خاموشی تدریجی یک هنر درخشان؛ چرا کاشیکاری ایرانی به حاشیه رانده شد؟
به گزارش گلونی، کاشیکاری، یکی از شاخصترین جلوههای هنر و معماری ایرانی، سالهاست که از متن شهرها و بناهای معاصر عقبنشینی کرده و جای خود را به مصالح صنعتی و الگوهای تکراری داده است. هنری که قرنها زبان بصری معماری ایران بود، امروز بیش از آنکه در فضاهای زنده شهری دیده شود، در بناهای تاریخی، مرمتها و قاب عکسها حضور دارد.
کارشناسان معتقدند نخستین ضربه به کاشیکاری سنتی از مسیر اقتصاد وارد شد. اجرای این هنر مبتنی بر نیروی انسانی ماهر، زمان طولانی و هزینه بالا است؛ مؤلفههایی که با منطق ساختوساز سریع و سودمحور امروز همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، کاشیهای صنعتی و پیشساخته به انتخاب اول سازندگان تبدیل شده و هنر دست، به حاشیه رانده شده است.
در کنار عامل اقتصادی، ضعف در نظام آموزش سنتی نیز نقش تعیینکنندهای داشته است. کاشیکاری بیش از آنکه دانشی نظری باشد، مهارتی تجربی و استاد–شاگردی است. با تعطیلی تدریجی کارگاهها و کاهش حمایت نهادی، بسیاری از استادکاران بدون آنکه شاگردی تربیت کنند، از چرخه تولید کنار رفتهاند. نتیجه، گسستی است که انتقال دانش چندصدساله را با تهدید جدی روبهرو کرده است.
تغییر ذائقه معماری معاصر عامل دیگری است که نمیتوان از آن چشم پوشید. معماری امروز ایران یا به سوی سادهسازی افراطی و تقلید از الگوهای جهانی رفته، یا به بازتولید سطحی از عناصر سنتی بسنده کرده است. در هر دو حالت، کاشیکاری یا «تزئینی و غیرضروری» تلقی شده یا به شکلی نمایشی و بیارتباط با ساختار فضا استفاده شده است؛ رویکردی که به تضعیف جایگاه این هنر انجامیده است.
اهمیت کاشیکاری اما فراتر از زیبایی بصری است. این هنر حامل مفاهیم عمیق فرهنگی، دینی و فلسفی است؛ از هندسههای نمادین و تکرارهای معنادار گرفته تا پیوند رنگ، نور و فضا. حذف کاشیکاری از معماری، به معنای حذف بخشی از زبان فرهنگی و هویتی ایران است؛ زبانی که قرنها معماری این سرزمین را از دیگر نقاط جهان متمایز کرده بود.
به باور صاحبنظران، احیای کاشیکاری نیازمند نگاه نو و حمایت جدی است؛ نه بازگشت نوستالژیک به گذشته، بلکه بازتعریف این هنر در متن معماری امروز. تا زمانی که کاشیکاری صرفاً بهعنوان عنصری تزئینی دیده شود و نه بخشی از اندیشه معماری، روند کمرنگشدن آن ادامه خواهد داشت. این هنر هنوز زنده است، اما بقای آن به تصمیمهای امروز وابسته است؛ تصمیمهایی که میتوانند میان فراموشی و تداوم، یکی را انتخاب کنند.
پایان پیام
