پارادوکس صعود؛ پیروزی در اوج و سقوط در اخلاق
به گزارش گلونی ویدئوی منتشرشده از زبالههای جمعآوریشده از پناهگاه تخت فریدون دماوند، بار دیگر زنگ خطر رفتارهای نادرست در طبیعت را به صدا درآورده است. انبوهی از بطریهای پلاستیکی و پسماندهایی که تنها طی دو ماه در جبهه شمال شرقی دماوند انباشته شدهاند، پرسشی جدی را پیش روی جامعه کوهنوردی و دوستداران طبیعت قرار میدهد: آیا فتح قله بدون احترام به محیط زیست، موفقیت محسوب میشود؟ این تصاویر را شاید بتوان با یک جمله خلاصه کرد: «صعود به دماوند یا سقوط اخلاق؟»
ویدئوی منتشرشده توسط مجید قهرودی، عکاس طبیعت و کوهنوردی که سالهاست دماوند را در قاب دوربین خود ثبت میکند، از همین جنس است. او در این ویدئو در کنار انبوهی از زبالههای جمعآوریشده از پناهگاه تخت فریدون ایستاده و توضیح میدهد که این حجم از پسماند تنها در مدت دو ماه در جبهه شمال شرقی دماوند انباشته شده؛ موضوعی که ابعاد بحران را روشنتر میکند.
آنچه دیده میشود فقط چند بطری یا کیسه رهاشده نیست. حجم زبالهها به اندازهای است که نشان میدهد مسئله، موردی و محدود نیست. بخش عمده این پسماندها شامل بطریهای آب، ظروف یکبارمصرف و بستهبندی مواد غذایی است؛ زبالههایی که در ارتفاعات باقی میمانند و سالها در طبیعت تجزیه نمیشوند.
پارادوکس صعود و مسئولیتی که نادیده گرفته میشود
دماوند فقط یک کوه نیست؛ بلندترین قله ایران و بخشی از هویت طبیعی و فرهنگی کشور است. برای بسیاری از کوهنوردان، صعود به دماوند تجربهای فراتر از ورزش است؛ ترکیبی از چالش جسمی، مواجهه با طبیعت و جستوجوی آرامش. اما همین مسیر، امروز با تصویری از انباشت زباله همراه شده است. پارادوکس صعود همینجاست؛ کسانی که برای سلامت جسم و آرامش ذهن خود ساعتها در مسیرهای سخت کوهستانی حرکت میکنند، گاهی در همان مسیر سادهترین مسئولیت محیط زیستی را نادیده میگیرند.
صعود به دماوند یا سقوط اخلاق؟
در حالیکه صعود به قله نیازمند آمادگی و برنامهریزی است، حفاظت از طبیعت تنها به یک اصل ساده وابسته است: بازگرداندن زباله به پایین کوه. در چنین شرایطی، عبارت «صعود به دماوند یا سقوط اخلاق؟» فقط یک تیتر احساسی نیست، بلکه توصیفی از واقعیتی است که در بخشی از مسیرهای کوهستانی قابل مشاهده است.حفظ محیط زیست فراتر از تحسین زیباییهاست.
کاهش مصرف پلاستیک، استفاده کمتر از ظروف یکبارمصرف و بازگرداندن پسماندها به شهر، اصول ابتدایی اما حیاتی رفتار مسئولانه در طبیعت هستند. طبیعت نه محل دفع زباله است و نه توانایی پاکسازی بینهایت اثرات انسانی را دارد.از نگاه ساختاری، این مسئله بیش از آنکه فنی باشد، فرهنگی است. هیچ نهاد یا برنامهای بدون تغییر رفتار فردی نمیتواند این حجم از زباله را کنترل کند. اگر هر کوهنورد مسئول پسماند خود باشد، بخش بزرگی از مشکل اساساً شکل نمیگیرد.با این حال، نقش گروهها نیز مهم است.
بیشتر صعودها به دماوند بهصورت گروهی انجام میشود. در این شرایط، سرگروهها و لیدرها میتوانند نقش آموزشی و کنترلی مهمی داشته باشند؛ از یادآوری اصول سادهای مثل «هرچه با خود آوردهای با خود بازگردان» تا نظارت بر رفتار اعضا در طول مسیر. همین اقدامات کوچک میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.از سوی دیگر، انتشار چنین تصاویر و ویدئوهایی نباید صرفاً به ابراز تأسف ختم شود. این تصاویر هشداری هستند که نشان میدهند فشار حضور انسان بر زیستبومهای حساس کوهستانی رو به افزایش است. دماوند ظرفیت نامحدود ندارد؛ هر زباله رهاشده، بخشی از این فشار را افزایش میدهد.
طبیعت ایران بیش از هر زمان دیگری به مسئولیتپذیری نیاز دارد. حفاظت از محیط زیست در شعارها اتفاق نمیافتد؛ در تصمیمهای کوچک روزمره شکل میگیرد. انتخاب کمتر مصرف کردن، جمعآوری زباله و بیتفاوت نبودن نسبت به تخریب طبیعت، سادهترین اما مؤثرترین اقداماتی هستند که هر فرد میتواند انجام دهد.
دماوند همچنان پابرجاست، اما آینده آن به رفتار ما وابسته است. ارزش یک صعود واقعی تنها رسیدن به قله نیست، بلکه ردپایی است که از خود به جا نمیگذاریم. اگر قرار باشد زبالهها در شیبهای دماوند باقی بمانند، باید پذیرفت که ما تنها به قله صعود کردهایم و نه به ارزشهای انسانی.
پایان پیام
نویسنده: سحر سمیعانی
