وطن فراتر از مرزهاست؛ روایت ژاله آموزگار از فرهنگ و زبان
به گزارش گلونی، ما همه در کنار زبان رسمی فارسی، زبانهای دیگری را هم در زندگی روزمرهمان نفس میکشیم. هر منطقه آهنگ و رنگ خودش را دارد. من خودم ترکی را روان سخن میگویم و از موسیقی ترکی لذت میبرم؛ موسیقیای که برای من مثل رودخانهای آشناست. با این حال، در مقام یک ایرانی، زبان رسمی و ملی ما فارسی است؛ زبانی که در سراسر این سرزمین همچون ستون اصلی بنا عمل میکند. در پهنه گسترده ایران، هر گوشه زبان و لهجه خود را دارد، اما فارسی همان جایی است که صداها همدیگر را پیدا میکنند. منِ آذربایجانی میتوانم با هموطن بلوچم صحبت کنم، و هموطن کرد من میتواند با گیلانی وارد گفتگو شود. این پل ارتباطی تنها از یک زبان رسمی و پیوسته برمیآید؛ زبانی که قرنهاست بار فرهنگ، شعر، دانش و حافظهٔ جمعی ما را به دوش میکشد.
اینها سخنان ژاله آموزگار است؛ بانویی که در زادروز هشتادوششسالگیاش، باز هم با صدایی آرام اما استوار، درباره زبان فارسی سخن گفت. کسی که ما را به جهان اسطورهها برد، فهم زبانهای پهلوی و اوستایی را برای مشتاقان ممکن کرد و با نگارش «اسطورهٔ زندگی زرتشت»، راهی روشن به گذشته گشود تا بدانیم ریشههایمان کجا هستند و از کجا قد کشیدهایم. آموزگار سالهای بسیاری از عمرش را وقف فرهنگ و زبان فارسی کرده است. او وطن را در محدوده خطکشیهای سیاسی نمیبیند؛ وطن در نگاه او جایی است که فرهنگ و خاطرههای مشترک حضور دارند. وطن چیزی فراتر از خاک است؛ وطن همان روایتهایی است که در زبان فارسی زنده ماندهاند، زبانی که مثل رشتهای پنهان اما محکم، ایرانیان را به گذشتهشان گره میزند.
زبان و خط فارسی همچنان پابرجا میماند
گذشته را همیشه نباید در صفحات گردگرفته تاریخ جست. گاهی گذشته همین اکنون ماست؛ همین انتخابهای سادهٔ روزمره. ما یک زبان رسمی داریم: فارسی. اگر زبان مادریمان را پاس بداریم و در عین حال، در نوشتن، سخن گفتن و ساختن در سراسر کشور به خط و زبان فارسی تکیه کنیم، یعنی به گذشتهٔ خود احترام گذاشتهایم. نمیشود در گفتگوهای روزمره غرق در واژگان بیگانه بود و در همان حال از تمدنی سخن گفت که برایمان عزیز است. زبان فقط وسیله بیان نیست؛ آینه هویت ماست.
حفظ زبان و هویت تنها شعار نیست؛ رفتاری است که باید در عمل نمود پیدا کند. از نوشتن پیامهای کوتاه با فارسی درست به جای فینگلیش، تا بستهبندی محصولات ایرانی که بهتر است با خط فارسی زینت داده شود؛ بستههایی که چهرهٔ خط نستعلیق را، این نگین خوشتراش هنر ایرانی، به نمایش بگذارند. وقتی کالایی برای مردم این سرزمین ساخته میشود، چه چیزی طبیعیتر از آنکه زبان این مردم نیز روی آن بنشیند؟
تاریخ محو نمیشود، تمدن خاموش نمیگردد و زبان و خط فارسی همچنان پابرجا میماند؛ زیرا این وطن، «ژاله»های بسیاری پرورده است؛ مردمی که با اندیشه و آگاهی، چراغ فرهنگ را نسل به نسل روشن نگه داشتهاند. ادامه این مسیر در گرو همین دقتهای کوچک اما تاثیرگذار است، دقتهایی که فرهنگ را از دیروز تا امروز و از امروز تا فردا حمل میکنند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
