خانهریز؛ رویایی یا سرابی در بحران مسکن؟
به گزارش گلونی، در شرایطی که افزایش بیرویه قیمت مسکن، داشتن سرپناهی امن را به رویایی دور از دسترس برای بسیاری از ایرانیان تبدیل کرده است، شهرداری تهران با طرحی نوآورانه به نام «خانهریز» پا به عرصه میدان گذاشته است. این طرح، که وعده مشارکت شهروندان با سرمایههای اندک در بازار مسکن و مقابله با موج تورم را میدهد، در ظاهر ماهیتی حمایتی دارد، اما در باطن گویی توجیهی برای نبود مدیریت درست قیمت مسکن است.
رویای داشتن مسکن واژهای است که این روزها زیاد به گوشمان میخورد. چه جوان باشید و چه در دوران بازنشستگی، حتماً یک بار از این واژه استفاده کردهاید: خانه را هرکه از خودش داشته، از قدیم داشته است؛ وگرنه با این قیمتهای سرسامآور مگر میشود دیگر خانه خرید؟ آری، داشتن یک خانه با سند تکبرگ در جامعه امروز ما به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده است.
اکنون که قیمتهای مسکن، خودرو و اقلام ضروری روز به روز با افزایش چشمگیری روبرو است، ارائه طرحی مانند «خانهریز» که به افراد اجازه میدهد با سرمایههای اندک، بخشهای کوچک و متری از پروژههای ساختمانی را خریداری کنند، در نگاه اول میتواند جذاب به نظر برسد. اما مفهوم «خانهریز» از دید من توهین بزرگی است؛ چون فرد به عنوان مالکیت مشاعی ۰.۰۱ متر مربع از یک ملک، میتواند این امکان را داشته باشد که با جمع کردن این واحدهای کوچک، کمکم مالک بخشی از یک پروژه یا حتی یک واحد کامل مسکونی شود.
این که این ملک چه زمانی به طور کامل به دست خریدار میرسد، هیچکس نمیداند. آنچه کارشناسان مسکن میگویند این است که خرید یک خانه برای یک کارمند حدود ۱۰۰ سال طول میکشد؛ حالا حساب کنید با رشد ساعتی تورم، یک کارمند بعد از چند سال میتواند این سانتیمترهای خریداریشده را جمع کند و خود را صاحبخانه بداند؟
نکته مهم این است که مسئولان شهری معتقدند این طرح، ضمن حفظ ارزش سرمایه شهروندان در برابر تورم، فرصت مشارکت در سود پروژههای ساختمانی را هم برای آنها فراهم میکند. علاوه بر این، قابلیت معامله «خانهریز»ها در بازار ثانویه، به سرمایهگذاران این امکان را میدهد که از پروژه خارج شوند یا دارایی خود را منتقل کنند؛ چیزی که میتواند به رونق ساختوساز و در نتیجه بهتر شدن وضعیت اقتصادی کشور کمک کند.
من به عنوان یک جوان که در دهه ۴۰ زندگی خود هستم، دیگر چقدر میتوانم صبر کنم تا مسکنی کوچک در مرکز شهر داشته باشم؟ یا یک سرپرست خانواده با چندین سال سابقه کار، دیگر چقدر توان و نیرو دارد تا بتواند پسانداز خود را به خانهریز تبدیل کند؟ اگر این طرح از نظر مسئولان شهری نگهدارنده ارزش مالی سرمایه است، پس تکلیف سرمایه جسمی و روانی چه میشود؟
آیا این توضیحات، تصویری کامل از واقعیت ارائه میدهند؟ مسئلهای که برای همه، چه شهروندان و چه مسئولان، روشن است و هیچکدام نمیتوانیم آن را انکار کنیم، این است که ریشه اصلی بحران مسکن در سیاستگذاریهای ناکارآمد، نبود نظارت مؤثر و مدیریت نامناسب در تولید و عرضه مسکن است. حالا طرح «خانهریز» به جای پرداختن به این مسائل اصلی، راهحلی جزئی و شاید سطحی است که فروش متراژهای بسیار کوچک از املاک، پاسخ درستی برای مردم ایران نیست.
رویکرد شهرداری تهران بیشتر جنبه تبلیغاتی و رسانهای دارد
شهرداری تهران در سالهای اخیر اقدامات زیادی در حوزههای گوناگون انجام داده است که موضوع گزارش من نیست. اما فکر پشت طرح «خانهریز» از دیدگاه من بیشتر جنبه تبلیغاتی و رسانهای دارد و کمتر میتوان در آن نشانی از حمایت واقعی دید. آنچه از چشمانداز طرح «خانهریز» و ایدههای مشابه، با کوچکسازی مفهوم مالکیت مسکن، دیده میشود، ممکن است به صورت مقطعی نگاه جامعه را نسبت به خانه و ارزش آن تغییر بدهد، اما در بلندمدت توقعهای غیرواقعی را بیشتر میکند. چون نگاه این طرح، به جای تمرکز بر راهحلهای اساسی برای کنترل قیمتها و افزایش عرضه مسکن متناسب با نیاز واقعی، به سمت طرحهایی رفته که بیشتر جنبه تبلیغاتی و رسانهای دارند تا حمایتی و عملی.
طرح خانهریز سرابی در دل مسکن
نباید از یاد برد که هدف اصلی هر شهروند، داشتن یک واحد مسکونی امن و مستقل است، نه مالکیت کسری از متر مربع که کامل شدن آن نیاز به سرمایهگذاری بلندمدت و قابل توجهی دارد. اگر سازوکار طرح «خانهریز» به گونهای طراحی شده باشد که افراد نتوانند در نهایت به مالکیت یک واحد کامل برسند و سرمایه آنها به پروژههای بعدی منتقل شود، این چرخه میتواند ادامه پیدا کند و «خانه» همچنان در دایره آرزوهای دستنیافتنی باقی بماند.
آنچه مهم و حیاتی است این است که جامعه ایران در این شرایط حساس کنونی که دوران ناآرامیهای اقتصادی را پشت سر میگذارد، خواهان مدیریت درست و راهحلهای عملی برای دسترسی به مسکن است، نه خرید «خانهریز»هایی که فقط روی آرزوی داشتن خانه سرپوش میگذارند و خانهدار شدن را به سرابی بزرگ در دل کویر مسکن تبدیل میکنند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
