سرگذشت جنگ‌های ایران و یونان؛ از خشایارشا تا داریوش دوم

سرگذشت جنگ‌های ایران و یونان؛ از خشایارشا تا داریوش دوم

سرگذشت جنگ‌های ایران و یونان؛ از خشایارشا تا داریوش دوم

به گزارش گلونی، خشایارشا پس از رسیدن به پادشاهی، نخست مصر را آرام کرد و برادرش هخامنش را حاکم آن‌جا ساخت. سپس به بابل رفت؛ شهری که شورش کرده بود و او با سختگیری آن را دوباره مطیع کرد. او در کتیبه‌هایش می‌گوید زمانی که بر تخت نشست، پرستش اهورامزدا را در منطقه‌ای که مردمش «خدایان دروغین» می‌پرستیدند، اجباری کرد. این کار نشان می‌دهد سیاست معمول مدارا با مذاهب گاهی کنار گذاشته می‌شد، اما شواهد زیادی در این‌باره وجود ندارد. به نظر می‌رسد خشایارشا فقط در جایی این کار را انجام داده بود که دوباره به خدایانی احترام گذاشته می‌شد که زرتشت با آن‌ها مخالف بود.
خشایارشا علاقهٔ زیادی به هنر و معماری داشت و سلیقه‌ای ظریف و بلندپروازانه نشان می‌داد. او در آغاز نمی‌خواست با یونان وارد جنگ شود، اما فرماندهان پدرش او را به ترسویی متهم کردند. همین باعث شد او تصمیم بگیرد برنامهٔ داریوش را ادامه بدهد و به یونان لشکرکشی کند. سه سال ارتش بزرگی از سراسر کشور جمع شد. هرودوت، تاریخ‌نگار یونانی، با جزئیات دربارهٔ این ارتش نوشته است؛ هرچند گفته‌های او و نویسندگان یونانی معمولاً اغراق‌آمیز است.
بر اساس محاسبات امروزی، سپاه ایران حدود دویست و پنجاه هزار سرباز داشت و ناوگانش نزدیک به ششصد کشتی. ارتش از سارد به سوی شمال‌غرب حرکت کرد و از پلی چوبی که روی هلسپونت ساخته شده بود، وارد اروپا شد. در همان زمان، یونانیان برای دفاع از خود متحد شدند و حدود پنجاه هزار سرباز ورزیده و ناوگانی بزرگ آماده کردند.
نبردهای مهمی رخ داد. در ترموپیل، ایرانیان با اسپارتی‌ها روبه‌رو شدند. آن‌ها توانستند گردنه را دور بزنند و سیصد اسپارتی را در محاصره بکشند؛ ماجرایی که بعدها یونانی‌ها به صورت داستانی قهرمانانه روایت کردند. پس از آن ایرانیان به آتن رفتند؛ شهری که مردمش آن را تخلیه کرده بودند. ناوگان یونان در تنگهٔ سالامیس منتظر ایران بود. در نبرد سالامیس، یونانیان با کشاندن کشتی‌های سنگین ایرانی به آب‌های کم‌عمق، آن‌ها را شکست دادند.
بعد از این شکست، خشایارشا به سارد برگشت و فرمانده باتجربه‌اش، مردونیه، را در یونان باقی گذاشت. مردونیه در دشت پلاته با سپاه آتن و اسپارت روبه‌رو شد و کشته شد. پس از این شکست، ایران دیگر تلاش نکرد جنگ را ادامه بدهد. در عوض یونانیان به حمله پرداختند و بخش‌هایی از منطقهٔ غربی امپراتوری ایران را تسخیر کردند.
با وجود دشمنی‌ها، ایران هنوز برای برخی رهبران یونانی جذاب بود. بعضی از آن‌ها تلاش کردند با ایران همکاری کنند یا به خدمت شاهنشاهی درآیند. اما یونانیان کمی بعد دوباره دچار اختلاف شدند؛ آتن و اسپارت بر سر قدرت با یکدیگر جنگیدند و همین اختلاف‌ها باعث شد ایران گه‌گاه در امور یونان دخالت کند. حدود سی سال بعد، اسپارتی‌ها با کمک طلای ایران آتن را شکست دادند.
خشایارشا پس از بازگشت به ایران سرگرم ساختن کاخ‌ها و بناهای متعدد شد. او در سال 466 پیش از میلاد در نتیجهٔ توطئهٔ درباری کشته شد. بعد از مدتی آشوب، پسرش اردشیر یکم به قدرت رسید و حدود چهل سال با آرامش حکومت کرد. او نیز بیشتر وقتش را صرف ساختن کاخ‌ها کرد و توانست شورش مصر را که آتنی‌ها پشتیبانی‌اش می‌کردند، دوباره فرو بنشاند.
در سال ۴۴۹ پیش از میلاد، ایران و آتن پیمان صلحی به نام «صلح کالیاس» امضا کردند. با مرگ اردشیر، پسرانش مدتی بر سر قدرت جنگیدند و سرانجام اوخوس با نام داریوش دوم بر تخت نشست. او بیشتر عمرش را صرف خاموش کردن شورش والیان و مقابله با دخالت یونانیان کرد. در پایان، حمایت ایران از اسپارت باعث شد اسپارت بتواند آتن را شکست دهد.

منبع: مجموعه پژوهش آکسفورد، ویراستاری دکتر تورج دریایی

پایان پیام

ویراستار متن: زهره درگاهی

در گلونی بیشتر بخوانید: داریوش شاه و آغاز رویارویی ایران و یونان
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید