کتاب در مسیر؛ جای خالی تورهای کتابخوانی در زندگی فرهنگی ما
به گزارش گلونی، در جامعهای که سرعت زندگی و سلطهی رسانههای تصویری فرصت مطالعه را محدود کرده است، نبود تورهای کتابخوانی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. این تورها میتوانستند کتاب را از یک فعالیت فردی به یک تجربهی جمعی تبدیل کنند؛ تجربهای که سفر، گفتوگو و اندیشه را در کنار هم قرار دهد و کتاب را از قفسههای کتابخانهها به دل طبیعت، تاریخ و زندگی روزمره بیاورد.
امروز بسیاری از برنامههای فرهنگی به سمت نمایشگاهها، جشنوارهها و نشستهای رسمی رفتهاند، اما کمتر ابتکاری برای پیوند دادن کتاب با سفر و زندگی روزمره دیده میشود. جای خالی تورهایی که بتوانند کتاب را به دل شهرها، روستاها و مکانهای تاریخی بیاورند، بهوضوح در فضای فرهنگی کشور احساس میشود. این فقدان نهتنها علاقه به مطالعه را محدود کرده، بلکه فرصتهای اجتماعی برای گفتوگو و کشف جهان از دریچهی کتاب را نیز کاهش داده است.
تور کتابخوانی میتواند بستری باشد برای آنکه نسلهای مختلف در کنار هم بنشینند و دربارهی یک متن گفتوگو کنند. در چنین فضایی، کتاب بهانهای برای ارتباط انسانی میشود؛ ارتباطی که در جامعهی امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم. نبود این تورها باعث شده بسیاری از آثار ارزشمند در سکوت باقی بمانند و ارتباط میان نسلها و گروههای مختلف کتابخوان شکل نگیرد.
اگر چنین تورهایی برگزار شوند، میتوانند بهانهای برای معرفی کتابهای کمتر دیدهشده، نویسندگان محلی و ترجمههای تازه باشند. تصور کنید سفری به کویر با خوانش جمعی یک رمان عاشقانه یا تور کوهستانی با همراهی یک کتاب تاریخی؛ تجربهای که میتواند همزمان لذت سفر و عمق مطالعه را در خود داشته باشد. اما نبود چنین برنامههایی باعث شده کتاب همچنان در محدودهی فردی باقی بماند و از ظرفیت اجتماعی خود محروم شود.
در شرایطی که بسیاری از فعالیتهای فرهنگی با چالشهای مالی و ساختاری مواجهاند، تور کتابخوانی با هزینهای اندک و اثرگذاری بالا میتواند نمونهای موفق از ابتکار مردمی در حوزه فرهنگ باشد. نبود این ابتکار فرهنگی، خلأیی جدی در مسیر عدالت فرهنگی و دسترسی عمومی به کتاب ایجاد کرده است. در جامعهای که نیازمند گفتوگو و اندیشه است، جای خالی تورهای کتابخوانی بهعنوان یک تجربهی ساده اما عمیق، بیش از پیش به چشم میآید.
این تورها میتوانند فرصتی باشند برای آنکه کتاب از فضای رسمی و محدود کتابخانهها و سالنهای همایش خارج شود و به دل زندگی روزمره بیاید. در اتوبوس، در قطار، در مسیر یک سفر کوتاه یا بلند، کتاب میتواند همراهی باشد که نهتنها سرگرم میکند، بلکه ذهن را به اندیشه وادار میسازد. نبود چنین تجربههایی، نشانهای از کمتوجهی به ظرفیتهای فرهنگی جامعه است؛ ظرفیتی که میتواند با کمترین هزینه، بیشترین اثر را داشته باشد.
جای خالی تورهای کتابخوانی همچنین در حوزه آموزش و پرورش احساس میشود. دانشآموزان و دانشجویان میتوانند با حضور در چنین برنامههایی، کتاب را نه بهعنوان تکلیف درسی، بلکه بهعنوان تجربهای لذتبخش و اجتماعی بشناسند. این نگاه تازه میتواند علاقه به مطالعه را در نسل جوان تقویت کند و کتاب را به بخشی از زیست روزانه آنان تبدیل کند. اما نبود این برنامهها باعث شده کتاب همچنان در قالب رسمی و خشک باقی بماند و از جذابیت اجتماعی خود دور شود.
در نهایت، تور کتابخوانی نهتنها فرصتی برای خواندن، بلکه مجالی برای زیستن اندیشه است؛ تجربهای که میتواند کتاب را به بخشی از زیست جمعی ما تبدیل کند و یادآور شود که خواندن، هنوز هم میتواند آغاز یک سفر باشد. جای خالی این تورها امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود و پر کردن این خلأ میتواند یکی از مهمترین گامها در مسیر توسعه فرهنگی کشور باشد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
