسها را زمان، طبیعت و از همه مهمتر سیاستها و تصمیمهای اشتباه و ویرانکننده دادهاند. دریاچه ارومیه و تالابها و رودخانههای خشکشدهمان نماد اینهاست که هیچکس پیشبینی برهوتشدنشان را توجه نکرد.
حالا این گردباد ویرانگر سراغ منابع دیگرمان رفته است: جنگلهای هیرکانی و زاگرس و ایران تورانی، مراتع و بیابانهای بیمانندمان، دریای مازندران، رودخانهها و منابعی که هنوز زنده هستند. فقط تفاوتش با پیشبینیهای دو دهه پیش در این است که سرعت نابودی و خردشدن، چند برابر آن زمان است، درست مانند پیشرفت فناوری …
اکنون بهخوبی میتوان بر اساس همین دادهها که بیشمارند و نیز دانش و تخصص دانشمندان و کارشناسان متعهد، دلسوز و جانفدای داخل و خارج میهنمان، از این مهلکه بیرون آمد اما اگر اقتصاد نحیف بهبود نیابد سرعت ویرانیها بیشتر افزایش مییابد.
پایان پیام
نویسنده: محمد متینیزاده
