وقتی زمین نفسش می‌گیرد؛ حفاظت از محیط‌ زیست، وظیفه‌ای میان دولت و مردم

وقتی زمین نفسش می‌گیرد؛ حفاظت از محیط‌ زیست، وظیفه‌ای میان دولت و مردم

وقتی زمین نفسش می‌گیرد؛ حفاظت از محیط‌ زیست، وظیفه‌ای میان دولت و مردم

به گزارش گلونی، در سال‌هایی که آلودگی هوا رکورد می‌زند، تالاب‌ها یکی‌یکی خشک می‌شوند و فرونشست زمین به خبر عادی تبدیل شده، «حفاظت از محیط‌ زیست» دیگر یک شعار لوکس یا دغدغهٔ حاشیه‌ای نیست؛ مسئله‌ای است در قلب امنیت، سلامت و آیندهٔ ایران. پرسش اصلی این است: حفاظت از محیط‌ زیست دقیقاً یعنی چه و مسئولیت آن بر دوش چه کسانی است؟ دولت یا مردم؟ پاسخ کوتاه و صادقانه این است: هر دو. پاسخ دقیق‌تر اما، داستانی پیچیده‌تر دارد.
حفاظت از محیط‌ زیست در تعریف علمی، مجموعه‌ای از سیاست‌ها، قوانین و رفتارهاست که با هدف جلوگیری از تخریب طبیعت، کاهش آلودگی و حفظ منابع طبیعی برای نسل‌های آینده طراحی می‌شود. این تعریف ساده، در عمل به میدان کشمکش منافع اقتصادی، ضعف حکمرانی، کمبود آگاهی عمومی و فشارهای اجتماعی تبدیل می‌شود. به همین دلیل است که محیط‌ زیست همیشه قربانی توسعهٔ شتاب‌زده می‌شود؛ توسعه‌ای که اغلب «امروز» را می‌بیند و «فردا» را نادیده می‌گیرد.
در ایران، چارچوب قانونی حفاظت از محیط‌ زیست وجود دارد. اصل ۵۰ قانون اساسی صراحتاً می‌گوید حفاظت از محیط‌ زیست وظیفهٔ عمومی است و هر فعالیت اقتصادی مخرب باید متوقف شود. اما فاصلهٔ قانون روی کاغذ تا اجرا روی زمین، همان شکافی است که بحران‌ها از دل آن بیرون می‌آیند. اینجاست که نقش دولت برجسته می‌شود.
دولت، بازیگر اصلی سیاست‌گذاری محیط‌ زیستی است. از تدوین قوانین و استانداردهای آلودگی گرفته تا نظارت بر صنایع، مدیریت منابع آب، حفاظت از مناطق طبیعی و برخورد با متخلفان. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد در کشورهایی که دولت‌ها سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر محیط زیستی را اجرا کرده‌اند، کاهش آلودگی هوا و انتشار کربن به‌طور معناداری رخ داده است. اما این فقط به «وجود دولت» ربط ندارد؛ به کیفیت حکمرانی ربط دارد. دولتی که همزمان مجوز پروژه‌های پرمصرف آب می‌دهد و از بحران کم‌آبی سخن می‌گوید، در عمل پیام متناقضی به جامعه می‌فرستد.
وقتی زمین نفسش می‌گیرد؛ حفاظت از محیط‌ زیست، وظیفه‌ای که بین دولت و مردم دست‌به‌دست می‌شود
در این نقطه، مردم وارد صحنه می‌شوند. برخلاف تصور رایج، نقش مردم صرفاً «مصرف کمتر» یا «زباله نریختن» نیست، هرچند همین رفتارهای ساده هم اثر جمعی بزرگی دارند. نقش واقعی جامعه در حفاظت از محیط‌ زیست، در مطالبه‌گری، فشار اجتماعی و تغییر هنجارهاست. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد بدون مشارکت مردم، حتی سخت‌گیرانه‌ترین قوانین محیط‌زیستی هم روی زمین می‌مانند.
رفتارهای روزمرهٔ شهروندان، از مصرف آب و انرژی گرفته تا انتخاب شیوهٔ حمل‌ونقل، مستقیماً بر وضعیت محیط‌ زیست اثر می‌گذارد. اما این رفتارها در خلأ شکل نمی‌گیرند. وقتی آموزش محیط‌ زیستی ضعیف است، شفافیت اطلاعات وجود ندارد و تخلفات مخیط زیستی بی‌هزینه می‌مانند، نمی‌توان انتظار داشت شهروندان به‌تنهایی بار حفاظت از طبیعت را به دوش بکشند. مشارکت مردم زمانی معنا پیدا می‌کند که احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و اثر دارد.
در این میان، سازمان‌های مردم‌نهاد نقش واسطه را بازی می‌کنند؛ پلی میان دولت و جامعه. این نهادها با آموزش، آگاهی‌رسانی، رصد تخلفات و حتی ورود به فرآیندهای سیاست‌گذاری، خلأهای ساختاری را تا حدی پر می‌کنند. بسیاری از موفق‌ترین پروژه‌های حفاظت از تالاب‌ها، جنگل‌ها و گونه‌های در معرض خطر، نتیجهٔ همکاری NGOها با جوامع محلی بوده است؛ همکاری‌ای که بدون اعتماد و مشارکت ممکن نیست.
تحلیل داده‌های جدید نشان می‌دهد بهترین نتایج محیط‌ زیستی زمانی حاصل می‌شود که سه ضلع مثلث «دولت، مردم و جامعهٔ مدنی» هم‌زمان فعال باشند. دولت بدون مردم، به دستگاهی پرهزینه و کم‌اثر تبدیل می‌شود. مردم بدون دولت، ابزار قانونی و ساختاری ندارند. و جامعهٔ مدنی بدون حمایت هر دو، در حاشیه باقی می‌ماند.
حفاظت از محیط‌ زیست در نهایت یک انتخاب سیاسی و اجتماعی است. انتخابی میان سود کوتاه‌مدت و زیان بلندمدت، میان توسعهٔ ناپایدار و آینده‌ای قابل زیستن. زمین هنوز نفس می‌کشد، اما نفس‌هایش کوتاه‌تر شده‌اند. این‌که این نفس‌ها به خاموشی برسند یا دوباره عمیق شوند، به تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز، هم در اتاق‌های دولت گرفته می‌شود و هم در زندگی روزمرهٔ مردم.
پایان پیام
در گلونی بیشتر بخوانید: برف آمد، بحران ماند؛ چرا بارش‌های زمستانی نجات‌دهنده‌ی کم‌آبی ایران نیستند؟
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید